هر چه می‌خواهد دل تنگت نکوب

قد یک متر و چند ده سانتی‌متری انسان به اندازه کافی برای بلندپروازی‌های رنگ به رنگش جا دارد و چه جایی بهتر از پوست که مثل یک بوم نقاشی است و می‌شود به اسم زیبایی، هزار بلا سرش آورد.
کد خبر: ۷۳۱۳۷۲

این که اولین‌بار چه کسی به فکرش رسید بدنش را خط‌خطی کند و پیرو تفکر بُکشید و خوشگلم کنید، درد را به جان بخرد، معلوم نیست، اما او هر‌که بوده پایه‌گذار سبکی شده که تا امروز طرفدار دارد.

خالکوبی، عملی قدیمی است و در کشور ما هم قدمت دارد. از علاقه ایرانی‌ها به این کار همین بس که مولانا در قرن هفتم هجری داستان پهلوان پنبه‌ای را روایت می‌کند که تاب درد نیش سوزن خالکوبی را نداشته و از استاد خالکوب (کبودی‌زن) می‌خواهد شیر غران را با کمترین جزئیات حتی اگر شده ناقص‌الخلقه (شیر بی یال و دم و اشکم) بر بدنش نقش کند.

بجز داستان این شیر که نشان می‌دهد این گربه‌سان پراقتدار یکی از موضوعات مورد علاقه برای خالکوبی در گذشته بوده، کمتر شواهدی وجود دارد که بگوید ایرانی‌ها چه نقش یا کلمه‌ای را برای سراندن زیر پوست انتخاب می‌کرده‌اند.

هر چه هست اطلاعات مربوط به قرن معاصر است، آن هم در لابه‌لای خاطراتی که شفاهی نقل می‌شود یا عکس‌هایی که سینه و بازوهای برآمده و پرنقش برخی از لوطی‌ها، لات‌ها، داش‌مشدی‌ها و پهلوان‌ها را نشان می‌دهد.

اغلب خالکوبی‌ها نقشی است از شیر که سمبل قدرت است یا جانورانی دیگر که هول آورند و تداعی‌کننده روحیه جنگنده فرد یا شمشیر و قمه یا تمثال رستم و سهراب و اسفندیار. آنها که روحشان لطیف‌تر بوده البته قطرات شمع سوزان یا درخت نخل در غروب آفتاب را بر بدن نقش می‌زدند، ولی احساساتی‌ترها به کلمات متوسل می‌شدند و می‌نوشتند رفیق بی‌کلک مادر، سلطان غم مادر یا اگر عاشق‌پیشه بوده‌اند اسم زنی را که دوست داشتند روی بدن نقش می‌کردند تا یادشان بماند خیانت به او ممنوع است.

در این میان برخی که اعتقادات مذهبی قوی‌تری داشتند نام خدا یا مولا علی را بر بدن نقش می‌زدند تا بی‌آن که حرف بزنند اعتقاداتشان را در معرض دید قرار دهند. البته زن‌ها نیز از این قافله جا نمی‌ماندند و بویژه در شهرستان‌ها در گودی زنخدان و بین دو ابرو خالی می‌نشاندند یا روی دست‌ها نقش و نگار می‌کشیدند.

در مجموع آنچه از عکس‌ها و خاطرات برمی‌آید این است که ایرانی‌ها به نقش‌ها بیشتر از کلمات علاقه داشتند، مثل برخی از کشتی‌گیرها و پهلوان‌ها و باستانی‌کارهای قدیم که دستشان به بازوبند پهلوانی واقعی نمی‌رسید و این بازوبند را روی برآمده‌ترین عضله بازو خالکوبی می‌کردند. با این حال گرچه غلبه با نقش‌هاست ولی نوشته‌ها هم بوده و هست، گرچه این روزها به لطف فناوری، خالکوبی‌های رنگی و سه‌بعدی که هرکدام داستانی مفصل را روایت می‌کند مجال کمی برای کلمات باقی گذاشته است.

خالکوبی‌های اوباشانه

تا مردم لباس به تن دارند کسی نمی‌فهمد بر بدنشان چه چیزی نقش شده، مگر این که به عمد این نقش را بیرون بیندازند و نگاه‌ها را به سمت خود بکشند. اراذل و اوباش شهر تهران که در سال 88 دستگیر شدند و به فرمان پلیس، بدن پرنقش و نگارشان جلوی دوربین عکاسان نمایان شد، خالکوبی‌هایشان را به‌منظور دیده شدن و برای ایجاد رعب و وحشت در مردم بیرون می‌انداختند.

بر بدن یکی از آنها نوشته بود: «کبوتری که در این آسمان دگر امید رسیدن به آشیانه نداشت» و بر بدن دیگری این شعر: «من آنم که چون برکشم تیغ تیز‌/‌ برآرم به روی زمین جنگ و ستیز/‌ سبویی به خون ویران کنم‌/‌ کباب از دل نره شیران کنم.»

خالکوبی دیگر نیز این بود: «به قربان وفای سگ» و برای آن دیگری دو کلمه پشت دو پلک چشمش: «شب بخیر.»

اما بجز اراذل و اوباش که خالکوبی‌هایشان نیز دچار ناهنجاری است، مردمانی هستند که نقش‌ها و جملات متینی را برای نقش زدن زیر پوست انتخاب می‌کنند، مثل جوانانی که «من مست می عشقم»، «چو ایران نباشد تن من مباد» و «ایران عزیز جانم فدایت» را بر بدنشان خالکوبی کرده‌اند.

خالکوبی یا به قول مولوی «کبودی‌زن»، کاری پرطرفدار در دنیاست، گرچه طرفداران این کار نیز معمولا روحیه‌های ویژه‌ای دارند و خالکوبی‌هایشان خیلی از مردم را بر آن می‌دارد تا با احتیاط با آنها روبه‌رو شوند. با این حال هر روز و هر ساعت به کمک دستگاه‌های بی‌درد خالکوبی، گل و بته‌ها، خنجرها، پرنده‌ها، حیوانات وحشی، موتورسواران، موج‌سواران، کشتی‌های بادبانی یا قلب‌های تیرخورده بالدار و جانوران تخیلی بر بدن طرفداران خالکوبی نقش می‌بندد.

مریم خباز ‌/‌ گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها