در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آن روزها رسانهای در کار نبود و مردم وصف حال قهرمانان خویش را در قهوهخانهها میشنیدند و هر کس برای خود شکل و شمایلی از آنها تصویر میکرد. فقط در قهوهخانهها بود که یادی از رستم و سهراب، زال و کیخسرو میشد. در آنجا بود که نقال داستان از خودگذشتگی آرش برای حفظ سرزمین ایران را بیان میکرد. در قهوهخانهها بود که مردها در شبهای سرد زمستان دورهمجمع میشدند و شرح سلحشوری پیشدادیان و کیانیان را میشنیدند و یاد و خاطره این قهرمانان را به درون خانههای خویش میبردند و زیر کرسی برای خانوادههایشان بازگو میکردند. در آن روزها قهرمانهای مردان به قهرمانان کودکانشان بدل میشد و کودکان با رسیدن به بزرگسالی سعی میکردند منش آنها را دنبال کنند.
آن روزگاران گذشته است. امروزه روزگار نقالی به سر رسیده و حس نیاز به آن نیز از بین رفته است. اکنون نقالی به هنری تبدیل شده که محققان درباره چگونگی به وجود آمدن و تاریخ آن تحقیق و بررسی میکنند. امروز به جای آن که مردم به قهوهخانه بروند و برای شنیدن سخنان نقال صف بکشند، نقالها به تلویزیون دعوت میشوند تا نسل جوان بدانند روزگاری چنین هنری وجود داشته است.
آن روزگاران گذشته و دیگر قهوهخانهای وجود ندارد. امروز مردم به تنهایی به تماشای تلویزیون مینشینند و به تنهایی به سینما و تئاتر میروند. آنها دیگر روش و منش قهرمانان فیلمها را برای خانوادهشان بازگو نمیکنند و بهجای آن آنچه را که درباره قهرمانان دیدهاند نقد میکنند، به چالش میکشند و در مجلهها چاپ میکنند. امروز دیدن فیلم یا سریال دستهجمعی در خانوادهای که معمولا سه نفره است، تنها فرصت دور هم بودن به شمار میرود. کودکان امروز کودکان آن روزگاران نیستند. قهرمانان آنها نیز تغییر کرده است. امروز قهرمانها برای از بین بردن بدی و استیلای خوبی نمیجنگند. آنها فقط میجنگند تا بکشند یا کشته شوند. وظیفه آنها فقط کشتن است و بس.
امروز اگر مردم بهدنبال فیلمهای اکشن و بازیهای رایانهای نباشند، در پی ژانر کمدیاند. امروز قهرمان بزرگترها را شخصیت فیلمها یا داستانهای کمدی تشکیل میدهد. این فیلمها و داستانها فروش بالا و طرفدارانی بیشمار دارد. در این نوع ژانر قرار نیست کسی به سر دلبران در حدیث دیگران پی ببرد. نویسنده و فیلمنامهنویس کلمات و جملهها را پس و پیش میکنند و گاه نیز پیش و پس. آنها آنقدر به این بازی ادامه میدهند که تماشاگر و خواننده تصور میکنند این کار تا ابدی ادامه دارد.دریغ و درد که آن روزگاران گذشته است و قهرمانان امروزی انسانهای پوشالی هستند که موجودیتی موهوم دارند. بله آن روزگاران گذشته است.
روزی روزگاری بود که قهرمانها جوانمرد بودند و بزرگمنش. ایثار میکردند و میبخشیدند. نجاتدهنده بودند و یاریگر. پشت بودند و پناه. آنها قهرمانان زورخانه بودند و در زورخانه در وصف جوانمردیهای مولا علی شعرها خوانده میشد. آنها پهلوان بودند و اهل زورخانه و زورخانه ورزشی بود که ریشهای دیرینه در باورهای ایرانی ـ اسلامی مردم داشت. هنوز کهنمردمانی که از آن روزگاران باقی ماندهاند، یادواره پوریای ولی را در ذهن و خاطر خود حفظ کردهاند. همان کسی که ادامهدهنده راه مولا علی (ع) بود. آن بزرگمردی که از آرزوی خود دست کشید تا دل ضعیفه پیری را خوش کند. خاطره او نیز مانند مولا علی(ع) که در جنگ از روی خشم دست به شمشیر نبرد، از ذهن مردمان همین روزگار محو نمیشود. اما... آن روزگاران سپری شده و ما امروز زندگی میکنیم.
هما شهرام بخت / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: