در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید به همین خاطر بود که بازار «ساق بند» آن قدر داغ شد. ساق بند یک سپر دفاعی بود در برابر حملات کوبنده «کفش کتانی میخی». کفشی که به صاحبش اقتدار میبخشید و او را اندکی قدبلندتر از آنچه بود نشان میداد. کفشهای کتانی بر دو نوع بود؛ نوع سفیدرنگش سبک و ساده بود. بدون هیچ رنگ و طراحی اضافه ای. دهه شصتیها این کفشها را زنگ ورزش از کیفشان بیرون میآوردند. چهره کفشهای سفیدرنگ اینقدر ابتدایی بود که رویت نمیشد راه خانه تا مدرسه را با آن قدم بزنی. اما کفشهای کتانی میخی همراه همیشگی پسربچهها بودند. قیمتشان ارزان بود. با داشتن 300 تا 800 تومان میتوانستی یک جفتش را بخری. نوک سفتش هیچوقت خراب نمیشد؛ اما میخها بتدریج از ته کفش جدا میشدند و تعادل صاحب کفش را بر هم میزدند. از کفشهای کتانی میخی که بدل کفشهای استوک بودند، همه جا میشد استفاده کرد. هم به درد مهمانی و مدرسه میخوردند و هم در بازیهای گل کوچیک کوچه و خیابان کاربرد داشتند.همه چیز دهه شصتیها به همه چیزشان میآمد. کفشهای کتانی میخی در کنار توپ پلاستیکی دو لایه و آجرهایی که جای تیردروازه بودند معنا پیدا میکرد. درک این چند عنصر برای بچههای امروزی که فوتبال را در سالنهای سرپوشیده مدرن بازی میکنند کار سختی است. آنها باور نمیکنند علی کریمی، جادوگر فوتبال ما هم روزی بهدلیل مشکلات مالی از همین کفشهای کتانی میخی پایش میکرده است.
سروش امیدوار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: