در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دان در گفتوگو با نشریه سرنخ درباره اولین باری که به کمک زندانیان شتافته، گفته است: در جریان حادثهای در یک قهوهخانه چند جوان جان باخته بودند و قهوهخانهدار باید پول دیه آنها را میداد. او قهوهخانه را اجاره کرده بود و وضع مالی خوبی نداشت که بتواند پول دیه را پرداخت کند. ماجرای آتشسوزی هم از این قرار بود که وقتی چند پسر جوان در قهوهخانه بودند، گاز نشت میکند، در همین زمان، یکی از پسرهای جوان برای روشن کردن سیگارش فندک روشن میکند که ناگهان انفجار صورت میگیرد و متاسفانه هفت یا هشت جوان در دم جان میبازند.
باخبر شدیم که صاحب اصلی قهوهخانه آدم پولداری است که اگر مغازه را بفروشد، دیه قربانیان پرداخت میشود و قهوهخانهداری که از آن موقع دستگیر شده و به زندان افتاده بود، آزاد میشود. طبق چیزهایی که شنیده بودم، فکر کردم میتوانم صاحب ملک را برای آزادی مستاجرش از زندان راضی کنم، اما نشد. آن مرد برای پرداخت پول دیه قربانیان رضایت نداد و من با اینکه برای آزادی این مرد خیلی تلاش کردم، اما نتیجهای نداشت. حالا هم نمیدانم آن پرونده به کجا رسیده، اما بعد از مدتی همان صاحب ملک را سر صحنه یکی از فیلمهایی که بازی میکردم در نقش سیاهیلشکر دیدم.
برای خودم هم این موضوع جالب بود. وقتی با او روبهرو شدم، فهمیدم که به سینما علاقه زیادی دارد و برای همین نقش سیاهیلشکر را بازی میکند. او آن روز از من به خاطر اینکه راضی نشده بود به حرف ما گوش کند، عذرخواهی کرد. فکر میکنم بعد از آن دیدار او ملکش را فروخت و دیه چند پسر جوان را داد و مرد قهوهخانهچی آزاد شد.
ظاهرا بهمن دان برخلاف تعدادی از هنرمندان و ورزشکاران راهکار بهتری برای کمک به دیگران یافته است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: