دیوانگان اصلا گور دارند که کفن هم داشته باشند؟ کجای دنیا را ما اداره میکنیم که گندهای رفقایتان را میبندید به ناف ما. مثلا هزار بار تا حالا از همین دبیرخانه مجمع نامه زدهایم که آقا شما بروید به این همه کار مهم شهر برسید، فقط اداره این بیلبوردهای روی پلهای عابرپیاده را بدهید به ما. همین تابلوهایی که هر دو قدم یکیشان از بالای سر ملت رد میشود و کلی پیام اخلاقی میکند توی چشمشان! آقا از ما اصرار و از آنها انکار. به خرجشان نمیرود که نمیرود. در دوروزمانهای که جماعت همدیگر را به خاطر پول تکه پاره میکنند، چرا نباید یکی از آن تابلوها رویش این جمله باشد که «مساله پول مساله مهمی است» یا مثلا «پول چیز خوبی است». خب واقعا هست دیگر. بقیه دیوانهها را نمیدانم، من اما اگر همین الان هم بفهمم که برای این چرتوپرتهایی که اینجا مینویسیم هیچ پولی نمیدهند، از اینجا به بعدِ یادداشت را دیگر نمینویسم. آخرش سهنقطه میگذارم، یک پایان باز روشنفکری هم میچسبانم تنگش که هیچ کس هم متوجه نشود. تازه کلی کلاس هم دارد. چپ چپ نگاه نکنید، شما از من بدترید. من و بقیه دیوانهها به دَرَک، با خودتان حداقل روراست باشید. با فتوسنتز که زندگی نمیکنید، پول نباشد کمیت همه چیزتان لنگ است. تا کی میخواهید این بازی موش و گربه را با خودتان ادامه بدهید؟ حالا از شوخی گذشته، واقعا چرا در میان این همه جمله و عبارت رنگارنگ که از بزرگان این طرف و آن طرف نقل قول میشود، یکیاش هم در مورد پول نیست؟ قفل فرمانی، پنجه بوکسی، میلگردی چیزی بردارید بیفتید به جان این هیولای تزویر و از زندگیتان بیرونش کنید، ما هم در مجمع کمکتان میکنیم. فقط قربان دستتان سر راهتان شما هم یک رو بزنید، شاید افاقه کرد واین بیلبوردها را دادند به ما.
عباس رضایی ثمرین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم