در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رهگذرانی که به جای ماندن در شب از آن به زیر سقف خانههاشان فرار میکنند. کامیونهای گوشخراش بیافسار، تونلها و پلهای در دست ساخت هم حضوری همیشگی دارند چه شب باشد چه روز. اما در این میان آنچه میتواند به تو مربوط باشد تنها خودت هستی و خودت که در تاریکی و اتوبان یا خیابانی آرام یکهتازی میکنی. اگر هم بسرعت برانی از سر عجله نیست میخواهی آشوب به گیسوی باد بیندازی. در اتومبیل تو هیچکس نیست و سکوت سنگین یک خداحافظی طولانی از عزیزی چون برادر، پدر، مادر، همسر یا فرزند تو را فرا گرفته است. خداحافظی سخت است، طولانی که باشد دشوارتر و سفرکرده عزیز که باشد، سنگینتر. نمیتوانی حرفهای گوینده رادیو را بشنوی، اصلاً حالت حال حرف شنیدن و حرف زدن نیست، در کلمات نمیگنجد این فقدان. نوایی میخواهی که بر تن تو بنشیند، مناسب حال و اختصاصی شرایط تو باشد. نوای عمومی رادیو آوا یا رادیو پیام نه، چیزی شخصیتر میخواهی. هر موسیقی یا آوازی پاسخ حال تو نیست. آدمی قدیمی نیستی، جوانی، احساساتت هنوز چون نوجوانی ناپخته است. برای این حال بد نیست که گوش به نوای یک راک ایرانی با یک حس و حال متفاوت بسپاری که هم غمگین است هم جوان. هم نوست و هم داستان از دست رفتهها را میخواند. با افکتهای صوتی و موسیقی آرام و سیالش بر حس و حال تو خوش مینشیند. خوانندهای هم که با این موسیقی همنوایی میکند فریاد نمیزند، آرام در گوش تو نجوا میکند.
گاهی نباید از موسیقی یا هر اثر هنری خواست که آدم را از حال و هوایش بیرون و به شادی پرتاب کند. خوب است که آدم غمش را با غم نوازش کند. اندوهش را با یک نوای اندوهگین همدرد سازد. «رفته از دست» آلبوم گروه جوان کامنت به درد چنین حالی میخورد.
میتوانی پر شوی از آواهای تصویری و اشعار ساده کامنت. آوای محزون آلبوم رفته از دست تلخ نیست؛ بیشتر عاشقانه است؛ درد جدایی و لذت دوست داشتن را همزمان در خود دارد. فردیت و با خود بودن؛ من و طبیعت، من و دیگری و من و من، در سیطره عواطفی شکننده، اینها تم اصلی و بنیادین آثار این آلبوم را تشکیل میدهد. پس برای یک آخر هفته تنها، در ابتدای پاییز، که غمی زیبا را به دل مینشاند میتوانید چندین بار در حال و هوایی نو، در بادهای گذرا و مجنون و نمهای اندک و پاک با خود و 11 قطعه کامنت خلوت کنید و آخر هفته را به شروع هفتهای از دلتنگی پیوند بزنید.
موسیقی کامنت در عین داشتن قطعاتی گاه آرامبخش و معتدل و گاه انرژیک و متفاوت، تخیلآفرین است انگار که تصویر پشت تصویر مینشاند. برای همین تخیل آفرینی هم هست که تنهایی را پر میکند، خلوت را به خاطره، تصاویر گذشته و امید دیدار پیوند میزند تا رفته از دست بازگردد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: