فوتبالی فرهنگ‌مدار است که به ارزش‌ها احترام بگذارد

فوتبال ایران در آفساید فرهنگی

شرایطی را تصور کنید که همه به تماشای یک مسابقه فوتبال می‏روند و هدف، کسب نشاط و شادابی است. به هیچ‏کس توهین نمی‏شود، هیچ وسیله‏ای تخریب نمی‏شود، همه در جایی که از قبل برای آنها پیش‏بینی شده در چند متری زمینِ مسابقه می‏نشینند و هیچ‏کس به دنبال تضییع حقوق دیگران نیست.
کد خبر: ۷۲۱۸۵۲
فوتبال ایران در آفساید فرهنگی

بازیکنان بنا به تعهد خویش با تمام وجود تلاش می‏کنند، همگان به داور احترام می‏گذارند و حقانیت او را محترم می‏دارند و در نهایت، برنده و بازنده، با پذیرفتنِ نتیجه، با آرامش کامل ورزشگاه را ترک می‏کنند.

تصور چنین وضعی، گرچه زیباست، ولی غیرواقعی به نظر می‏رسد. آنچه این روزها در فوتبال غرب از آن به‏عنوان فرهنگ یاد می‏شود، بر مبنای فرهنگسازی در مفهوم عام به‏دست نیامده است، بلکه تغییر رفتارهای مشخصی است که بر مبنای سیاست‏هایی کلان، بلندمدت و در جهت تحریک منطق «هزینه ـ فایده» در هواداران، تماشاگران و بازیکنان، ایجاد شده است.

به‏عنوان مثال، ممکن است تواتر استفاده از کمربند ایمنی در طول سال‏ها تلاش تبلیغاتی و رسانه‏ای در افراد افزایش یافته باشد، ولی این تغییر به معنی ارتقای فرهنگ رانندگی در شهروندان نیست، بلکه افراد به واسطه سنگین شدن جرایم رانندگی، بالاخره قبول کرده‏اند که فایده استفاده از کمربند ایمنی، از بی‏توجهی به آن بیشتر است. در فرهنگ فوتبال نیز چنین است؛ به جای تکیه بر واژه عمومی فرهنگ و استعمال بی‏نتیجه آن در شعار، ضروری است رفتارهای نابهنجار را شناسایی و با ارائه خدمات بهتر، رفتار بهنجار را جایگزینِ آنها کرد. وقتی بازیکن و هوادار متوجه شود رفتار صحیح، عایدی، توجه و مطلوبیت بیشتری برایش به همراه خواهد داشت، مطمئنا رفتار صحیح را انتخاب خواهد کرد.

در مثالی دیگر، رفتار ناهنجارِ یک هوادارِ آشوبگر، به محرومیت بلندمدتِ تنها همین فرد از حضور در ورزشگاه منجر می‏شود و همگان متوجه می‏شوند که داشتن چنین رفتاری، به از دست دادن تماشای بازی‏ها می‏انجامد. مگر این‌که فکر کنیم از دست دادن بازی‏ها ارزشی ندارد یا برنامه‏ای برای شناسایی مشخص آشوبگران و منع ورود بلندمدت آنها به ورزشگاه وجود ندارد؛ اگر چنین است پس دلیلی برای خشمگین‏شدن از وضع فعلی فرهنگ در فوتبال ایران هم وجود ندارد. به‏طور کلی، فوتبالی فرهنگ‏مدار است که به ارزش‏ها، هنجارها و رسوم جامعه احترام بگذارد و در تضاد با آنها نباشد. یک تناقض آشکار در این جمله نهفته است. منظور از جامعه کدام جامعه است؟ جامعه ایرانی؟ جامعه جهانی یا جامعه مذهبی؟ این سوال آشکارا عمق مساله فرهنگ در جامعه ایرانی را نشان می‏دهد؛ زیرا در جامعه‏ای که هر سه گونه فرهنگ، یعنی فرهنگ دینی، جهانی و ملی، با یکدیگر منطبق هستند، رفتار فرد، هرچه باشد، مورد تائید هر سه گزینه است؛ اما در جامعه‏ای مثل ایران که خود پیرو دین غنی اسلام است و از تمدنی کهن برخوردار است، حل مسائل فرهنگی در تقابل با جامعه جهانی و ویژگی‏های دوران تجدد، آنچنان که تصور می‏شود، ساده نیست.

«در آفساید بودن» یا «محوّل‌کردن کار‌ها به دقیقه 90»، نمونه‏هایی از تأثیر فوتبال بر گفتمان فرهنگ عامه به‌شمار می‏روند. فرهنگ حاکم بر فوتبال ایران، امری جدا از فرهنگ جامعه نیست و شواهد بسیاری مبنی بر تاثیر رویدادهای حاشیه‏ای فوتبال بر رفتارهای اجتماعی مردم و بویژه جوانان و نوجوانان، وجود دارد. نتیجه مهندسی غیرفرهنگی مدیران رسانه‏ در سال‏های اخیر، مبنی بر جذب حداکثری مخاطب به بهانه بازکردن فضای انتقادی، تلاش برای رکوردشکنی پیامکی در برنامه‏های تلویزیونی و افزایش فروش و تبلیغات رسانه‏های نوشتاری، نتیجه‏ای جز تغییر ذائقه مردم و نهادینه‌کردن آن در فرهنگ عامه نداشته است. افزایش گرایش هرچه بیشتر مردم به جنجال‏ها و حاشیه‏ها، ارزش‏بخشیدن به ناهنجاری‏ها و در نهایت، تخریب سرمایه‏ها و اسطوره‏سازی‏های کاذب، دستاورد این مهندسی ناخوداگاه بوده است. به هر ترتیب، وقت آن رسیده است که پرچم بالا رود و مدیران به آفساید بودن گل‌های فرهنگی خود پی ببرند.

رضا شجیع / جام جم

برچسب ها: فوتبال اخلاق
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها