در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
***
پژوهشگران حوزه علوم اجتماعی بندرت به بررسی آیینهای امروزی عزاداری محرم در جامعه ما میپردازند و بیشتر تمرکزشان روی آیینهای سنتی و محلی چون تعزیه است. چه شد که شما به پژوهش در این حوزه علاقهمند شدید؟
از اوایل دهه 80 روند تغییراتی در عزاداریها و جریان مداحی آغاز شد که امروزه به شکلگیری مداحی نوین منجر شده است. من چون خودم در این مجالس فعالیت داشتم و شاهد این تغییرات بودم، فهم چرایی این تغییرات یکی از دغدغههای شخصیام بود و چون دانشجوی رشته جامعهشناسی بودم، شخصا نوع مواجههام با این دغدغه از جنس بررسی و تحلیل اجتماعی بود.
شما از نظر اجتماعی چگونه عزاداریها را تبیین میکنید؟
من معتقدم عزاداری عاشورا به عنوان یک پدیده اجتماعی هم قابل بررسی است، به این معنا که در هر مقطع تاریخی متأثر از مجموعه شرایط سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جامعه، نوع خاص عزاداری آن مقطع را شاهدیم که هم در مضمون و هم در فرم نمود مییابد. بنابراین عزاداریها و مداحی را باید در بستر تاریخی ـ اجتماعی خودش تحلیل و بررسی کرد. تفصیل این مباحث را در کتاب «رسانه شیعه» آوردهام.
آیا در این پژوهشها نگاهی آسیبشناسانه نیز به مراسم عزاداری عاشورا در دوره معاصر هم داشتهاید؟
نگاه من بیشتر تحلیلی بوده است. به نظر میرسد قبل از بحث از آسیبشناسی یک امر اجتماعی، نیاز به فهم درست و دقیق از واقعیت آن داریم. آسیبشناسی عزاداری هم اگر مبتنی بر فهم و شناخت دقیق این پدیده نباشد، راه به جایی نخواهد برد. من در کتابم سعی کردهام با این رویکرد به عزاداری بپردازم. موضعی هم که به آن رسیدهام با موضع معمول در آسیبشناسیهایی که درباره عزاداری شده، متفاوت است. به باور من، تغییر و تحولات رخ داده در مداحی در سالهای اخیر طبیعی است؛ نه به این معنا که مشروع است، بلکه به این معنا که این تغییرات دلایل و دلالتهای اجتماعی و فرهنگی خاص خود را داشته که وقوعشان را تا حد زیادی گریزناپذیر کرده است.
اما بیشتر آثار موجود نگاهی انتقادی و آسیبشناسانه به عزاداریها و گونههای نوین مداحی دارند.
بله. به نظر من حلقه مفقوده مباحث آسیبشناسی عزاداری که در این چند سال رونق داشته، فهم دقیق، عمیق، میدانی و تجربی از واقعیت این مجالس و آیینها و بسندهکردن به روایتهای مشهور و محصور به نمونههای خاص و رسانهای است. بسیاری اوقات آسیبشناسیها درصدد بودهاند فهم واحدی را به همه عزاداریها و مداحیها تسری دهند و تخطی از آن اصل واحد را بهعنوان آسیب تلقی کنند؛ غافل از آنکه تکثر ذاتی این پدیده اجتماعی است.
جدا از بحث آسیبشناسی، آیا پیش از این، مطالعه مراسم و آیینهای عزاداری محرم مورد توجه پژوهشگران علوم اجتماعی بوده است؟
در حوزههایی مثل ادبیات و تاریخ و همچنین بررسی مطالعات تعزیه و آیینهای عزاداری مناطق پژوهشهای قابل توجهی شده است. اما در حوزه مطالعات و بررسیهای اجتماعی مراسم عزاداری پژوهشهای جدی انگشتشمار است.
همانطور که اشاره کردید در کتاب «رسانه شیعه» میکوشید نشان دهید پدیده عزاداری به عنوان یک پدیده اجتماعی تابعی از مجموعه شرایط فرهنگی، سیاسی و اجتماعی هر عصر است. میتوانید مثالی بزنید؟
یک مصداق روشن این است که در هر مقطع تاریخی، برداشت یا گفتمانی خاص از عاشورا غلبه پیدا میکند. مثلا در یک دوره مانند دوران قاجار رویکرد عرفانی در اشعار و مقاتل پررنگ میشود و در دورهای دیگر مثل دوران انقلاب اسلامی رویکرد حماسی و انقلابی. اینکه در هر مقطع چه گرایشی به عاشورا و چه تفسیر و فهمی از آن غلبه مییابد متأثر از شرایط، اقتضائات و نیازهای هر زمانه است.
اکنون چه گفتمان یا رویکردی بر عزاداریها تسلط دارد؟
شاهد تنوع گفتمانی هستیم و نمیتوان گفت یک برداشت مسلط وجود دارد. البته میتوان از وجود یک تفسیر رسمی به عنوان قرائت رسمی از عاشورا سخن گفت که توسط رسانهها تبلیغ و ترویج میشود و ادامهای است از گفتمان سیاسی عاشورا و تبیین قیام امام حسین(ع) به مثابه مبارزه سیاسی که ذیل اسلام سیاسی آن را تفسیر میکنیم.
برخی، مراسم سوگواری عاشورا را به مناسک مشابه در فرهنگهای دیگر تعمیم میدهند و دلیل آن را کارکردهای اجتماعی مشابه میان این آیینها برمیشمرند. چنین دیدگاهی تا چه اندازه قابل قبول است؟
درست است که عزاداران اغلب با انگیزههای دینی مبادرت به شرکت در این مجالس و مراسم میکنند، ولی این منافاتی ندارد با اینکه بگوییم این مجالس و مراسم کارکردهای دیگری هم دارند؛ ازجمله تخلیه روانی و احساسی عزاداران، کسب قدرت گروههای خاص، هویتیابی خردهفرهنگها، تقویت انسجام اجتماعی و مواردی از این قبیل.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: