گفت‌وگو با دروازه‌بان اسطوره‌ای یوونتوس

نمی‌خواهم یک تیم را نا امید کنم

ایتالیایی‌ها همیشه دروازه‌بان‌های بزرگی داشتند؛ از دینو زوف تا والتر زنگا و از جانلوکا پایلوکا تا آنجلو پروتزی؛ به همین دلیل وقتی یک دروازه‌بان هفده ساله درون دروازه پارما چهره شد، کسی چندان تعجب نکرد اما کمتر کسی می‌توانست پیش‌بینی کند که آن دروازه‌بان جوان و با استعداد، از همه اسطوره‌های دروازه‌بانی آتزوری پیشی خواهد گرفت.
کد خبر: ۷۳۷۷۲۰

بوفون که در سال 2001 با انتقالی خیره‌کننده از پارما به یوونتوس پیوست و گران‌ترین دروازه‌بان جهان شد، بتازگی پانصدمین بازی‌اش را برای بیانکونری انجام داد. نشریه فور فور تو به همین دلیل مصاحبه‌ای از او منتشر کرده که در ادامه می‌خوانید:

درست است که فوتبال را به‌عنوان‌هافبک آغاز کردی؟ چه شد که دروازه‌بان شدی؟

بله؛ درست است. فکر می‌کنم هر بچه‌ای که فوتبال را آغاز می‌کند، اول از همه دوست دارد گل بزند، تا این‌که مانع گلزنی بشود. آیا مهاجم هم بودم؟ بله؛ برای مدتی. بازیکن خوبی هم بودم. از بازی کردن در جلوی زمین لذت می‌بردم. واقعا خیلی شانسی دروازه‌بان شدم.

در واقع این پدرم بود که مرا به دروازه‌بانی تشویق کرد. البته خودم هم دوست داشتم شبیه توماس انکونو، دروازه‌بان کامرون در جام جهانی 1990 شوم. ابتدا تمایل زیادی برای دروازه‌بان شدن نداشتم اما در جام جهانی 1990، بازی‌های تیم فوق العاده کامرون را دیدم. انکونو یکی از بازیکنان مهم آن تیم بود.

پدرت در رقابت‌های دوومیدانی جوانان اروپا، دوم شد و مادرت هم قهرمان پرتاب وزنه بود. آیا او به تو یاد داد که چطور توپ را پرتاب کنی؟

مادرم، پدرم و خواهرم؛ همگی ورزشکار بودند. پرتاب وزنه؟ نه، او پرتاب دیسک کار می‌کرد. او رکورددار ایتالیا بود. پدرم هم دونده خیلی خوبی بود. خانواده ما خیلی ورزشی بود. آیا این به پیشرفت من کمک کرد؟ فکر می‌کنم بله، شاید باعث شد که ورزش را جدی‌تر بگیرم. خیلی مهم است که از حمایت خانواده‌تان برخوردار باشید.

اولین بازی تو برای پارما، مقابل میلان بود؛ تیمی‌که وه آ، باجو و ساویسویچ را در اختیار داشت، چه احساسی داشتی؟

روز بسیار زیبایی بود؛ یک تجربه فوق‌العاده. برآورده شدن رویایی که سال‌ها برای رسیدن به آن تلاش کردم. بازی خوبی انجام دادم. اجازه ندادم آنها گل بزنند (بازی صفر ـ‌ صفر به پایان رسید). اعتماد به نفس خوبی داشتم. آیا از همان موقع بر سر مدافعان داد می‌زدم؟ فکر می‌کنم این کار را کردم. این کاری است که یک دروازه‌بان باید انجام بدهد.

وقتی به یوونتوس رفتی، چیزی که بیش از همه شنیده می‌شد، 45 میلیون یورویی بود که آنها برای خرید تو پرداختند. وقتی این مبلغ را شنیدی، چه احساسی پیدا کردی؟

واقعا احساس خوبی داشتم. اصلا با این موضوع مشکلی نداشتم. در بازار نقل و انتقالات، چنین اتفاقاتی دیده می‌شود؛ یوونتوسی‌ها بازی مرا دیدند و فکر کردند که من یک پدیده هستم. پس چنین پولی را برای من پرداختند.

اگر آنها به جای 45 میلیون یورو، پنج میلیون یورو هزینه می‌کردند، این‌قدر سر و صدا ایجاد نمی‌کرد. اما این بازار است که قیمت را مشخص می‌کند. یک دروازه‌بان خوب برای یک تیم حیاتی است؛ به اندازه یک مهاجم خوب. حتی گاهی گران‌تر هم هست. آیا حاضر بودم با فقط پنج میلیون به یوونتوس بپیوندم؟ بله؛ این کار را می‌کردم. البته مطمئن نیستم که پارما از این موضوع خوشحال می‌شد.

حدود ده سال قبل تو دچار افسردگی شدی و حتی به نقطه‌ای رسیدی که از حضور در زمین واهمه داشتی. چه کسانی از این موضوع اطلاع داشتند و چرا برای مدتی بازی کردن را کنار نگذاشتی؟

چه کسی از این موضوع اطلاع داشت؟ خودم! باید این موضوع را پیش خودم نگه می‌داشتم؛ حداقل در ابتدا زیرا واقعا فرصتی نداشتم که آن را به بقیه بگویم. اصلا نمی‌دانستم می‌توانم در این مورد صحبت کنم یا نه. اما بتدریج با دوستان و هم‌تیمی‌هایم در این مورد صحبت کردم؛ با کسانی که واقعا با من نزدیک بودند و کم‌کم متوجه شدم که مشکل دارم. این چیزی بود که باید با آن مواجه می‌شدم و درمانش می‌کردم. از بازی کردن دست نکشیدم، زیرا احساس می‌کردم مسئولیت بزرگی در قبال هم‌تیمی‌ها و کسانی که به من اطمینان کرده‌اند، به دوش دارم. نمی‌خواستم آنها را ناامید کنم.

این‌که به‌خاطر رسوایی کالچوپولی، دو قهرمانی یوونتوس گرفته شد، چقدر تو را ناراحت کرد؟ این اتفاق الهام‌بخش ایتالیا برای قهرمانی در جام جهانی 2006 بود. فکر می‌کنی بدون این اتفاق هم ایتالیا قهرمان می‌شد؟

به‌عنوان یک بازیکن حرفه‌ای، این‌که چنین موفقیت‌هایی را از دست بدهی، واقعا ناراحت‌کننده است. آن اتفاق مرا از موفقیت‌های آینده محروم کرد و همین‌طور از دو قهرمانی در گذشته. ما در حالی به آلمان رسیدیم که در مرکز توجهات بودیم و می‌دانستیم که باید کار بزرگی در زمین انجام بدهیم تا پاسخی به همه باشد. بسیار مصمم بودیم، اما واقعا فکر نمی‌کردم قهرمان شویم. مطمئن نیستم که کالچوپولی خیلی روی قهرمان ما تاثیر گذاشته باشد.

هیچ فوتبالیستی به اندازه تو سرود ملی را پرشور و هیجان نمی‌خواند. وقتی چشم‌هایت را می‌بندی و سرود را با صدای بلند فریاد می‌زنی، به چه چیزی فکر می‌کنی؟

به این فکر می‌کنم از این‌که ایتالیایی هستم، خوشحالم و احساس غرور می‌کنم. خیلی خوش‌شانسم که می‌توانم نماینده کشورم باشم.

تو و کاسیاس در یک دهه اخیر بهترین دروازه‌بان‌های دنیا بودید. فکر می‌کنی در یک دهه آینده، دو دروازه‌بان برتر چه کسانی باشند؟

من به جو ‌هارت علاقه دارم. او هنوز جوان است و می‌تواند به یک دروازه‌بان بزرگ تبدیل شود. بین دروازه‌بان‌های جوان‌تر، به بازی تیبو کورتوا خیلی علاقه‌مندم.

چه توصیه‌ای به دروازه‌بان‌های جوان که می‌خواهند به دروازه‌بان حرفه‌ای تبدیل شوند، داری؟

خب برای این‌که این کار را به‌عنوان حرفه انتخاب کنی، باید مازوخیست باشی؛ کمی ‌هم معیوب! به این فکر کن، می‌خواهی وارد ورزشی بشوی که همه از پاهایشان استفاده می‌کنند، اما تو می‌خواهی از دستت استفاده کنی!

منبع 2-4-4/ ترجمه: بهنام جعفرزاده

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰
ایستاده در سیل

روایت دست‌اول امدادگران از عملیات جست‌وجو و نجات در سیل امامزاده داوود و فیروزکوه

ایستاده در سیل

همه زنده زنده سوختند

نصرت‌الدین نصراللهی تنها شاهد حادثه سقوط هواپیمای فرماندهان جنگ، از آن روز می‌گوید

همه زنده زنده سوختند

نیازمندی ها