
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
بعد از وقوع کودتای 28 مرداد، پهلوی دوم که به واسطه مبارزات اسلامی و مردمی در حال سقوط بود دوباره به حیات خود برگشت. از این پس بود که این رژیم بیش از گذشته در پی جدایی دین از مذهب برآمد و حتی سودای حذف مذهب را در سر میپروراند.
اولین اقدام رژیم به حاشیهکشاندن چهرههای برجسته روحانیت از صحنه سیاسی و فرهنگی کشور بود. واقعه 15 خرداد 42 حاصل چنین اقدامی بود. برنامهریزیها، سازماندهیها و حرکتهایی که نظام شاهنشاهی بخصوص محمد رضا در سر میپروراند دقیقا در جهت رسیدن به همین هدف بود. بعد از این تاریخ، رژیم که به نظر خود مزاحمان را دور کرده بود، همگام با عصر نوسازی، تحولات فرهنگی را در پیش گرفت و فرهنگ بیگانه را سرمشق خود قرار داد.
رژیم پهلوی دوم برای ترویج مفاهیم فرهنگی مورد نظر خود، 4 عنصر اصلی را مورد توجه قرار داد. ابتدا ترویج پارسیگرایی در مقابل اسلامخواهی بود. دوم بحث ناسیونالیسم بود که به نوعی این بحث را وفاداری به رژیم تعبیر کرده بودند. از جمله اقداماتی که رژیم برای رسیدن به این هدف انجام داد طرح این جمله بود. خدا ـ شاه ـ میهن
سوم اینکه رژیم پهلوی با توسعه و گسترش اقدامات فرهنگی در دانشگاهها و خارج از آن سعی بر این داشت تا جوانان را به خدمت خود در آورد. در آغاز، حذف دین محور اصلی این برنامهها بود. رژیم با برنامههای فرهنگی و... خواهان این بود که غیرت دینی را در فضای فرهنگی به صفر برساند. گرچه رژیم شاه و وابستگان آن میدانستند که این عمل ناممکن خواهد بود.
چهارم اینکه شاه میخواست دین را یک مساله فردی جلوه دهد تا مردم باور کنند که آن تنها یک عامل در کنار دیگر عوامل سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است.
از جمله محورهایی که در دوران محمد رضا پهلوی برای گسترش برنامههای فرهنگی اضافه شد رسانهها و وسایل ارتباط جمعی بود که از آن جمله میتوان به رادیو، تلویزیون، روزنامه، مجله و... اشاره کرد که با سرمایهگذاری بالا در جهت تقویت برنامههای فرهنگی خود کمال سود و استفاده را بردند به طوری که این رسانهها مروج بیپروایی بودند.
از سوی دیگر رژیم پهلوی به جذب نیروهای صاحبنظر و بریده از مردم میپرداخت. این وظیفه البته در اختیار کانونها و بنیادهایی مانند بنیاد فرح پهلوی بود که ضمن حمایت از هنرمندانی خاص، زمینه جذب آنان را فراهم میآورد. بازسازی، نوخوانی و دوباره خوانی تاریخ برای ارائه روایتی تازه از اسلام و ایران از دیگر اقدامات رژیم بود. در پی چنین اقدامی بود که استاد شهید مرتضی مطهری در یک اقدام متفکرانه دست به چاپ کتابی به نام خدمات اسلام به ایران زد، ولی چون بعدها با چاپ این عنوان مخالفت شد، کتاب را به خدمات متقابل اسلام به ایران تغییر نام داد.
رژیم خواهان بسط نظام لائیک به عنوان فرهنگ مستقر در جامعه بود و نظام شاهنشاهی در این باره، ترکیه را الگوی خود قرار داده بود. ارائه فیلمهای سینمایی، رمانهای غربی، انتشار کتابها و برگزاری جشن هنر شیراز و جشنهای 2500 ساله، جشنهای تاجگذاری و... ابزارهایی برای تحقق این هدف بودند.
جشنهای 2500 ساله
در ستایش بیست و پنجمین قرن تاسیس امپراتوری ایران، مردم و محمدرضا پهلوی در برابر آرامگاه کورش ادای احترام میکنند. نمونههای زیر بخشی از آغاز و پایان سخنرانی شاه در مقابل مقبره کورش است:
کورش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه هخامنشی، شاه ایران زمین، از جانب من شاهنشاه ایران و از جانب ملت من بر تو درود باد...آه کورش، شاه بزرگ در این لحظه درخشان تاریخ ملت ایران، من و همه ملت ایران به روان تو درود میفرستیم و خاطره فراموش نشدنی تو را پاس میداریم.
این عبارات، بخشهایی از سخنرانی محمدرضا پهلوی در برابر آرامگاه کورش بود.
در میانه اکتبر 1971 میلادی، 69 نفر از سران کشورهای گونــاگون یا نمــایندگان آنــها شامل20 پادشاه و امیر، 5 ملکه، 21 شــاهزاده، 16 رئیس جمهور، 3 نخست وزیر، 4 معاون رئیس جمهور، 2 وزیر خارجه در آرامگاه کورش در پاسارگارد حضور به هم رساندند.
این یک مهمانی بزرگ نبود بلکه مراسم بزرگداشت 25 قرن تاریخ و تمدن بود.در طول روز کاروان اتومبیلها با اسکورت از شهر شیراز میگذشتند تا به جایگاه کاخ شاهان کهن ایران در دل بیابان بروند. کاخی که از زمان کورش به یادگار مانده بود.
محل برگزاری جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی در یک اردوگاه به صورت یک ستاره با 5 شاخه بود که از مرکز اقامتگاه سلطنتی منشعب میشدو این 5 شاخه نماد 5 قاره بود.3 چادر بزرگ، 53 چادر کوچک مطّلا و دارای تهویه مطبوع که با مبلهای ارسالی از فرانسه تزیین شده بود از امکانات محل اقامت مهمانان شاه بود. هر رئیس دولت یک چادر داشت با یک اتاق نشیمن، 2 اتاق خواب و حمام، اتاقی برای مستخدمان، یک آشپزخانه کوچک و یک ناهار خوری. شاه و شهبانو شخصا بر همه مقدمات این مراسم نظارت کرده بودند.
شب بعد از مراسم شاد باش، مهمانان از چادرهای خود بیرون میرفتند و تخت جمشید و ویرانههای کاخ جانشین او کورش و داریوش و سپس کمبوجیه را بازدید میکردند.
10 هزار قاطر و 6000 هزار شتر لازم آمد تا گنجینههای تخت جمشید را از آنجا انتقال بدهند. نقطه اوج مراسم برای مهمانان، برنامه نور و صدا در میان سنگهای عظیم بود، سنگهای عظیمی که همه رویدادهای تاریخ ایران را در آنجا به نمایش گذاشته بودند.
شاه میگوید:... در این روز بزرگ تاریخ ایران از تختجمشید، زادگاه شاهنشاهی کهنسال ایران در حضور سران کشورهای جهان، امیدوارم بتوانم الهام بخش همه مردم زمین در ادامه راه آنان باشم... رژه تخت جمشید آغاز میشود.
ابتدا رژه مردان پارسی در لباسهای پوستی بود که ایام پیش از تاریخ را به خاطر میآورد. سپس نوبت به نیروهای هخامنشی میرسید؛ اولین سپاهی که جهان را مسخر کرده بود. آنها با تانکهایی میآمدند که دشمنان خود را به وسیله آنها در هم میشکستند و نوای شیپورهایشان نوید صلح را میداد. چگونگی طراحی لباس، سلاحهای جنگی و آلات موسیقی را باستانشناسان و تاریخ نگاران بیش از 10 سال مورد بررسی قرار داده بودند، زمانی که ابتدایی ترین وسایل و آلات جنگی وجود نداشت. در دورههای آغازین حتی افسار برای اسبها وجود نداشت و این دژهای چوبی بودند که دشمنان را به وسیله آنها محاصره میکردند و با کشتیها پلی را به طول 38 مایل در دریای مدیترانه به وجود میآوردند تا بتوانند از دریا بگذرند، آن هم قبل از اینکه دورههای ارتشهای نو فرا برسد
.ارتش اسکندر مقدونی و دیگر ارتشهای بعدی از روشهای ایرانیان تقلید میکردند. در طول 500 سالی که دیوار چین ساخته شد، هانیبال از کوههای آلپ گذشت، سزار سرزمین گلها را فتح کرد و این سربازان پارتی سلسله ساسانیان بودند که مرزهای ایران را پاس میداشتند و وحشت در دل دشمنان میافکندند. روح ایران بارها سر بر افراشت و شیپورها هرگز از دمیدن باز نایستادند. سپس نوبت سپاهیان سامانی رسید، با نیزههای بلندشان و سلاحهای ویژهشان که همزمان با ترویج دین اسلام توسط محمد(ص) بود. سپس نوبت به صفاریان رسید و بعد نوبت به دیلمیان و آنگاه صفویان روی کار آمدند.
هنگامی که سپاهیان صفوی از مرز و بوم ایران پاسداری میکردند، کریستف کلمب سرگرم کشف آمریکا بود. بعد از سلسله صفوی حکومت نادرشاه افشار بود. دولت افشاریه معاصر پرنس چارلی بود که پرچم طغیان را در اسکاتلند بر افراشت و این سلسله افشاریه بود که توپهای کوچکی را به نام زنبورک روی شترها سوار کرد و آن زمانی که سپاهیان زند دست به عمران و آبادانی کشور زدند و آرامش را در کشور برقرار کردند، اعلامیه استقلال آمریکا صادر شد.
شاه از برپایی این جشنها هدفهای زیادی را دنبال می کرد. وی با اجرای این مراسم سعی داشت که بر وجود نهاد سلطنت در ایران به مدت 2500 سال و تداوم این نهاد تا فرمانروایی خود تأکید کند و به ایرانیان بفهماند که ایران کشور بزرگی شده است و او به عنوان پادشاه این کشور ، خود را وارث و نگهبان یک تاج و تخت 2500 ساله میداند. وی همچنان در پی کسب وجهه بینالمللی برای حکومت خود و تحکیم مشروعیت سلسله پهلوی بود تا بتواند در سایه آن، اعتماد دولتمردان بیگانه را برای سرمایهگذاری بیشتر در ایران به دست آورد. خود بزرگ بینی و برتریجویی از دیگر انگیزههای شاه برای برگزاری جشن 2500 ساله بود.
شاه در مقایسه با بسیاری از شخصیتهای مطرح جهان که از وجهه مردمی برخوردار بودند، در میان مردم ایران جایگاهی نداشت . وی دارای امتیاز ویژهای نبود تا در برابر آن به خود ببالد . نه از نسب بهرهای داشت و نه از کمال. او برای جبران این سرخوردگی و نیز کسب اعتبار کاذب امیدوار بود که با پیوند دادن حکومت خود به کورش و 2500 سال پادشاهی و احیای باستانگرایی یا نادیدهگرفتن تأثیر انکار ناپذیر اسلام در تاریخ 1400 ساله گذشته ایران، خود را در برابر جهانیان به عنوان پادشاهی توانا و بیهمتا قلمداد کند، تلاشی که البته ناموثر بود.
محمد براری
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد