رمان «روضه نوح» نوشته حسن محمودی، جنگ را فقط در جبهه‌ها نمی‌بیند

قصه‌ای​ که پایان ندارد

هر جنگی روزی به پایان می‌رسد، اما قصه‌های جنگ پایانی ندارد. شاید در روزهای جنگ قصه‌های آن شبیه خاطره افرادی باشد که در میدان‌های نبرد حضور داشته یا به هر شکلی در مسیر ترکش‌های جنگ بوده‌اند، اما رفته رفته این خاطره‌ها رنگ و بوی قصه و داستان به خود می‌گیرند و حتی ممکن است سر از افسانه‌ها درآورند.
کد خبر: ۷۲۱۳۹۲

مانند داستان «روضه نوح» که متن سیالی در کرانه‌های خاطره، قصه، داستان و حتی افسانه است. نویسنده اثر، حسن محمودی را از سال‌ها قبل با مجموعه داستان «وقتی آهسته حرف می‌زنیم المیرا خواب است» می‌شناسم. نویسنده و روزنامه‌نگاری که سال‌هاست در دو عرصه روزنامه‌نگاری و نویسندگی همزمان فعالیت دارد. کتاب‌های دیگری هم در این سال‌ها منتشر کرده، اما کار جدید او، رمان روضه نوح اتفاق تازه‌ای در ادبیات داستانی جنگ است. اگر سرسری هم به داستان‌های جنگ در کشورمان نگاهی بیندازیم می‌بینم خیلی‌ها از جنگ هشت ساله در کشورمان داستان نوشته‌اند، اما اغلب آنها شبیه هم بوده است. انگار که از روی دست هم کپی‌کاری کرده باشند. مانند قصه‌های کلیشه‌ای از جنگ هشت ساله در فیلم‌ها و گاه مجموعه‌‌های نمایشی که به توضیح بیشتر نیاز ندارد. حالا بعد از سال‌ها تحمل آن قصه‌های تکراری از جنگ، حسن محمودی قصه تازه‌ای از جنگ هشت ساله نوشته است. قصه نوجوانی به نام نوح که میان همسالان خود نام و نشانی دارد و رتبه اول کنکور سراسری است. خانواده‌اش برای آینده او رویاهایی دارند، اما جنگ چهره‌ای واقعی‌تر از رویاهای خانواده نوح دارد. با یک نامه مشکوک که خبر از رد پذیرش نوح در دانشگاه دارد، برنامه‌ها به هم می‌ریزد و نوح عازم جبهه‌های غرب می‌شود؛ جایی که آنجا دشمن سر می‌برد و جنازه‌های بی‌سر، اندوه خانواده‌های سربازان و نیروهای داوطلب را دوچندان می‌کند. نوح همراه با جمعی از سربازان فراری با یک اتوبوس به جبهه‌های غرب اعزام می‌شود و از اینجاست که دلشوره و واگویه‌های غمناک خانواده‌های سربازان بویژه مادران شروع می‌شود. راوی داستان روضه نوح تمایل چندانی به روایت چگونگی رد و بدل شدن تیر و ترکش در خطوط مقدم ندارد. در مقابل، میان خانواده‌های سربازان اعزامی به جبهه‌های غرب می‌ماند تا واکنش آنها به پیامدهای جنگ را واکاوی کند. هر خبری که از جبهه‌های غرب می‌رسد، موج تازه‌ای میان خانواده‌های نگران ایجاد می‌کند که تا مدت‌ها درگیر آن هستند. چنین وضعیتی باعث شده ساختار رمان به سمتی برود که در آن با انبوه شخصیت‌ها مواجه بشویم. برخی از آنها به مرور برجسته می‌شوند، اما تعدادی از آنها هم هرگز کامل نمی‌شوند. با آن که در بخش‌های آغازین رمان به نظر می‌رسد شخصیت نوح در محور داستان قرار گیرد و روایت واحدی پیرامون آن شکل بگیرد، اما در بخش‌های میانی اثر این وضعیت جای خود را به خرده روایت‌های بسیاری می‌دهد که هر یک از آنها با وجود وفاداری به روایت اصلی، راه خود را می‌روند، هر چند برخی هرگز به مقصد معین و سرانجام واحدی نمی‌رسد. به نظر می‌رسد نویسنده با آگاهی کامل این شیوه را برگزیده است، چرا که وقتی در یک محیط بسته مثل همان شهر کوچکی که ماجراهای داستان روضه نوح در آن اتفاق می‌افتد (دیارنون) خبر یا شایعه‌ای می‌پیچد، به تعداد افراد ساکن در آن شهر می‌تواند خرده روایت‌های هر چند ناتمام، ساخته و پرداخته شود. نویسنده رمان روضه نوح، جنگ را فقط در جبهه‌ها نمی‌بیند. دیدگاه او مانند دوربینی در ارتفاع بالا، کل جامعه درگیر جنگ را می‌بیند. در این رمان، شهر کوچک دیارنون، ماکت کوچکی از یک جامعه بزرگ (کشور ایران) است که درصد کمی از اهالی این شهر به جبهه‌ها اعزام شده و درصد بالایی از اهالی، خانواده‌های سربازان حاضر در جبهه‌ها، با دلشوره و نگرانی سرنوشت فرزندان خود را پیگیری و دنبال می‌کنند.

داستان ریتم تندی دارد. در بسیاری از صحنه‌ها جمله‌های کوتاه کنار هم قرار می‌گیرد که همین مسأله به ضرباهنگ داستان سرعت بیشتری می‌بخشد. از دیگر ویژگی‌های اثر، لحن گزارش گونه آن است. در بخش‌های مختلفی از داستان مخاطب احساس می‌کند با یک گزارش توصیفی و مواردی هم تحقیقی درباره جنگ و پیامدهای آن مواجه است. آوردن تاریخ دقیق برای صحنه‌های خاص در داستان هم کنار رویکرد گزارشی، جنبه‌های مستندگونه اثر را پررنگ‌تر می‌کند. با این توضیح که مخاطب پیشاپیش قبول کرده یک اثر داستانی با ماهیت تخیلی می‌خواند. با این حال، نویسنده ترجیح داده به ماجراهای تخیلی اثر خود رنگ و لعاب تازه‌ای بدهد که طبعا به واقعی‌انگاری آن کمک کند. این رویکرد را در بافت داستان روضه نوح با شدت بیشتری می‌توان دید. بسیاری از رازها در این رمان هرگز برملا نمی‌شود. مانند واقعیت‌های بیرونی بویژه در زمان جنگ که تا مدت‌ها و شاید هم برای همیشه جزو اسرار نظامی باقی می‌مانند. ماجرای رسیدن نامه مشکوک به خانواده نوح که سرنوشت فرزند و در نهایت خانواده آنها را دگرگون می‌کند در این رمان جزو اسرار باقی می‌ماند. مسائلی از این دست باعث شده تعلیق در رمان روضه نوح زیاد شود. خواننده در فصول مختلف داستان با تعلیق‌های متعددی مواجه می‌شود که برخی از آنها هرگز برطرف نمی‌شود و مانند موضوع اثر، سطرهای پایانی رمان هم با سوال‌های گوناگون به پایان می‌رسد.

علی‌الله سلیمی / داستان‌نویس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها