در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دست خودم نیست. دست این اتفاقات مختلف رفته بر من است که مرا به این روز و به این حالِ غریب رسانده. یادم داده که من با تو اگر فرق میکنم، همه چیز طبیعی است؛ هیچ نگران نباش! گفته هیچ غصه نخور اگر ماکارونیات خمیر شده؛ هست کسیکه بخورد و بگوید «چه خوب شده این قارچ ریز شدهی مایهاش؛ آن هویجها که اصلاً محشرند» و نه له شدگی را ببیند و نه خمیر شدن را.
همه چیز زیر سر اتفاقات است. اتفاقات زندگی دست ما را میگیرد؛ بزرگمان میکند و تا دم آخر ما را چون خمیر بازی به شکلی درمیآورد که شبیه دیگری نیست. هم دست تو را هم دست مرا محکم گرفته و همچنان ولم نمیکند. «بسی گردش کند گردون، بسی لیل و نهار آرد» و چقدر من با تو فرق کنم! زمان را ببین! همین زمان را ببین که چگونه گذرش را نمیشود به ساعت و دقیقه نشان داد! چطور یک ساعت، شصت دقیقه است و همیشه، همه جا یکیاست؟ یک ساعت خوشی با غم یکساعته کی یکی میشود آخر؟ وقتی تو خوشحال و لبخندزنان میآیی؛ وقتی «ردیف مرواریدت لای عناب لبهایت پیدا میشود» زمان میرود. آنقدر سریع و برقوار که «ناگهان چقدر زود، دیر میشود». اما امان از غم که نبود توست؛ وقتی است که تو نمیخندی. وقتی که سخت میگذرد و نمیگذرد زمان. عقربه ساعت میآید و بست مینشیند همانجا و تکان دادنش کار من به تنهایی نیست. خستهام میکند. یک ساعت بودنت با ساعتی نبودنت اینگونه فرق میکند. حال من هم! و اینگونه من حالی را صاحبم که دیگران ندارند. «خفته خبر ندارد سر برکنار جانان کاین شب دراز باشد بر چشم پاسبانان». من با بقیه متفاوت میشوم. زمان را متفاوت میبینم و درکم از محیط فرقدار میشود با دیگران. یک کتابی بود که میگفت با کفشهای دیگران راه برو؛ تا با کفشهای کسی راه نرفتهای دربارهاش قضاوت نکن. خب راست میگفت. کسیکه تو را دیده با آنکه ندیده فرق میکند. آنکه با تو خندیده با آنکه درکی از لبخندهای تو نداشته فرق میکند. کسیکه اخمهای معلم کلاس اول را شبها به کابوسش میدیده با آنکه مشقهایش آفرین میگرفته فرق میکند. من با تو فرق میکنم؛ تو با برادرت و او با همه ما که برای او بقیهایم. ما ماحصل همه لحظههای رفته و نرفته بر خویشتن، متفاوت از همیم. سلیقهمان فرق میکند؛ نگاهمان فرق میکند؛ ذائقهمان نسبت به ماکارونی خمیرشده فرق میکند. تو، دل به فرقهای من با دیگران میبندی و من به فرقهای تو، به قارچهای ریزکرده و هویجهایی که اصلاً محشرند وسط ماکارونی خمیرشده.
آنامراد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: