پنجره‌ای رو به بدویت

گورکن‌های حرفه‌ای، گریه گریه‌کن‌های هر متوفی را تحلیل محتوا می‌کنند. خیلی چیزها هم دستگیرشان می‌شود. پای صحبت‌شان بنشینی، انبانی از آموزه‌های علم روان‌شناسی را ـ با همین ابزار تحلیلی ساده ـ تحویلت می‌دهند. مثلا در همان نگاه اول می‌فهمند هر یک از گریه‌کن‌ها چه نسبتی با متوفی دارد.
کد خبر: ۷۳۵۳۸۷

با ضریب خطای خیلی کمی میزان تالم خاطر هر کدام از گریه‌کن‌ها را تخمین می‌زنند. مناسبات و کیفیت روابط گریه‌کن‌ها با یکدیگر و صاحب‌عزا و متوفی را که روی هوا می‌زنند. سرنخ‌هایی در مورد میزان محبوبیت متوفی، شخصیتش، تمکن مالی‌اش و حتی حسرت‌ها و آمال و آرزوهایش هم در این فرآیند حتما به دست می‌آید.

از گورکن‌ها اگر بگذریم که با آن بینش فیلسوف‌مآبانه‌شان، بعد از چندی تحلیلگرانی خبره می‌شوند، درک و تفسیر بخشی از این نشانه‌ها حتی از عهده چشمان غیرمسلح ما هم برمی‌آید.

راستش گریه آدم‌ها را بی‌دفاع می‌کند. در ناآگاهانه‌ترین شکل ممکن، کاراترین ابزار شناختی از شخص را به دست دیگران می‌دهد. سنسورهای شناختی حتی کودن‌ترین آدم‌ها، توانایی تشخیص گریه واقعی را از گریه تصنعی دارد. در شدت و ضعف و کیفیت گریه آدم‌ها نشانه‌های بسیاری است برای اهل نظر. اندازه ضرب در تعداد قطرات اشک، فرمول ساده‌ای است برای حدس زدن معادلات پیچیده زندگی گریه‌کن. مردمک چشمان کسی که می‌گرید، گاهی راهروی سرراستی‌ است برای راه یافتن به دنیای او و همه مافیهایش. گریستن برای چند لحظه هم که شده نقاب از چهره‌ات برمی‌گیرد، دستت را رو می‌کند، کاری می‌کند که در بدوی‌ترین شکل ممکن با خودت مواجه شوی و وقتی زورت به خودت نرسید، در این گیجی و چه‌کنم چه‌کنم ناشی از استیصال، به عریان‌ترین شکل ممکن، خود واقعی‌ات را به همه نشان بدهی. راز مقاومت سرسختانه همه آدم‌ها در مقابل گریه ـ حتی در تنهایی ـ هم همین است. برای این که بی‌دفاع‌شان می‌کند، لخت‌شان می‌کند، همه پیرایه‌هایی را که گرد شخصیت خود تنیده‌اند در یک آن دود می‌کند و به هوا می‌فرستد. مقاومت ولی بی‌فایده است. گریستن بیش از آن که یک کنش باشد یک موقعیت است، یک موقعیت حسی است که آدم‌ها به طور غیرارادی در آن قرار می‌گیرند، توان پیشگیری و عبور از آن را هم مطلقا ندارند. به همین خاطر «گریه نکن» و «مرد که گریه نمی‌کنه» و «محکم باش» و امثالهم بی‌معنی‌ترین جملات عالم‌اند.

عباس رضایی ثمرین

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها