****
پس از سالها که به پخش زنده مسابقات از شبکههای تلویزیون عادت کرده بودیم، این بار به دلیل اختلاف میان فدراسیون فوتبال و تلویزیون بر سر حق پخش تلویزیونی بازیهای هفته دوازدهم لیگ برتر پخش تلویزیونی نشد.
فدراسیون فوتبال پس از چهار سال تهدید مبنی بر عدم اجازه ورود به دوربینهای تلویزیونی سرانجام حرفش را به کرسی نشاند، اما میتوان گفت قطع پخش این بازیها نه فقط تنبیه تلویزیون نیست، بلکه برای مردم هم اهمیت چندانی ندارد. کمتر کسی (حتی روزنامه نگاران ورزشی) را میشود دید که انگشت افسوس به دندان بگزند و بگویند حیف شد بازی را ندیدیم! چرا که میدانند چیز زیادی از دست ندادهاند. چند سالی است که خیلی از مردمی که قبلاً به استادیوم میرفتند و با هیجان فوتبال را دنبال میکنند در کنج خانه به همان خواندن نتیجه و شاید دیدن گلها در سایتها و خبرگزاریها اکتفا میکنند.هفته پیش یک شبکه فارسی زبان ماهوارهای گزارشی پخش کرد که نشان میداد بخشی از انگلیسیهای علاقه مند به فوتبال به دلیل گرانی بلیتهای مسابقه در این کشور سوار هواپیما میشوند و به آلمان میروند و بازیهای بورسیا دورتموند را میبینند که ارزانتر تمام میشود.
شاید اگر فوتبال زیبا باشد آن وقت دست و دل تلویزیون هم برای از دست دادن بیننده میلرزد. مدیران تلویزیون که برای ساخت یک سریال بر اساس دقیقه حاضرند پای قرارداد را امضای میلیاردی بزنند بیتردید اگر بدانند فوتبال وطنی هنوز بیننده پر و پاقرص دارد، حاضرند برایش هزینه کنند.
...اگر عدم پخش بازیها برای مردم مهم بود و ایجاد حساسیت میکرد، آن وقت نهادهای قدرتمندتر وارد میشدند و دیگر فدراسیون فوتبال با بازوی لاغرش نمیتوانست مانع ورود دوربینهای تلویزیون شود.
بعضی میگویند پخش رایگان بازیهای جام قهرمانان اروپا که در ایران تماشاگران میلیونی دارد، چنان به دندان مدیران تلویزیون مزه کرده که دیگر حاضر نیستند برای فوتبال کم جان وطنی پول بدهند.در میان این جدال کمحاصل به نظر میرسد تنها بعضی از بازیکنان جوان ضرر میکنند که میخواهند دیده شوند وگرنه بدنه اصلی فوتبال عادت کرده است به پولهای چرب و راحت.
می دانند چه ببازند و چه ببرند، چه فاجعه باشند و چه اتفاقی گلی بزنند باز هم پورشه شان را سوار میشوند، غرشان را میزنند و در آخر با تهدید و شکایت چکهایشان را نقد میکنند. برای این دسته سالهاست مبلغ قرارداد مهمتر از تماشاگر و هوادار و پخش زنده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم