در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما دردسرهای همسایه جدید فقط به سر و صدای تعمیرات اساسی خانه ختم نمیشود. هر روز صبح چند کیسه بزرگ از ضایعات و گچ و سیمان جلوی در ورودی ساختمان و در مسیر پیادهرو به امان خدا رها میشود، چون مخزن زباله سر کوچه است و نه کارگرها و نه صاحبخانه حوصله انتقال کیسههای حاوی ضایعات را تا سر کوچه ندارند، به همین دلیل گاه این کیسهها ممکن است چند شبانهروز در آنجا بماند.
پروژه اسبابکشی همسایه جدید هم دیدنی است. موقع اسبابکشی، همسایه جدید همانجا جلوی در یادش میافتد که از شر وسایل قدیمی خانه خلاص شود، بنابراین به جای اینکه کوچکترین زحمتی به خودش بدهد، از کارگرها میخواهد که کمد شکسته و جاکفشی رنگ و رو رفته و... را همان جا جلوی ساختمان بگذارند تا یا کارگران شهرداری برای بردنشان بیایند یا سر و کله یکی از آن وانتیهای خریدار ضایعات پیدا شود. حالا این وضع چند روز هم طول بکشد اصلا مهم نیست، همینطور اصلا مهم نیست که قرار گرفتن این اسباب کهنه جلوی در ورودی ساختمان چه تصویر زشتی ایجاد کرده و این کار چقدر باعث نارضایتی همسایههاست، همچنین اصلا مهم نیست که این سد معبر چقدر اهالی و رهگذران را برای رفت و آمد از کوچه دچار مشکل کرده است.
این فقط نمونهای از سد معبرهایی است که بیتوجهی همسایهها آن را رقم میزند. سد معبر حاصل از پخش نخالههای ساختمانی در ساخت و سازهای چند طبقه که این روزها در کوچه و خیابانهای شهرمان کم نیست، نمونه بارز دیگری از سد معبر است که توام شدن آن با آلودگی صوتی، آنقدر سوهان روح شهروندان میشود که عرصه را بر آنها تنگ میکند. گاهی وقتها شهروندان نسبت به سد معبرهایی که خودشان باعث بهوجود آمدنشان بودهاند، آنقدر بیتفاوت میشوند که گویی فراموش میکنند به عنوان یک شهروند وظایفی نسبت به شهر و همشهریان خود دارند که نباید و نمیتوانند آنها را نادیده بگیرند. حق استفاده برابر از فضای شهری و احترام به این حق وظیفه متقابلی است که هرکدام از شهروندان باید نسبت به یکدیگر قائل باشند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: