خلاقیت و تغییر ذائقه با اکران هنر و تجربه

روزنه‌ای رو به تازگی

مشکل از آنجا آغاز می‌شود که همه از ما توقع دارند مثل سابق باشیم، مثل همین یک ماه پیش، یک سال پیش یا ده سال قبل. قبل از یادگیری چیزهایی که در عرض این یک ماه، یک سال یا ده سال اخیر یاد گرفته‌ایم. مثل زمانی که سرعت زندگی و تغییرات جهان بیرون اینقدر زیاد نبود و درون انسان تا این حد پیچیده و تسخیرناپذیر نشده بود. بله همه از آدم ثبات می‌خواهند، از خاله، عمه، دایی و دوستان بچگی و دانشگاهی گرفته تا هنرمندان، صنعتگران، تولیدکنندگان و کارگردانان سینما.
کد خبر: ۷۳۳۴۵۲

حتی آنهایی که کارشان خلاقیت است، از ما رکود می‌خواهند و نبود خلاقیت. می‌خواهند همان‌هایی باشیم و همان چیزهایی را دوست داشته باشیم که یک ماه، یک سال یا ده سال پیش بودیم و دوست داشتیم. صامت، ساکت و جامد باشیم تا آنها بتوانند بر اساس الگوهای به دست آمده از دوست داشته‌های یک ماهه، یک ساله یا ده ساله ما برنامه‌ریزی کنند، تسخیر کنند، به چنگمان آورند و جذبمان کنند. ارزش‌هایی را به ما منتقل کنند، کالاهایی را به ما بفروشند و خلاصه بازار را از الگوها و کلیشه‌ها شلوغ کنند و رونق ببخشند. برای همین ذائقه ما را کنترل و در یک سطح حفظ می‌کنند، راه در رویی هم به خیال خودشان در کار نیست. رفتارها همان رفتارهاست، تولیدات همان تولیدات است ـ گیرم که کمی این‌طرف و آن طرف، اما از دگرگونی خبری نیست ـ و فیلم‌ها همان فیلم‌ها با همان سر و میانه و ته. با همان شکل و روح و همان دیالوگ‌ها و تصاویر.

اما دست‌کم در سینما گاهی راه در رو پیدا می‌شود. فقط هم راه در رو، از این سلیقه مرسوم و فیلم‌های تکراری در سینمای انقلابی شوروی، نئورئالیسم ایتالیا، موج نوی فرانسه، اکسپرسیونیسم آلمان و این اسم‌های پرطمطراق، درخشان و البته قلنبه‌سلنبه تاریخ سینما نیست، در همین ایران خودمان آنچه که موج نو می‌گویند؛ یعنی همان گاو و قیصر و آرامش در حضور دیگران و... راه در روی تماشاگران و فیلم‌ها بودند. پس از انقلاب هم که خیلی از فیلم‌ها، از اجاره‌نشین‌ها، هامون، عروس، بچه‌های آسمان تا شب‌های روشن، تنها دو بار زندگی می‌کنیم، جدایی نادر از سیمین و همین ماهی و گربه راه در رو محسوب می‌شوند. راهی که تماشاگران را مجبور به فروریزی کلیشه‌ها می‌کند و فیلم‌ها را مجبور به همراهی با این فروریزی. فیلم‌هایی که محرک خواست چیزهای تازه و متفاوت توسط تماشاگر می‌شوند. طرح هنر و تجربه، به عنوان یک طرح گسترده برای اکران فراگیر و برنامه‌ریزی شده فیلم‌های متفاوت، ضدجریان و خلاق یک روزنه‌ای برای نفوذ نور تازگی، بر تاریکی تکرار است. روزنه‌ای که فارغ از اندازه و قدرتش، تراوشات و تأثیرات خود را اول بر ذائقه تماشاگر سینما ـ که اتفاقا در ایران کم هم نیست ـ می‌گذارد و سپس بر جریان فیلمسازی مرسوم و بدنه. کلیشه‌ها این گونه رو به افول می‌روند و تحرک و نوخواهی در تماشاگران ایجاد می‌شود. بازار شکسته و از طریق این شکستن متنوع و متکثر می‌شود.

گروه هنر و تجربه ضمن اکران فیلم‌های مناسب و برجسته خارجی که در اولین قدم شامل سزار باید بمیرد ساخته برادران تاویانی و چند فیلم کوتاه صامت ازجمله مردی با دوربین فیلمبرداری (ورتوف) شعر سینما (من ری) و دشت بژین (آیزنشتاین) می‌شود، تولیدات متفاوت و ستایش شده اخیر سینمای ایران را در متن خود در بر می‌گیرد؛ ماهی و گربه (شهرام مکری)، یک شب (نیکی کریمی)، بیداری برای سه روز (مسعود امینی تیرانی) و تهران تا بهشت (ابوالفضل صفاری) فیلم‌های جدید ایرانی این فصل اکران هنر و تجربه هستند. در کنار این آثار مجموعه اکران هنر و تجربه دست به کار مهم دیگری هم زده و آن اکران مستندهای جذاب و مهمی است که در سینمای ایران در کمال حسرت، فرصت دیده شدن آنچنانی ندارند. در این بخش هم در اولین قدم علاوه بر کلاسیک‌هایی مثل اون شب که بارون اومد، ندامتگاه و همچنین تهران پایتخت ایران است، ساخته‌های ستایش شده و به یاد ماندنی کامران شیردل، مستند تازه ساخته شده شش قرن و شش سال ساخته مجتبی میر طهماسب به نمایش درآمده است.

گروه هنر و تجربه با گستردگی و دید وسیعی که به آن شده از مهم‌ترین تصمیمات مدیریت جدید سازمان سینمایی محسوب می‌شود. تصمیمی خلاق که بخش مهم، اما پنهان مانده‌ای از سینمای ایران را در بر خواهد گرفت. مجموعه فیلم‌های هنر و تجربه در مکان‌هایی چون خانه هنرمندان ایران، پردیس سینما آزادی، موزه سینما، پردیس سینمایی کورش و همچنین پردیس سینمایی هویزه در مشهد اکران می‌شود.

علیرضا نراقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها