حزن و توبه انسان‌های بزرگ در سرزمین وحی، جزئی از تاریخ و هویت مکه است

قصه‌هایی از سرزمین اشک

تقدس مکه وامدار اشک‌های معروف و توبه‌های تاریخی است که شاهد آن بوده است.
کد خبر: ۷۲۴۰۱۵

در قرآن کریم از شهر مکه با تعبیر «بکه» یاد شده است. جالب این‌که ریشه این دو عبارت، مغایر و حتی از سویی کاملا مقابل یکدیگر قرار دارد. بکه در لغت از ریشه بکاء به معنای گریستن است و حال آن‌که مکه ـ به روایتی ـ در لغت از ریشه مکاء است که به معنای صفیر و سوت زدن از روی شادی (مثلا در جشن) است.

اما چگونه این سرزمین دو نام و با این تفاوت معنایی دارد؟ آیا این عناوین به شکل تصادفی بر این سرزمین نهاده شده یا ناشی از جنبه‌ای از حقیقت این سرزمین است؟ قرآن کریم که قداست شهر مکه، تا حد زیادی وابسته به آن است، در آیه‌ای، این شهر را بکه می‌نامد: «إِنَّ أَوَّلَ بَیتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذی بِبَکةَ مُبارَکاً وَ هُدیً لِلْعالَمین‏» (آل عمران‌/‌ 96) (اولین خانه عبادتی که برای مردم بنا نهاده شد، آن خانه‌‏ای است که در بکه [= مکه] واقع است، خانه‌‏ای پر برکت که مایه هدایت همه جهانیان است) دو نکته از نکاتی که از این آیه برداشت می‌شود، عبارتند از این‌که اولا شهر مکه قدمت تاریخی والایی دارد (بنابراین قداست آن فقط وابسته به دوره رسالت نبی اکرم(ص) نیست) نامی که خداوند برای این شهر می‌پسندد بکه است.

اما چرا این شهر عموما با نام مکه شناخته می‌شود. در حدیثی از امام رضا(ع) این نام، در نسبت با دوره‌ای از تاریخ مکه دانسته شده که سنن جاهلی در آن فراگیر بود. در این حدیث، امام هشتم به این آیه قرآن اشاره می‌کنند که در آن واژه‌ای به چشم می‌خورد که هم ریشه با واژه «مکه» است: «وَ ما کانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَیتِ إِلاَّ مُکاءً وَ تَصْدِیة…» (انفال آیه 35) (نماز خواندنشان نزد خانه [خدا] جز سوت کشیدن و کف زدن نبود‏.) بنابراین افرادی که زائر این خانه بودند نزد این خانه سوت می‌زدند و به کسی که عزم مکه می‌نمود، می‌گفتند سوت بکشید. این سنت جاهلی در زمانی که این خانه مقدس به بتخانه مبدل شده بود، جاری بود.

اما چرا خداوند نام بکه را برای این سرزمین می‌پسندد؟ در حدیثی از امام صادق(ع) این نام از ریشه بکاء و گریستن دانسته شده، چراکه در این سرزمین وقایع تاریخی و مقدس بسیاری روی داده که منجر به گریه‌های معروفی شده است. اولین گریستن معروف در این سرزمین متعلق به حضرت آدم صفی‌الله(ع) است. آدم(ع) و حوا(س) براساس قرآن کریم جایگاه والایی در خلقت و نزد خداوند دارند به حدی که خداوند فرشتگان خود را امر به سجده آدم(ع) می‌کند.

همچنین آدم(ع) در بهشت خداوند مأوا می‌گیرد. بنابراین آدم و حوا شأن والایی نزد خداوند دارند و دارای جایگاه معنوی ویژه‌ای هستند. این پیامبر بزرگ پس از هبوط از بهشت، در مکه خود را یافت. این در حالی بود که آدم، هم از این باب که به نوعی به نافرمانی خداوند تن داده و هم از این باب که حضرت حوا را در کنار خود ندید، بسیار ناراحت و مغبون گشت. حس دور شدن از درگاه الهی برای یک مومن و بی‌اطلاعی از همسر برای یک مرد غیور، سبب گریه و حزن آدم(ع) شد. براساس برخی اخبار، حوا(س) در جده هبوط کرد و از همین رو نام این شهر «جده» نهاده شد. اما والدین نسل بشر پس از فراق و جستجوی زیاد، یکدیگر را در صحرای عرفات یافتند.

پشیمانی و حزن و توبه آدم، این سرزمین را سرزمین توبه و حزن و اشک کرد. از امام صادق علیه‌السلام منقول است: «[جبرئیل به آدم (ع) گفت]... خدای تبارک و تعالی مرا به سوی تو فرستاد تا مناسکی که با آنها می‌خواهد توبه تو (حضرت آدم علیه‌السلام) را بپذیرد ‏به تو بیاموزم. و بعد جبرئیل دست آدم را گرفت و او را آورد تا به خانه کعبه رسید...» و براساس برخی از اخبار اولین بانی این خانه، خود آدم(ع) است که آن را به فرمان الهی بنا کرد.

اما این سرزمین برای پیامبرانی از نسل آدم نیز سرزمین حزن و اشک بود. برای مثال، پس از آن‌که ابراهیم(ع) از سوی خداوند موظف شد به تقاضای ساره پاسخ مثبت داده و هاجر و اسماعیل را از خود دور و در این سرزمین رها کند، این سرزمین شاهد اشک‌های ابراهیم، هاجر و اسماعیل(ع) شد. خداوند اسماعیل را در کهنسالی ابراهیم به او بخشید و از این‌رو اسماعیل برای او بسیار عزیز بود، اما پس از تولد اسحاق از ساره، ساره دیگر وجود هاجر و اسماعیل را تحمل نکرد و از ابراهیم خواست آنها را از ساره و پسرش دور کند.

ابراهیم این خواسته را اجابت کرد و به خواست خداوند هاجر و اسماعیل را در صحرایی خشک رها کرد. این آزمون الهی برای ابراهیم، به همراه آزمون قربانی کردن اسماعیل و اجابت خواسته خداوند توسط ابراهیم، نشان‌دهنده اوج ایمان در وجود این پیامبر بزرگ بود.

اشک‌های اسماعیل از تشنگی و تشویش و بلاتکلیفی مادر برای اجابت خواسته کودک، صحنه‌های حزن‌آلودی را در سرزمین اشک پدید آورد؛ حزن و اشکی که فرجام آن خیرات و برکات کثیر الهی از دامن این سرزمین برای اسماعیل و فرزندان اسماعیل بود.

مکه به مرکز عبادی و معنوی جهان مبدل شد و فرزندان اسماعیل در آن بیش از هر قوم و نژادی از نسل آدم(ع) درخشیدند.

در ابتدای ظهور اسلام نیز اولین مومنان به پیامبر خاتم در این سرزمین گریه‌ها و ناله‌های زیادی را متحمل شدند، ازجمله آنها سمیه و یاسر و بلال بودند که شکنجه‌های زیادی را از سوی حامیان تداوم جاهلیت متحمل شدند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها