تحلیل

شما کجا ایستاده​اید؟

هنگامی که جنگ در سوریه در مارس 2011 شروع شد، برخی در داخل و خارج سوریه قطب‌نمای خود را گم کرده و آن چیزی را که به عنوان بهار عربی مطرح شد باور کردند. اما مساله‌ای که بیشتر در این میان خودنمایی می​کرد راه نیافتن این بهار عربی به کشورهایی مثل عربستان سعودی بود که واقعا به دموکراسی وحقوق بشر نیاز داشتند.
کد خبر: ۷۳۳۲۰۲

اما این چه بهاری بود که بعدها معلوم شد «اسرائیل» و آمریکا آن را برنامه‌ریزی کرده‌اند و جایگزینی را برای اوضاع منطقه در نظر گرفته‌اند که البته چندان جدید نبود. بخصوص وقتی این جایگزین بخواهد از بین گروه‌هایی مانند اخوان‌المسلمین یا گروه‌های سلفی و تکفیری و تروریستی برگزیده شود که در تمام سطح کشورهای منطقه عربی حضور دارند. اینها کسانی هستند که از یک طرف عربستان سعودی شمشیرهایشان را تیز می‌کرد و از طرف دیگر دولت قطر با به کار گرفتن رسانه‌هایی رایگان «چشم‌انداز یک نظام عربی جدید» را به رخ می‌کشید که گویا به دست آنها در حال تحقق است. این چه بهاری بود که دست‌های آمریکا آن را متولد کرد و اسرائیل به آن اهتمام جدی نشان داد و نظام‌های متنفذ در خلیج‌فارس برای آن هورا کشیدند!

دشمنان سوریه تمام آنچه را در توان داشتند صرف کردند تا افرادی بیمار را در سوریه برای کشتن سوری‌ها گسیل دارند. کما این‌که شروع به مسلح کردن هر فرد فاسد و مزدوری کردند که حاضر به کشتن خانواده یا هم‌میهنانش باشد و هنگامی که در این کار شکست خوردند از قاتلان و جنایتکاران جهانی خواستند از طریق دولت وابسته به اخوان‌المسلمین در ترکیه به سوریه اعزام شوند. اما آنها یک بار دیگر در رسیدن به اهدافشان ناکام ماندند و اردوغان نیز که مدت‌ها‌ست در هوس نشستن بر تخت خلافت عثمانی به‌سر می‌برد در این راه شکست خورد. این در حالی است که برای این کار هزینه‌ها کرده و وعده‌هایی دادند تا مجرمان کشورهای غربی و گروه‌های تروریستی عالم راکه تعدادشان اگر نگوییم هزاران، صدها نفر بودند برای اعزام به سوریه بسیج کنند.

همچنین آل‌سعود و دیگر کشورهای وابسته به آن در خلیج‌فارس ناکام ماندند و در آخر چاره‌ای جز این نیافتند که آخرین ابتکارات خود را هم خرج کنند. این آخرین ابتکار تشکیل گروه تروریستی «داعش» یعنی شاخه‌ای از تشکیلات القاعده در عراق بود که در گذشته آن را بخوبی آزموده و خود پرورش داده بودند؛ گروهی که بعد از اشغال عراق از سوی آمریکا، بر سر سفره آنان تغذیه کرده بود. کما این‌که مادر این تشکیلات یعنی القاعده نیز پیشتر به وسیله سعودی‌ها و دولت رونالد ریگان در جریان جنگ افغانستان و شوروی به وجود آمد.

جو بایدن، معاون رئیس‌جمهور آمریکا یک بار نقش ترکیه و دولت‌های خلیج‌فارس را در این باره افشا کرد و نشان داد که آنها چه خدمت‌هایی به دولت آمریکا کرده‌اند. او به زبان انگلیسی ـ آمریکایی خودش که هیچ خطایی در آن نمی‌رفت گفت همه آنچه اتفاق افتاد ناشی از کینه‌توزی سیاه حاکمان سعودی و ترکیه و دیگران نسبت به ملت سوریه و رهبری این کشور بود که مسئولانه داشت از عزت و کرامت ملت خودش دفاع می‌کرد. ما از دولت آمریکا نمی‌پرسیم که دلیل بیان این حرف در زمانی که دیگر دیر شده چیست، ولی می‌گوییم اگر ایالات متحده آمریکا و غرب در دفاع از حقوق بشر و مبارزه با تروریسم صادق باشند باید به‌اندازه کافی توجه‌شان به گردن زدن‌های صدها نفر (اگر نگوییم هزاران نفر) جلب می‌شد اما نشد و این البته کاملا طبیعی بود. حالا اما زمانی است که همه اینها باید از خودشان و از جرایمی که مرتکب شدند یا کسانی را به ارتکاب جرایمی از این دست در سوریه و عراق و لبنان تشویق کردند، شرم کنند.

تمام ترفندها و شمشیر‌های چوبین غرب و حامیان منطقه‌ای آنها در برخورد با صخره سرسخت پایداری اسطوره‌ای ملت سوریه درهم شکست.

اینک سوریه است که با گروه تروریستی داعش و دیگر تشکل‌های مشابه آن مبارزه می‌کند و چنانچه همگان می‌دانند از ابتدا اولویت سوریه همین بوده است که ما در زمان کنفرانس ژنو هم آن را اعلام کردیم. اما چه کسی این اولویت را معطل گذاشته است؟

سوریه از همان ابتدا گفته بود که برای مبارزه با تروریسم باید یک چارچوب سیاسی برای حل بحران سوریه پیدا کرد، زیرا بدون چنین راه‌حلی تلاش‌هایی که صرف مبارزه با تروریسم می‌شود به جایی نخواهد رسید.

منطق حکم می‌کند، قطعنامه‌های سازمان ملل علیه داعش هم براین نکته تاکید دارند که مهم‌ترین وظیفه امروز بشری مبارزه با خطر داعش است. سوریه اما در خط مقدم این مبارزه قرار دارد. بنابراین هرکس ادعای مبارزه با داعش را دارد باید در کنار سوریه بایستد. یعنی هر که در کنار سوریه نایستد در کنار داعش ایستاده است! حال شما به ما بگویید که در کجا ایستاده‌اید؟!

منبع: المنار

فیصل المقداد / معاون وزیر خارجه سوریه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها