یونایتد اگرچه دو هفته متوالی مقابل وست برومویچ و چلسی ناکام ماند و به دو تساوی رضایت داد، اما فنخال از راهی که تیمش در آن قرار گرفته، خوشحال است. فنخال پس از بازی وست برومویچ مدعی بود تیمش بهترین عملکرد را تا این مقطع از فصل داشته است. به اعتقاد او بازیکنانش فلسفه فوتبالی وی را درک کردهاند و حالا تنها مسالهای که اهمیت دارد، زمان است و باید زمان بگذرد تا نتایج بهتر برای این تیم رقم بخورد.
اولین ویژگی دید فوتبالیاش که به چشم میآید، اعتماد به نفسی است که برایش ایجاد شده و برای بازیهای سخت پیش رو مقابل منچسترسیتی و آرسنال که در روزهای آینده برگزار میشود میتواند به کمک تیمش بیاید. در طول این فصل فنخال به روش خاص خودش عمل کرده و حالا هم که پیشبینیاش آن است که فقط تیمش به زمان نیاز دارد تا به نتایج دلخواه برسد. این اعتماد به نفس فنخال ناشی از تجربیات گذشته و روزهای سختی بوده که در باشگاههای جدید داشته است. او بازیکنانش را چند ماه قبل از آن که بدانند وی در زمین از آنها چه میخواهد، خریداری میکند. اتفاقی که در بایرن مونیخ نیز پنج سال قبل رخ داد و این تیم آلمانی پس از یک شروع سخت در ابتدای فصل، به شکلی شکوهمند بازگشت.
مونیخ
یکی از دستیارانش در بایرن مونیخ در مورد اینکه چرا بازیکنانی که او به خدمت میگیرد، زمان میخواهند تا با روش کارش آشنا شوند، میگوید: «دربایرن همه بازیکنان روش تمرین فنخال را دوست داشتند و از اولین لحظه احساس میکردند بازیشان پیشرفت میکند، اما در شروع برایشان دشوار بود که این تاکتیکهای تمرینی را در بازی هم به اجرا بگذارند. فنخال به همه جزئیات جنبههای مختلف تمرین فکر میکرد و پشت هر فعالیتش یک دلیلی وجود داشت. همه بازیکنان با اصطلاحات و کلماتش آشنا نبودند و در همان ابتدا متوجه میشدند گاهی اوقات درباره کاری که انجام میدهند، گیج شدهاند. فنخال به کاری که انجام میداد ایمان داشت و بازیکنان از جزئیات هر چیزی اطلاعاتی داشتند.»
فنخال روی دیگر فاکتورهای موثر بر بازی کار میکرد. «او دوست داشت کار تیمش به نحوی باشد که از هر فضایی خلق موقعیت شود، اما بیشترین تمرکزش روی حفظ توپ و حرکت بدون توپ بود». مدتی پس از انجام این تمرینات خیلی زود مشخص میشد که چگونه سطح تیم بالاتر رفته و بازیکنان تا چه اندازه با روش فنخال خودشان را تطبیق دادهاند. «سرعت گردش توپ بالا رفته بود. در تیمهای فنخال شما شاهد آن هستید که چگونه فضاها بیشتر میشود. این به دلیل آن است که فنخال تمرینات پاس دادن را افزایش میدهد و در کنار آن بازیکنان باید همزمان توانایی هر دو پای خود را افزایش دهند و تمرین کنند تا با سرعت بالایی پاسهای دقیق بدهند. وقتی تواناییتان در این تمرینات بالا برود، میتوانید برای خودتان فضا خلق کنید و به طور ناخودآگاه موقعیت ایجاد کنید. این یعنی همان کسب نتایج بهتر در آینده.» این همان چیزی است که در فصل 2010 ـ 2009 در بایرن مونیخ رخ داد. بایرن شروع سختی در ابتدای فصل داشت، اما طی چندماه همه چیز پیشرفت کرد و در پایان فصل این تیم قهرمانی بوندس لیگا و جام حذفی را بهدست آورد و به فینال لیگ قهرمانان اروپا راه یافت اگرچه به اینتر خوزه مورینیو باخت.
کاتالونیا
فنخال در اولین سال حضورش هم در بارسلونا موفق بود و سال 1998 دو قهرمانی را برای این تیم بهدست آورد. ادوین فینکلس، روزنامهنگار و خبرنگار هلندی که در آن زمان برای روزنامه اسپانیایی «الپردیکو» کار میکرد، آن دوران را اینگونه یادآوری میکند: «یادم میآید در شروع، تعویضهای خوبی نداشت. آنها نمیتوانستند بازیهای خودشان را ببرند. نتایج این تیم پس از مدتی بهتر و عملکرد این تیم بهبود پیدا کرد، اما همچنان واقعا بازیهای این تیم موثر نبود. فنخال با بارسلونا نمیتوانست فوتبال زیبایی را که با آژاکس در سال 1995 ارائه میداد، انجام دهد. هیچ بازی رویاییای را از این تیم به یاد نمیآورم؛ بازیهایی که در دوران کرایوف و گواردیولا شاهد آن بودیم. مردم انتظار بیشتری از فنخال داشتند. بازی این تیم به فرد قائل بود و بازیکنی چون ریوالدو در این تیم تصمیم گیرنده بود. با این حال او بنای سیستمی را در این تیم ریخت که بعدها به کمک مربیانی چون فرانک رایکارد آمد.» صحبتهای این خبرنگار نشان میدهد در آن دوره جریانات خارجی نیوکمپ به کمک فنخال نیامد. «در آن دوره مردم نسبت به فنخال بدبین بودند و چنددستگی در تیم ایجاد شده بود. به هر حال دوره پس از کرایوف برای هر مربی دیگری هم سخت بود. کار در بارسا هیچ وقت ساده نبوده و ممکن است هر اتفاقی رخ دهد.» فنخال سال 2002 باردیگر به بارسلونا بازگشت، اما شاید او نباید هیچگاه به بارسا برمیگشت. پس از آن که یوهان کرایوف از بارسلونا رفت، کارلس رکساچ جایگزین وی شد؛ مردی که بخوبی بارسلونا را میشناخت. فنخال مشاوران خوبی نداشت و تنها به رئیس باشگاه، جوزپ نونز تکیه کرده بود. او زمانی که در سال 2002 به بارسلونا بازگشت، قربانی هرج و مرجهای درون باشگاه و بازیهای سیاسی بیرون باشگاه شد.»
منچستر
یکی از چیزهایی که فنخال را در فوتبال حفظ کرده اعتقادش به فلسفه فوتبالش در هر باشگاهی است بدون آن که برایش مهم باشد چه اتفاقی رخ میدهد. با این حال فینکلس معتقد است روزهای ابتدایی کار در منچستر با آنچه پیشتر در باشگاههای قبلی با آن روبهرو بوده، متفاوت است. «این نکته قابل توجهی است که در این تیم تمرکز اصلی او روی جوانان نیست. او برای به خدمت گرفتن بازیکنانی چون رادومل فالکائو و آنخل دی ماریا هزینههای زیادی کرده است. فکر میکنم او به روزهای پایانی دوران فوتبالش نزدیک شده و به همین دلیل مانند گذشته تمرکزش روی آینده نیست.شاید او راهش را به این سو تغییر داده است. فنخال در جام جهانی ثابت کرد باید این کار را انجام دهد؛ جایی که با هلند سیستم تاکتیکیاش را تغییر داد و پس از آن تغییر هم تیمش بخوبی کار کرد.»
فنخال در تیم ملی هلند یک سیستم دفاعی را اتخاد کرد که در نهایت توانست عنوان سومی جامجهانی برزیل را از آن خود کند، اما دستیار سابقش معتقد است که آن تغییر سیستم برای اولین و آخرین بار توسط فنخال صورت گرفت. «او در هر جایی که کار کرده، دید خودش را از فوتبال حفظ کرده است و فقط تابستان گذشته این نگاه را تغییر داد چراکه در تیمش بازیکنانی که بازی هجومی مورد نظر وی را انجام دهند، وجود نداشتند. او در جام جهانی قصد داشت در مدتی کوتاه به نتیجهای که میخواهد برسد. به شخصه فکر نمیکنم او در یونایتد چنین کاری انجام دهد. فنخال بخوبی میداند ایجاد هر تاکتیک جدیدی در این تیم به زمان زیادی نیاز دارد. او به اندازه کافی تجربه دارد و هر وقت به روش خودش کار کرده، پایان خوشی برایش ثبت شده است.»
2 ـ 4 ـ 4 / مترجم: عرفان خماند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم