در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
معمولا وقتی از این کلمات استفاده میکنیم که در خلال صحبت برای مرتب کردن افکارمان فرصت بیشتری لازم داریم و کلمه مناسبی برای ادامه جمله به ذهن نمیآوریم، اما از طرفی نمیخواهیم سررشته کلام هم از دستمان برود. به این گونه کلمات، «پُرکننده» یا در انگلیسی Filler گفته میشود و استفاده از آنها کاملا به طور ناخودآگاه صورت میگیرد. یعنی ما برای استفاده از آنها تصمیم ارادی نمیگیریم بلکه مانند پلک زدن، به طور غیرارادی آنها را بر زبان میآوریم.
2. پروفسوری به نام جیمز پن بیکر طرح تحقیقاتیاش را روی همین موضوع کلمات پُرکننده قرار داده است: کلمات کوچکی که با وجود تکرار فراوان، اغلب از سوی ما نادیده گرفته میشوند. تیم تحقیقاتی او یک برنامه رایانهای ساختهاند که با ثبت کلمات مورد استفاده در ساختار زبانی روزمره افراد، بهدنبال پیدا کردن نحوه استفاده از این واژگان بظاهر بیاهمیت میگردد. یکی از یافتههای [جانبی] این تحقیقات این است که با تحلیل زبان محاوره بین دو نفر میتوان براحتی تشخیص داد چه کسی در آن مکالمه نفوذ و قدرت بیشتری دارد؛ به عبارتی «کی دست بالا را گرفته». پُرکنندهها نه تنها در محاوره مهم هستند بلکه اطلاعات خوبی نیز در مورد موقعیت اجتماعی افراد، توزیع قدرت بین دو طرف مکالمه، کیفیت رابطه دو شریک زندگی و بسیاری موقعیتهای تجاری و اداری دیگر به دست میدهند. حالا بیایید یک مثالش را با هم مرور کنیم و از امروز به کار ببندیم.
3. اگر میخواهید بدانید بین یک رئیس و مرئوس، یک زن و شوهر، دو دوست، دو برادر، دو همسایه، مربی و بازیکن فوتبال، بحثهای کارشناسی تلویزیونی و... چه کسی دست بالا را دارد و چه کسی در مقام دفاع از خود برآمده کافی است به میزان تکرار واژه «من» توجه کنید. اگر تعداد تکرار این واژه نسبتا زیاد باشد احتمال زیادی وجود دارد که فرد از آن بهعنوان یک کلمه پُرکننده استفاده میکند. پروفسور پن بیکر بعد از تحلیل انبوهی از اطلاعات، دریافت که یک الگوی بسیار ساده در محاوره وجود دارد: هر چه نفوذ شما نسبت به دیگری بیشتر باشد، «کمتر» از ضمیر اول شخص استفاده خواهید کرد. بعد از خواندن این پژوهش، وقتی من به رفتار خودم هم توجه کردم متوجه شدم همین الگو را تکرار میکنم. خود آقای پن بیکر برای اثبات مدعای علمیاش شجاعت به خرج داده و بخشی از ایمیلهای شخصی خود را منتشر کرده تا ناظر آگاه بتواند نسبت به نظریه او با عقل خودش تصمیم بگیرد. آنچه باعث میشود ما متوجه چنین الگوی کلامی نباشیم و فقط از مسیر تحقیق علمی به این مهم برسیم، همان است که پیشتر گفتم: «پُرکنندهها به صورت ناخودآگاه بر زبان ما جاری میشوند.»
اما چرا؟ چرا اگر طرف مکالمه دست بالا را نسبت به شما داشته باشد، شما از ضمیر اول شخص [من] بیشتر استفاده میکنید؟ دلیل آن ساده است: چون بیشتر در ذهن خودتان مشغول سبک سنگین کردن موقعیت خود نسبت به طرف قویتر هستید. تمرکز بیشتری روی «خود» دارید تا بتوانید موقعیت متزلزل فعلی را در موقعیت برابرتری تثبیت کنید و البته کلمات و زبانی که از آن استفاده میکنید این امر را بازتاب میدهد. خب، حالا که این حقیقت برای شما آشکار شد چه باید کرد؟ اگر تا این جای مطلب را دنبال کرده باشید باید به شما مژده بدهم که 80 درصد راه را با هم رفتهایم: با دانستن این سازوکار، همین الان واژه «من» از ناخودآگاه به خودآگاه شما منتقل شده است. از همین اکنون، ذهن شما متوجه میزان استفاده شما از ضمیر اول شخص «من» خواهد بود. همانطور که وقتی یک جفت کفش قرمز میخرید ناگهان در کوچه و بازار بیشتر از گذشته متوجه کفشهای قرمز در اطرافتان میشوید. یادتان باشد هر چه کمتر از «من» استفاده کنید قدرت و نفوذ بیشتری خواهید داشت. فقط یک چیز دیگر؛ قدرت و نفوذ شما بر دیگران در استفاده مناسب شما از کلمات است. آنجا که کلمات باز میمانند، قدرت در خشونت عریان تجلی مییابد. شاعران از کسانی هستند که قدرت کلمات را مانند موم در دستان خود دارند. شاعر معاصر، شادروان محمدرضا آقاسی، قدرت بینظیری در استفاده از کلمات ساده و روان در اشعار خود داشت. روحش شاد او که میگفت:
ای خدا ای مبدا و میعاد ما
دست بگشا بهر استمداد ما
ای هزاران شعله در «تیغت» نهان
خیز و ما را از «منیت» وا رهان
مصطفی پورمهدی
پژوهشگر و مشاور کسبوکار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: