تب عینک دودی با طعم سرعت!

«اول از همه بگم ، این ماشین عشق منه!» این جمله شاید بهترین آغاز برای عشق اسپرت ها باشد. «عشق اسپرت» واژه ای است که بیشتر از همه برازنده این جماعت است ؛ جماعتی که تب «اسپرت کردن خودرو» شان رفته رفته فراگیرتر
کد خبر: ۷۲۹۹۱
از حد تصور شده و کار به جایی رسیده که کارخانه های خودروسازی وطنی برای جا نماندن از قافله و بازار، تبلیغات خود را برای انجام کارهای تزیینی و سفارشی روی خودروهای تولیدی شان آغاز کرده اند و هنوز هیچی نشده بیا ببین چه دفتر و دستکی راه انداخته اند.
«عشق اسپرت» ها همه جا هستند. در تمام طبقات اجتماعی موجود در شاکله جامعه. اگر قدرت خریدشان بنز آخرین سیستم و بی.ام.و های 150میلیونی هم باشد، باز هم سراغ ماشین هایی می روند که به قول خودشان «اسپرت خورش ملس باشه.»
و قیمت این خودروها عموما بین 10تا 15میلیون تومان است و هر کدام از «عشق اسپرت» ها نظرات متفاوتی در این خصوص دارند. «کامران» یکی از مشتری های پروپاقرص مغازه های کوچک و کارگاه های پر سروصدای خیابان خلیل حسینی (سورنا) می گوید: «ماشین هایی که تو این قیمت هستند، عبارتند از: پرشیا، 405، 206، تیپ 2تا سمند، پروتون : سیلو؛ پاترول و مزدا و رونیز و...».
او معتقد است که 206انتخاب خوبیه. بخصوص تیپ 5 بتازگی نوعی هم با گیربکس تیپ ترونیک به بازار آمده که 16 میلیون و 500 تا قیمت داره.
در تیپ 2و 3، ماشین آرام و خوب و جالبیه ، اما تیپ 5خیلی باحاله! شتاب بسیار عالی ؛ هندلینگ (فرمان پذیری) خیلی خوب ؛ راحت ؛ ترمزهای قوی ، آسایش رانندگی در مدلهای دنده اتوماتیک فوق العاده است.
مخصوصا وقتی که تو جاده برای ماشین جلویی چراغ زدید که راه بدهد، دنیا را فراموش می کنید.» «کامران» 18ساله است. از همان قیافه ها که وقتی از کنارشان می گذریم این سوال اساسی برایمان پیش می آید که «طرف برای دست یافتن به کدام هدف و آرزو زندگی می کند؛»
چرا عشق ماشین؛ چرا عشق اسپرت؛ «کامران » در برابر سوال من جا می خورد. «مگه چیزی غیر از این هم هست. سرعت... جنون... اون دلهره شیرین لعنتی که با هر ویراژ می افته تو جونت... وقتی پاها رو می ذاری رو کلاج و ترمز، دیگه اصلا وقت نمی کنی که معکوس بری و به این چیزها فکر کنی.
احساس می کنی تموم خونت توی سرت جمع شده. وقتی که مانور تموم شد و روی طرف رو کم کردی ، تازه می فهمی اون 7میلیون تایی که دادی برای «تقویت» {موتور} دور نریختی». 7میلیون! وقتی کامران از 7میلیون حرف می زند، یاد پیرزنی می افتم که دم صبحی سر سربالایی زندان سوارش کردم.
پرسیدم کجا می ری؛ گفت: در زندان ملاقات دارم... پسرته؛ نه پسرم... شوهرمه... پیرمرد 70ساله روز آخر بیمه اش زده پای یه موتوری رو داغون کرده ، حالا طرف پاش خوب شده ولی رضایت نمی ده... می گه 7میلیون می خوام... 7میلیون! از کجا بیارم! مرده حقوق بازنشستگی اش جواب ماهمون رو بده...
7میلیون! چقدر هست؛ با این همه سعید یوسفی ، صاحب موسسه اسپرت کار، معتقد است : خرجهایی که کامران برای خودرویش کرده ، خیلی غیرعادی نیست. می گوید: «دیروز مشتری داشتم که فقط 4میلیون تومان سیستم (صوتی) نصب کرده بود.
یک میلیون و 600هزار تومان پول رینگاش بود و...» می پرسم : «چند سالش بود؛» می گوید: «40 سالی داشت. این که می گم این تبه! تبیه که افتاده بین مردم. کوچیک و بزرگ هم نمی شناسه و پیر و جوان و فقیر و پولدار نداره... تب ، تبه!
همین چند وقت پیش یکی اومده بود، از بچه های پایین بود. پراید گرفته بود. مدل 78.تمام هول و ولاش رینگ اسپرت کردن پراید بود و هنوز نخریده ، اومده بود مغازه... متوسط و پولدار برنمی داره... اون مال سابق بود.
مال اون دوران که کلا تو این خیابون خودمون 4 تا مغازه رینگ فروشی هم نبود. حالا اما تا دلت بخواد لوازم یدکی و اسپرت و رینگ و... بیا دستت رو بگیرم بریم تو همین خیابون ببین چه خبره... خدا بده برکت ... نه فقط اینجا... همه جا.... همه جا هستند. چرا؛ چون طالب داره... شماها چی می نویسین ؛ تقاضا!».
با این حال به قول مجتبی «پیکان داشتن همیشه مصیبته! حتی اگه رینگ و لاستیک شیک و خط سفید بهش بندازی. آدم گاری داشته باشه ، پیکان نداشته باشه... نه این که ناشکر باشیم ها! نه ، ولی خوب آخه این چه سرنوشتیه که نصیب ما شده!».
مجتبی مسافر کشه. خط فلکه دوم تهران پارس و میدان ونک. اتفاقی باهاش آشنا شدم. به قول خودش او هم «عشق اسپرت» کردنه. با این که پیکانش مدل 56جوانانه اما به قدری به ماشین رسیده که باور نکردنیه. سیستم ، صفحه کیلومتر فسفری ، رکاب و پادری ، بوق و سان روف و پرده و حتی کولر.
وقتی ضبط خودرو را روشن می کند، احساس می کنی تکه کاهی هستی میان امواج موسیقی. با این همه ، مجتبی عاشق ماشینشه. نه خطی ، نه لکی ، نه پیسی. هیچی. رنگ آلبالویی براق ، شیک و تمیز. چقدر خرج این همه شده؛ خیلی خرج نکردم.
بیشتر شون دست دومن. اما اصل اصله! با اینا مسافرکشی می کنم. باورت می شه. تازه LCD هم دارم ، پشت آفتابگیر سمت شاگرده. چطور خرجی نداشته؛ کاری نداره ، روزنامه رو باز می کنی. می بینی نوشته ماشین فلان با 4 میلیون لوازم ، زنگ می زنی و مخ یارورو تیلیت می کنی و طرف بالاخره از خر شیطون می یاد پایین و بسم الله...»
امروز دیگر اسپرت کردن خودرو از حالت لوکس و متعلق بودن به طبقه ای خاص خارج شده و چه بسیارند آدمهایی که به محض خریدن خودرو و تحویل از کارخانه.
آن را اسپرت می کنند. آن هم با هزینه هایی که اغلب گرانتر از قیمت تمام شده خودروست. مجید یوسفی که با برادرش موسسه «اسپرت کار» را می چرخاند، در این باره می گوید: دلیل اصلی ، کمپانی های سازنده خودرو هستند.
آنها برای کاهش هزینه های تولید، حاضر به شیک کردن و اسپرت کردن خودروها نیستند؛ در حالی که الان شما تمام ماشین های وارداتی مثل بی.ام.و و بنز و تویوتا را ببینید؛!
همه آنها رینگ اسپرت دارند و تودوزی های یشان فوق العاده است و بال و رکاب وغیره قبلا برایشان طراحی شده.» او معتقد است این تب فقط در ایران نیست که جوانان را گرفته ، بلکه در تمام دنیا چنین مساله ای مطرح است.
به همین دلیل می گوید: منتها فرقش در اینه که اونجا این لوازم ارزونتره در دسترسه و اینجا گرونتر، وگرنه اگر شما هم وسعتان برسد، همین کارها را با ماشین خودتان هم می کنید. مثلی که مجید می زند، مثل قشنگی است.
می گوید: می دونید! مثل داستان عینک دودیه! اولا که اومده بود، خیلی ها بهش می گفتن قرطی بازی. چرا؛ چون گران بود؛ اما حالا که هر دست فروش دوره گردی ، یه بساط عینک دودی تو دستشه و بین مردم فرهنگ شده ، کلی اخبار راجع به فواید و منفعت عینک دودی گفته می شه!»
البته «عشق اسپرت»ها دلایل دیگری هم برای انجام این کار دارند. شاید یکی از شایعترین آنها، رقابت و چشم و همچشمی و حسادت است و آنها برای شیک تر شدن و پرقدرت تر شدن خودرویشان در سه مرحله هزینه می کنند که اصلی ترینش ، ظاهر خودروست که شامل رینگها، بال عقب ، چراغها، سان روف ، باربند، شیشه ها، برف پاک کن ها، رکاب ، سپر و پادری و... می شود.
شاید باور کردنی نباشد اما در این مرحله بستن چراغهایی با 700تا 800هزار تومان کمی حیرت آور به نظر می رسد. مرحله دوم تزیینات داخل خودروست. پرده ها، تودوزی ها، تعویض فرمان و صندلی و دنده و داشبورد و ضبط و حتی کمربند و آینه و... که قیمت هر کدام تا اعداد 5تا 6رقمی بالا و پایین می شوند.
مرحله سوم هم که بیشتر مربوط به عشق سرعت هاست ، مرحله مکانیکی خودروست. ارتفاع زدن و پایین آوردن کمکها، تقویت موتور، عمده ترین کاری است که در این مرحله صورت می گیرد.
هر چند کسی را می شناسم که 700هزار تومان برای شمعهای موتور خودرویش هزینه کرده. علاوه بر این ، عشق اسپرت ها با پرداخت هزینه های سرسام آور، سیلندرهای خودرو را دستکاری می کنند تا با تغییر در سرعت گردش پیستون ها، شتاب خودرو را چند برابر کنند.
گرچه به قول رئوفی ، مکانیک پرسابقه «چیزی بیشتر از 20تا 30 کیلومتر در ساعت ، بیشتر به سرعت خودروها اضافه نمی شود. دستکاری اگزوز برای ایجاد سر و صدای بم و خفه از دیگر بلایای مکانیکی است که بر سر خودروهای «عشق اسپرت»ها نازل می شود.
اسپرت شدن خودرو و عشق اسپرت کردن خودرو، این روزها دیگر پدیده عجیبی به حساب نمی آید. آیا خودروهای اسپرت شده ای را که سرنشینش مردی است سالخورده با موها و محاسن سفید.
شاید به قول مجید یوسفی «عشق اسپرت کردن یک تب باشد. تبی مثل تب عینک دودی!»

احمد جلالی فراهانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها