در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یک جوان امروزی تحت هیچ شرایطی حاضر نیست یکی از این پاکتها را دستش بگیرد و تا سر کوچه برود. او به شما خواهد گفت که این پاکت گل من گلی کلاس ندارد و آبرویش را خواهد برد. اما جوانهای دهه شصتی با این پاکتهای بهظاهر بیکلاس کلی صفا میکردند. صبح تا شب وقت میگذاشتند و با استفاده از چرخ خیاطی پاکتها را یکییکی به هم میدوختند تا از مجموعهشان یک ساک دستی جمع و جور تولید شود. این آدمهای باحوصله چند ویژگی مثبت دیگر هم داشتند؛ یکی اینکه صرفه جو بودند و هر چیزی را براحتی دور نمیانداختند. با استفاده از قدرت خلاقیتشان فکر میکردند که این کالای بظاهر بیارزش چه کاربردی میتواند داشته باشد. آنها خیلی به قضاوت دیگران اهمیت نمیدادند. البته دیگران هم آدمهایی نبودند که بخواهند صاحب ساک را مسخره کنند. ساکها متعلق به زمانی هستند که هنوز سوت مسابقه تشریفات و تجملات به صدا درنیامده بود. مردم زندگی ساده خودشان را داشتند و مجبور نبودند در چارچوب سلیقه تعیین شده از سوی دیگران زندگی کنند.
سروش امیدوار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: