در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در زندگی این نوجوان آنچه بیش از همه نمود دارد، طبیعت است و مظاهر تمدن شهری خیلی کم در زندگی او حضور تعیینکننده دارد و همین موضوع آن را جذاب میکند. فیلمساز هوشمندانه تلاش کرده از موضوعی ایستا، فیلمی زنده و خوشریتم بسازد به همین دلیل زندگی روزانه این نوجوان را در چهارفصل بهار، تابستان، پاییز و زمستان روایت میکند و اندازه مشقتی که این نوجوان باید متحمل شود را بخوبی به تصویر میکشد. ماجراهای فیلم تقریبا دور از شهر اتفاق میافتد و همه چیز هم به شکل بدوی آن روی میدهد. فیلمساز به همان اندازه که تلاش کرده به خود واقعیت نزدیک شود متوجه این نکته ظریف نیز بوده که ممکن است اثرش متهم به سیاهنمایی شود، بنابراین با تمهیداتی تلاش کرده جلوی این اتفاق را بگیرد که موفق هم میشود.
تینار از مستندهای خوبی محسوب میشود که سازندگانش برای ساخت آن از یک نقشه راهبردی استفاده کرده و هنگام تولید هم از خواستههایشان کوتاه نیامدهاند و نتیجه هم فیلم درخشانی شده که مخاطب در درجه اول از آن لذت میبرد و برای شخصیت اول فیلم، تنهاییهایش، مظلومیتش و سختی کارهایی که انجام میدهد و ممکن است برای یک آدم شهرنشین خارج از تصور باشد، دل میسوزاند. نکته دیگر این که فیلم در نمایش زندگی این نوجوان و نمایش روحیات او نیز موفق است. وقتی در یکی از صحنههای فیلم به ماهیگیری در رودخانه میپردازد و ماهیهای کوچک را زنده میخورد یا وقتی شب هنگام به شکار گنجشکها میپردازد و بعد از کندن پر، روی آتش کباب میکند و میخورد، مخاطب تازه متوجه میشود با اثری روبهروست که قرار نیست سانتیمانتال باشد یا احساسات سطحی او را نوازش کند. درواقع فیلم از همان ابتدا تکلیفش را با خودش و مخاطبش روشن میکند. قرار است در این فیلم برشی واقعی از زندگی یک نوجوان روستایی را ببینیم و کارگردان همه تلاشش را کرده تا این اتفاق مهم بیفتد. در کنار صحنههایی که قاسم ـ نوجوان اول فیلم ـ واگویهای از آنچه بر او رفته دارد یا وقتی آرزوهایش را بر زبان میآورد که به هرحال از صحنههای تاثربرانگیز فیلم است، فیلمساز صحنههایی شگفت از زندگی او را هم در فیلم میگنجاند. فیلمساز در نمایش همسانی این نوجوان روستایی با طبیعتی که در آن زندگی میکند موفق است و از پس نمایش احساسات او خوب برمیآید. وقتی در میان برفها از کوه پایین میآید و شیر گاوها را به واسطهها میفروشد و سپس برای خواهر و برادر ناتنیاش هدیه میخرد، بخشی از احساسات این نوجوان را نسبت به آدمهای پیرامونش شاهد هستیم، اما عجیب است او را حتی در این موقعیت نیز در کنار خانوادهاش نمیبینیم که درواقع تاکیدی است بر تنهایی قهرمان اصلی فیلم.
ساخت آثار مستند فاخر درست به اندازه آثار داستانی فاخر میتواند مخاطب را به خود جلب کند. نکته جالب این که سوژهیابی و تولید آثار مستند به هیچ عنوان کمتر از آثار داستانی نیست. تینار باتوجه به سوژه و زمانی که برای تصویربرداری آن در شرایط سخت صرف شده، نمونه خوبی است از آثار مستند فاخری که میتواند مخاطب را با خود همراه کرده و تصویری تازه از دنیای پیرامونش به او ارائه کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: