در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قبایل بزرگ شمال یمن غیر از حاشد عبارتند از: خیمه، ارحب، جهم، نهم، مذحج و سنحان. قبایل جنوب این کشور نیزعبارتند از: عواذل، یافع فضلی، ضالع، دفینه، ردفان، مکلا و حامی. حامی، قبیله علی سالم البیض رئیسجمهور سابق یمن جنوبی است که اکنون نیز در پی تجزیه این منطقه از کل یمن است.
یمن کشوری است که روند نوسازی در آن بسیار کند و دیر صورت میگیرد. در این جامعه هنوز قبیله و عشیره حرف اول را میزند. علی عبدالله صالح، رئیسجمهور پیشین یمن به قبیله حاشد منتسب بود. علاوه بر این بسیاری از فرماندهان نظامی این کشور نیز به این قبیله وابسته اند. تا زمانی که مشکل خاصی رخ ندهد، قبایل این کشور در کنار هم مسالمتآمیز زندگی میکنند. اما زمانی که رقابتهای سیاسی یا اختلاف برسر منافع پیش میآید، نزاع بین قبایل نیز شکل میگیرد. بیشترین رقابتها تاکنون میان قبایل حاشد و بکیل بوده است.
به لحاظ سیاسی هر قبیلهای که در یمن به قدرت میرسد، میکوشد قدرت را بهطور کامل در اختیار داشته باشد. در یمن نهادهای مدنی مفهومی ندارد و مشایخ نقش تعیینکنندهای در کشور دارند. قبایل یمن بهعنوان یک نهاد اجتماعی سنتی اجازه خود نمایی به نهادهای مدنی و مدرن را نمیدهند. شیوخ قبایل موقعیت قبیلهای و اجتماعی خود را برای نفوذ سیاسی در نهادهای دولتی حفظ کردهاند. آنها همچنین نفوذ سیاسی خود را برای بسط نفوذ اقتصادیشان به کار میگیرند. قبایل یمنی میکوشند ریاست کشور و بخصوص سلسله مراتب سیاسی و نظامی را میان خود تقسیم کنند. روند کنونی اوضاع یمن بهگونهای است که بخوبی میتوان تاثیرات بافت قبیلهای را در حوادث این کشور مشاهده کرد.
با وقوع انقلاب اخیر در یمن در حالی که بخش اعظم مردم به دلیل فقر و نا رضایتی خواستار کنارهگیری علی عبدالله صالح، رئیسجمهور یمن از قدرت بودند، قبایل طرفدار علی عبدالله صالح خواستار حفظ وی و ادامه قدرت او شدند. اما زمانی که موج انقلاب مردمی یمن گسترش یافت و همه اقشار جامعه را در برگرفت برخی از این قبایل نیز در همراهی و حمایتشان از صالح تردید کردند و به مخالفان پیوستند. از جمله قبایلی که به مخالفان علی عبدالله صالح پیوستند، قبیله حاشد بود. حسین الاحمر، شیخ این قبیله در اجتماع چند هزار نفری استان عمران در شمال صنعا ضمن استعفا ازحزب حاکم، بصراحت خواهان کناره گیری علی عبدالله صالح شد. حمیر الاحمر برادر دیگر وی نیز اقدام مشابهی انجام داد و استعفای خود را از نمایندگی مجلس یمن اعلام کرد.
شیخ حمیر سازمان امنیت یمن را متهم کرد که برای ترور او و برادرش حمید الاحمر برنامهریزی کرده است. به اعتقاد کارشناسان، اگر برخی از همین قبایل به موج انقلاب نمیپیوستند شاید انقلاب یمن هرگز به پیروزی نمیرسید. بنابراین هرگونه تغییر و تحولی در یمن، به میزان زیادی به نقش قبایل وابسته است. حتی در تحولات اخیر این کشور نیز زمانی عبد ربه منصور هادی احساس کرد در برابر اعتراضات حوثیها باید دستها را به نشانه تسلیم بالا ببرد که قبایل یمن بخصوص قبیله حاشد از حوثیها حمایت کرد.
سران قبایل یمن حتی طرحی را برای حل مناقشه این کشور پیشنهاد کردند که به موجب آن نخست وزیر آینده باید از سوی حوثیها برگزیده میشد. منصور هادی چارهای جز نپذیرفتن این طرح نداشت وگرنه باید قدرت را یکباره به حوثیها واگذار میکرد. این اقدام قبایل در ضمن، زنگ خطر را برای رئیسجمهور یمن به صدا در آورد تا به فکر راه چارهای باشد. او سرانجام با ارسال فرستاده سازمان ملل به صعده توانست زمینه را برای امضای یک توافقنامه تقسیم قدرت فراهم کند.
اکثر مردم یمن به نوعی عضو قبایل هستند و بنا به عقیدهای افراد قبیله باید مسلح باشند. از اینرو در یمن بیش از هرکشور دیگری در بین مردم عادی سلاح وجود دارد. اما از آنجا که این سنتی جاافتاده و تاریخی است، کمتر مواردی مشاهده میشود که افراد از سلاحهای خود برای انتقامگیریهای فردی یا ایجاد آشوب و هرج و مرج استفاده کنند. درواقع همان ساختار قبیلهای کشور، حافظ و نگهبان امنیت عمومی جامعه است. اصطلاحا سران قبایل شیعی را سید و سران قبایل سنی را شیخ میگویند. اختلاف بین شیخ و سید از جمله اختلافات قدیمی این کشور بوده است.
جامعه یمن بشدت فقیر است و از نظر مذهبی دو مذهب زیدی و شافعی در آن طرفداران بیشتری دارد. مذهب شافعی حدود 25 درصد از جمعیت را تشکیل میدهد که اکثر آنان در سواحل یمن زندگی میکنند. گفته میشود شیعیان زیدی نیز 25 درصد از جمعیت این کشور را تشکیل میدهند و بقیه پیرو سایر مذاهب هستند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: