آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
گلزار در اینباره به مجله فیلم گفته است: راستش سر آن کار همه دورخوانیها را انجام داده بودم. سر پل تجریش مینشستم با گردوفروشها، گردو میشکستم و میفروختم. ابزارش را تهیه کرده بودم، لباسهای من سر صحنه بود. یک روز امین حیایی زنگ زد و گفت: «رضا بریم دورخوانی.» تمام دورخوانیها را من و خانم آدینه و آقای پورشیرازی باهم انجام داده بودیم. یعنی معمولا فقط ما سه نفر بودیم؛ بقیه نمیرسیدند بیایند.»
وی افزود: ما سه نفر میرفتیم و دورخوانیها را با آقای مهرجویی انجام میدادیم، آن روز امین که زنگ زد، گفتم: «امین به من زنگ نزدند.» گفت: «یعنی چی؟ به من امروز زنگ زدند دورخوانی بروم، حتما تو امروز نیستی.» امین رفت و آمد گفت: «رضا، پارسا آنجا بود.» گفتم: «عجب کار غیرحرفهای! یعنی چی؟ لباسهای من آنجاست...» خیلی به من برخورد. گفتم: «لباسهای من رو بگیر بیار.» گفت: «حالا بیا صحبت کن.» گفتم: «اصلا حرفشو نزن. فقط لباسهای من رو بگیر.»
وی در ادامه گفت: بعدا آقای مهرجویی به امین گفته بوده رفیقت خیلی کار بدی کرد که یکدفعه گفت نمیآیم. امین هم میگوید یعنی چی؟! آقای مهرجویی هم گفته آقای شریفینیا آمده گفته رضا گلزار گفته من نمیآیم. آقای مهرجویی هم گفته حالا ما چه کنیم؟ ما همه تمرینهایمان را با رضا داشتیم. آقای شریفینیا هم گفته مشکلی نیست، من یک نفر را دارم آماده است؛ پارسا پیروزفر، هر وقت بگویید میآورمش سر صحنه. بعد آقای مهرجویی هم گفته بگویید بیاید. امین زنگ زده به آقای شریفینیا که چرا؟ چی شده؟ چرا با رضا گلزار چنین رفتاری کردی؟ آقای شریفینیا هم گفته چرا رفته سر فیلم کما و تهریشش را زده و به من نگفته. باید حتما به من میگفت و با من هماهنگ میکرد.»
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....