درباره خانم هاشمی...

همه‌اش کلیشه است. یکسری حرف تکراری و درست که خیلی هم قشنگ است؛ خب راستش نمی‌توان از کنار این واقعیت براحتی گذشت که معلم شمعی است که خود می‌سوزد و به دیگران نور می‌دهد، اما هر بار هر کسی ​خواسته درباره معلمان بنویسد، حتما این جمله را خرج کرده است.
کد خبر: ۷۲۱۲۲۲

معلم آنقدر آدم مهمی است که تقریبا همه آدم‌های مهم درباره نقش آن در زندگی حرف زده‌اند و ما که در انتهای این قافله ایستاده‌ایم؛ فقط مجبوریم زیر حرف‌هایی که دیگران زده‌اند، بنویسیم همه موارد فوق مورد تائید اینجانب است!

غریبه که نیستید، درست است که معلم‌ها شمع هستند و ما از آنها نور گرفته‌ایم، اما خب همه شمع‌های دنیا مثل هم نیستند. به هزار و یک دلیل، همه ما برخی از معلم‌های‌مان را بیشتر دوست داریم و بعضی‌ها را کمتر. آن دومی‌ها، آنهایی که کمتر دوست داریم یا زبانم لال اصلا دوست‌شان نداریم، از آن دست شمع‌هایی هستند که نورشان به دودشان نمی‌ارزد. اصلا این مدل شمع‌ها کم هستند و محدود، اما اگر خاطرات‌مان را بالا و پایین کنیم، حتما هستند و نمی‌شود انکارشان کرد. همین قصه زندگی خانم هاشمی را دقیق بخوانید. یکی از همین شمع‌های دوست‌نداشتنی نصیبش شده، از اینها که زورکی می‌خواهند تو را دانشمند کنند و برای این کار هم به جای زبان محبت، ترکه در دست گرفته‌اند.

نقش این معلم در ذهن خانم هاشمی آن‌قدر برجسته شده که تصمیم گرفته برای یاد دادن جدول ضرب، راهی پیدا کند که به طور کلی از ترکه و خشونت دور باشد. همه ما به طور طبیعی معلمان را دوست داریم، خیلی از خاطرات خوب‌مان را جایی می‌جوییم که معلم خوبی بوده، اما بخشی از خاطرات‌مان هم به معلم‌هایی مربوط است که آن‌قدر دوستشان نداشتیم که الان در جمع دوستان‌مان از شیرین‌کاری‌های خود برای آزار آن معلم عزیز صحبت می‌کنیم و چقدر هم از این مساله لذت می‌بریم، اما خب معلم‌های خوب نقشی پررنگ تر در زندگی ما دارند؛ لابد!

در زندگی خانم هاشمی یک نکته ظریف دیگر هم وجود دارد، ما معلمان خود را می‌شناسیم، با نام مدرسه و کلاس و گاهی نمره‌ای که از او گرفته‌ایم. همه اینها را هم از حفظ هستیم. جالب این که این «قانون جذب خاطره» در یک کلاس درس، یک ماجرای دوسویه است. معلمان هم وقتی در یک کلاس از آن بالا دارند ما را نگاه می‌کنند، دارند خاطره جذب می‌کنند. آنها هم دارند از بالا ما را تقسیم‌بندی می‌کنند.

این دانش‌آموز خوب است و آن یکی بد. این خاطره‌ها سال‌های سال در ذهن معلم‌ها می‌ماند.

شاید آنها هم وقتی دور هم جمع می‌شوند، از شیرین‌کاری‌هایی که برای به خط آوردن دانش‌آموزان شیطان‌تر آورده‌اند برای هم تعریف می‌کنند و احتمالا از شاگردهای دوست‌داشتنی‌تر هم حرف می‌زنند که الان برای خود کسی شده‌اند و آنها در این مهم شدن سهمی داشتند. شاید برای این خاطرات است که معلم‌هایی مثل خانم هاشمی دوست ندارند بازنشسته شوند و می‌خواهند همیشه معلم بمانند.

افشین خُماند

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها