jamejamonline
فرهنگی کد خبر: ۷۳۵۹۸۹ ۱۷ آبان ۱۳۹۳  |  ۱۶:۴۲

گفتگوی جام جم آنلاین با محمدرضا حیاتی گوینده اخبار تلویزیون:

این شغل بازنشستگی ندارد

ما هم مثل شما لبخند محمدرضا حیاتی گوینده اخبار صدا و سیما را کم دیده ایم و به همین خاطر وقتی او را حوالی ظهر با لبخندی کمرنگ روی لب هایش دیدیم که عینک مطالعه زده بود و داشت در غرفه روبه رویی روزنامه ها را ورق می زد، شک کردیم که نکند خودش نباشد.

این شغل بازنشستگی ندارد

گوینده جدی صدا و سیما، این طرف دوربین، مردی آرام و کم حرف است و همان اندک جملات را هم برای به زبان آوردن با دقت و احتیاط انتخاب می کند. 32 سال گویندگی خبر حالا به او یاد داده است که گاهی پس و پیش شدن حتی کلمه ای زندگی خیلی ها را عوض می کند.

حیاتی فعلا قصد بازنشسته شدن ندارد و در گفت وگو با جام جم آنلاین، معتقد است تا وقتی بتواند همگام با سلیقه و انتظار مخاطبان و دانش روز در حرفه اش پیش برود، مخاطبانش او را می پسندند. هیچ روزی از زندگی او بی مطالعه نمی گذرد، هم روزنامه می خواند و هم اهل مطالعه در فضای مجازی است و همین علاقه به خواندن و دانستن است که باعث شده، جزو اولین بازدیدکننده های نمایشگاه مطبوعات باشد.

سال گذشته عارضه ای وقت خواندن خبر برای تان پیش آمد. انگار از موضوعی به شدت متاثر شدید و صدای تان گرفت. یادتان هست کدام خبر بود ؟

متاثر نشده بودم. لارنژیت شدید داشتم و وقت خواندن خبر عوارضش را نشان داد و صدایم به شدت گرفت. خبر را هم به خوبی یادم هست درباره دیدار رهبری با همافران بود.

دقیقا یادم نمانده وقتی این اتفاق افتاد گوینده دیگری جایگزین تان شد یا ...

نه . خودم خبر را تا پایان و با همان صدای گرفته خواندم . خبر مهم بود و نمی خواستم نیمه کاره رهایش کنم.

باز هم شبیه این جور اتفاقات غیر مترقبه وقت خبر خواندن برای تان رخ داده است ؟

به هر حال گاهی ممکن است حادثه ای رخ دهد اما گوینده باید بتواند شرایط پیش بینی نشده را هم به بهترین شکل کنترل کند مثلا اتفاق آمده که نمایشگر خبر روی به رویم خاموش شده است و من بلافاصله جهت نگاهم را عوض کرده ام و بدون این که مخاطب متوجه شود از روی پرینت خوانده ام.

همه اعضای خانواده تان مثل شما صحبت می کنند ؟

همه خانواده ام شمرده صحبت می کنند اما من از دوره دانش آموزی به شدت مقید بودم به درست خواندن و ادای صحیح کلمات . علاقه زیادی به شعر، ادبیات و نقد نویسی داشتم. انشاهای قشنگی هم می نوشتم و عاشق این بودم که آنها را سر کلاس بخوانم.

فرزندان تان هم علاقه ای به این شغل دارند؟ یعنی ممکن است ما در سال های آینده، دو آقای حیاتی گوینده جوان تر هم ببینیم ؟

آنها علاقه ای به ادامه شغل من ندارند. پسر بزرگم مترجمی زبان خوانده است و مدتی هم جزو نیروهای ترجمه خبر در صدا و سیما بود. پسر کوچکم هم مدیریت کمرگی خوانده است و مدرک آشپزی بین المللی هم دارد.

چه شد که زودتر از بقیه و پیش از افتتاح نمایشگاه مطبوعات به مصلی آمدید ؟

من هر سال به نمایشگاه می آیم اما چون بقیه ساعات روزم به واسطه کارم پر شده است تصیم گرفتم امسال زودتر از همیشه به نمایشگاه بیایم.

پس شما یک روزنامه خوان حرفه ای هستید ؟

شغل من با خبر گره خورده است. طبیعتا روزنامه ها و منابع خبری برایم اهمیت زیادی دارد.

در فضای مجازی هم خبر می خوانید ؟

اتفاقا این روزها با پیشرفت وسایل ارتباطی ، من حتی بیشتر از روزنامه ها ، منابع خبری در فضای مجازی را رصد می کنم.

روزی چند ساعت مطالعه می کنید ؟

هیچ روزی از زندگی ام بدون مطالعه نمی گذرد بخصوص که به واسطه شغلم، بخشی از مطالعه روزانه ام هم ناگزیر است.

بنابر این احتمالا مطالب سیاسی را بیشتر می پسندید ؟

خیر. حوزه های مورد علاقه من گسترده است و در همه زمینه های سیاسی، اجتماعی ، فرهنگی ، شعر ، ادبیات و . .. مطالعه می کنم.

روزنامه جام جم ما را دوست دارید ؟

مسلما بله .

چرا ؟

این روزنامه جهت گیری متعادلی دارد. درگیر جناح بازی نمی شود و من این ویژگی را می پسندم و فکر می کنم یکی از علل محبوبیت روزنامه تان هم همین باشد.

اولین باری که خبر خواندید چند سال پیش بود ؟

تقریبا 32 سال پیش .

اضطراب داشتید ؟

اتفاقا اصلا اضطراب نداشتم. ذوق و علاقه داشتم. برایم جالب و جذاب بود.

در کدام شبکه خبر می خواندید ؟

شبکه دو.

متولد چه سالی هستید؟

سال 1335.

در 58 سالگی و با بیش از 30 سال سابقه کار ، قصد بازنشسته شدن ندارید ؟

به نظرم در شغلی مثل شغل من بازنشستگی در یک سن خاص یا با یک سابقه معین وجود ندارد و تا زمانی که عشق به کار هست و مخاطب ما را می پذیرد، می توانیم کار کنیم .

مخاطب در چه شرایطی شما را می پذیرد ؟

مهمترین نکته این است که به روز باشیم و بتوانیم همگام با دانش روز و سلیقه و انتظار مخاطب پیش برویم.

گویندگی را تدریس هم می کنید ؟

بله . گاهی اما نه همیشه.

مهم ترین خبری که در این سال ها خواندید .....

تقریبا پس از انقلاب بیشتر اخبار مهم را خودم خوانده ام و وقتی می خواهم مهمترین شان را به یاد بیاورم ، همه شان را با جزئیات به خاطر می آورم. بنابر این، تفکیک مهمترین خبر برایم ممکن نیست.

پیش آمده است خبری آنقدر غم انگیز باشد که بغض نگذارد ادامه اش بدهید ؟

خبرهای غم انگیز زیاد بوده است مثلا خبر رحلت امام ( ره ) ، خبر قطعنامه 598 شورای امنیت یا اخبار مربوط به زلزله بم. وقت خواندن همه این خبرها بغض داشتم اما هرگز هیچ خبری را نیمه کاره نگذاشتم.

در خانه هم به اندازه جلوی دوربین جدی، محکم و دقیق صحبت می کنید ؟

بله . به طور کلی شیوه صحبت کردن گوینده نباید جلوی دوربین و در حالت عادی متفاوت باشد. برخی این روزها صداسازی می کنند یا می خواهند شیوه صحبت کردن شان را جلوی دوربین تغییر بدهند، این کار به نظرم حرفه ای نیست.

برخی می گویند گوینده ای که کارش را از رادیو شروع کرده باشد جلوی دوربین حرفه ای تر عمل می کند، شما هم قبول دارید ؟

دقیقا . من همیشه به کسانی که به این شغل علاقه دارند توصیه کرده ام کار را از رادیو آغاز کنند. این طوری پخته تر می شوند.

عجیب ترین پرسشی که درباره شغل تان شنیده اید....

گاهی مردم عادی یا مداحان و گوینده های تازه کار از من می پرسند که برای خوب شدن صدا چی باید بخورند یا چی نباید بخورد.

چرا این پرسش برایتان عجیب است ؟

معمولا راه حلی برای این مساله ندارم. صدا و طریقه صحبت کردن یک پدیده خدادادی است که ما با تمرین، توجه و مطالعه، آن را تقویت و حفظ می کنیم.

پس شما پرهیز غذایی مخصوص خودتان ندارید؟

من چندان اهل این نوع پرهیزها نیستم اما معمولا پیش از خواندن خبر ، چیزی نمی خورم تا کیفیت صدایم حفظ شود و طبیعتا هر گوینده ای باید از خوردن چربی بیش از حد و پرخوری بپرهیزد.

شما خبرهای تان را پیش از شروع برنامه می خوانید ؟

بله . حتما .

چند بار ؟

دستکم یک بار به تمامی می خوانم شان. یک گوینده هرچقدر کار کرده باشد باز هم ممکن است یک کلمه نامانوس و جدید در متنی برایش کمین کرده باشد. بنابر این، اعتقاد داردم حتما باید خبر را پیش از رفتن جلوی دوربین بخوانم که اگر از تلفظ کلمه ای مطمئن نبودم درباره اش از دیگران بپرسم یا تلفظ صحیحش را در فرهنگ لغت یا اینترنت پیدا کنم.

گفت وگو: مریم یوشی زاده/ خبرنگار جام جم آنلاین

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
این ۵۰ ثانیه تلخ

این ۵۰ ثانیه تلخ

با ذهن ده دوازده سالگی‌ات نگاه کنی، فکر می‌کنی زنگ تفریح یک مدرسه خورده و بچه‌ها دارند هوریز می‌کنند توی حیاط مدرسه که از بوفه ساندویچ مزخرف کالباس خشک بخرند و نوشابه فانتای تگری و این یک ربع وقت آزاد را خرج شکمشان کنند و بادگلوهای سوزنده را توی کلاس بزنند و بینی‌شان تا مغز سرشان تیر بکشد و بسوزد و کیف کنند.

حوزه هنری و تحول دیجیتال

حوزه هنری و تحول دیجیتال

با آن کاپشن خاکی رنگ و شال گردنی که همیشه روی صورتش می‌کشد، سوار بر موتور وارد حیاط می‌شود، چرخی دور حوضچه خوشرنگ حوزه می‌زند و کنار دیوار آینه‌کاری شده، موتورش را تکیه می‌دهد، عینک ته استکانی اش را با انگشت بالا می‌دهد و دستی به سبیل سیاهش می‌کشد و می‌رود گوشه پله‌ها کنار قیصر می‌نشیند و با سیگار و چاق سلامتی، صحبت‌شان گل می‌اندازد.

گفتگو

بیشتر
خیلی هم موفق هستم!

گفت‌وگو با لاله صبوری، بازیگر باسابقه تلویزیون که حالا چند سالی است دیگر نقش‌های پررنگی بازی نکرده است

خیلی هم موفق هستم!

پیشنهاد سردبیر بیشتر
افطاری‌ ها

ماه رمضان امسال چه سریال‌هایی روی آنتن شبکه‌های مختلف سیما خواهند رفت؟

افطاری‌ ها

پیشخوان بیشتر