به گزارش جامجم، رسیدگی به این پرونده از بیست و نهم مهر امسال همزمان با گزارش ناپدید شدن پسر جوانی به دادسرا در دستور کار تیم قضایی ـ پلیسی تهران قرار گرفت.مرد میانسالی در حالی که برگه شکایتی در دست داشت به شعبه پنجم بازپرسی دادسرای ناحیه 34 تهران مراجعه کرد و به قاضی گفت: یک دستگاه خودروی اسپورتیج را برای فروش در روزنامه آگهی کرده بودم.
بیست و هشتم مهر دو پسر جوان به مقابل خانهام آمده و پس از بررسی خودرو، 200 هزار تومان به من داده و ماشین را قولنامه کردند. قرار بود صبح امروز در برابر یک فقره چک رمزدار، خودرو را در دفترخانهای در منطقه ستارخان سند بزنند. ساعت 8 صبح امروز پسرم به نام بهنام همراه دو پسر جوان راهی دفترخانه شدند. ساعت 8 و 30 دقیقه به پسرم زنگ زدم که او با صدای نامفهومی گفت «در اتوبان یادگار و در حال رفتن به سمت دفترخانه هستند» و پس از آن تلفن قطع شد. دقایقی بعد دوباره تماس گرفتم و این بار گوشی بهنام را یکی از آن دو جوان جواب داد و گفت: پسرت در حال رانندگی است. دیگر زنگ نزنید و گوشی قطع شد. پس از آن تلفن همراه پسرم خاموش شد و از آن زمان دیگر هیچ خبری از بهنام ندارم. با تشکیل پرونده مقدماتی و به دستور بازپرس شعبه پنجم بازپرسی دادسرای ناحیه 34 تهران، پرونده برای رسیدگی در اختیار اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
کارآگاهان که احتمال میدادند بهنام قربانی جنایتی شده باشد اقدامات گسترده پلیسی برای کشف پرونده را آغاز کرده و توانستند با جمعبندی اطلاعات، فردی به نام سجاد بیست و سه ساله را در منطقه تهراننو، خیابان گیلانی شناسایی کنند که پدر بهنام، وی را به عنوان یکی از دو خریدار خودرو شناسایی کرد. دهم آبان امسال سجاد دستگیر و برای تحقیقات به اداره دهم پلیس آگاهی منتقل شد.
سجاد با وجود آن که از شناسایی و دستگیری خود از سوی کارآگاهان غافلگیر شده بود، اما تلاش میکرد تا در اظهاراتش و با ارائه اطلاعات غلط از کشف ماجرا جلوگیری کند.وی در اظهارات اولیه به کارآگاهان گفت: دو نفر قصد خرید خودروی مدل بالا داشتند و به این بهانه از من خواستند تا برای بازدید خودروها، آنها را به آدرس فروشندگان ببرم. آنها هر بار با طرح بهانههای مختلف از جمله قیمت بالا و یا رنگ داشتن خودرو به دنبال خودروی جدیدی میرفتند. آخرین بار هم آنها را برای خرید خودروی اسپورتیج به حوالی خیابان جامی بردم.
در شرایطی که سجاد در اظهارات اولیه منکر هرگونه اطلاعی از موضوع سرقت خودرو یا سرنوشت بهنام شده بود، اما با آغاز تحقیقات تخصصی از سوی کارآگاهان بناچار لب به اعتراف گشود و عنوان کرد که همراه یکی از دوستانش به نام نیما و در پوشش خرید خودرو، اقدام به سرقت خودرو کرده است. با توجه به دلایل بهدست آمده، نیما بیست و پنج ساله در خانه یکی از بستگانش در بلوار ابوذر شناسایی و یازدهم آبان دستگیر و به اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شد.
نیما که پس از دستگیری چارهای جز اعتراف نداشت، در اولین مرحله از اعترافاتش عنوان کرد که خودرو اسپورتیج را پس از سرقت، در یکی از کوچههای فرعی منطقه تهراننو پارک کرده که بلافاصله محل موردنظر شناسایی و خودرو نیز در همان روز کشف و به پلیس آگاهی منتقل شد.
در شرایطی که متهمان چارهای جز بیان حقیقت نداشتند، هر دو متهم در اظهارات بعدی مدعی شدند همراه بهنام و به بهانه رفتن به دفترخانه سوار ماشین شده و در بین راه و با طرح نقشه قبلی، اقدام به خفه کردن او کرده و پس از ارتکاب جنایت جسد را به جادهای خاکی در مسیر یک روستا در حوالی گرمسار منتقل و در آنجا سوزاندهاند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم