به گزارش پلیس آگاهی تهران، ساعت 23 شامگاه یازدهم اردیبهشت جوانی به نام صادق هنگام ورود به خانهاش، فردی نامش را صدا زد. او سرش را برگرداند تا بفهمد صاحب صدا چه کسی است که مرد نقابداری بطری اسید را به صورتش پاشید.
همسایهها مرد جوان را به بیمارستان منتقل و چند نفر از آنها مرد اسیدپاش را تعقیب کردند تا مانع فرار وی شوند که موفق نشدند و او در تاریکی شب گریخت.
با تلاش پزشکان مرد جوان از مرگ نجات یافت و فقط صورت و دستانش دچار سوختگی شد.
چند روز بعد وی با حضور در اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران ماجرای اسیدپاشی را بازگو کرد و با ارائه شکایتی برای دستگیری مرد اسیدپاش کمک خواست.
با تشکیل پرونده قضایی و به دستور بازپرس شعبه پنجم دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 14 تهران تحقیقات کارآگاهان پلیس آگاهی برای شناسایی و دستگیری اسیدپاش فراری آغاز شد.
ماموران در تحقیقات اولیه متوجه شدند جوانی که هدف اسیدپاشی قرار گرفته، با کسی اختلاف شخصی و مالی نداشته و نمیداند چه کسی و با چه انگیزهای دست به این کار زده است.
در ادامه تحقیقات، ماموران اطلاعاتی به دست آوردند که نشان میداد ساعاتی پس از انتقال صادق – شاکی ـ به بیمارستان، پسر بیست و پنج سالهای به نام حمیدرضا نیز در آنجا بستری و مدعی بوده در محیط کار دچار حادثه و دستانش با اسید دچار سوختگی شده که پس از درمان اولیه مرخص شده است.
ماموران به این جوان ظنین شدند و به نشانی خانه او در منطقه کیانشهر مراجعه کردند که پی بردند او در همسایگی خانه شاکی سکونت دارد. آنها به تحقیق از خانواده وی پرداختند که معلوم شد فرزندشان چند روزی است به خانه نیامده و از او خبری ندارند. گوشی تلفن همراهش نیز خاموش است.
در پی فرار مرد جوان، پاتوقهایش زیر نظر گرفته شد تا این که ماموران اداره شانزدهم پلیس آگاهی پایتخت مخفیگاهش را شناسایی کردند و روز بیستم مهر امسال وی در حومه شهر دستگیر شد.
حمیدرضا با انتقال به پلیس آگاهی در اظهارات اولیهاش گفت: برای بازکردن لوله نصب شده در محل کارم بودم و درون آن اسید ریختم. دستانم در پی این حادثه سوخت. نمیدانم چه کسی پسر همسایهمان را با اسید سوزانده است.
در ادامه تحقیقات، متهم که دچار عذاب وجدان شده بود به اسیدپاشی اعتراف و عنوان کرد : یک روز پیش از حادثه اسید را خریدم. شب هنگام وقتی شاکی - صادق - از مغازهاش خارج شده و به سمت خانهاش در حرکت بود، نقابی به چهرهام زدم و تعقیبش کردم. پس از پاشیدن اسید به وی به مغازه پدرم بازگشتم که همان جا متوجه سوختن دستانم شدم. برای درمانم اقدام و سپس فرار کردم.
سرهنگ کارآگاه آریا حاجیزاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ در این باره گفت: متهم با توجه به اینکه به جرم اسیدپاشی اعتراف کرده اما انگیزهاش را هنوز بازگو نکرده، بنابراین هنوز مشخص نیست وی به چه دلیل دست به این کار زده است.
با صدور قـــــرار قانونی برای متهم ، تحقیقات تکمیلی از وی برای برملا شدن انگیزهاش از این اسیدپاشی ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: