در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
داشتن چنین خصوصیتی بد است؟ خصوصیتی که نیاز به میزان قابل توجهی هوش، فراست، حضور ذهن و قدرت تصمیمگیری در کوتاهترین زمان ممکن دارد. همچنین نیازمند توان مذاکره و اقناع دیگران است. یعنی مجموعه پیچیده و باکیفیتی از استعدادها، توانمندیها، ابتکارات و خلاقیت نیاز است تا کسی بتواند با اتکا به توانمندیهای خود مطلوب را حاصل کند. این مهارتهای غبطهبرانگیز را باید از صفات بینظیر و مثبت انسانی دانست. صفاتی که با تلاش و پختگی حاصل میشود و نیاز به تخصص و تشخص دارد. این نوع از توانمندی در حل مشکلات نشانه تمدن است و جهان هر چه میکشد از آدمهایی است که متمدن نیستند.
اما چرا چنین خصوصیت مثبت و بزرگی منفی پنداشته میشود؟ شاید دلیل اصلیاش این است که عامه مردم به طور تاریخی سیاستمداران را بد میپندارند و دل خوشی از آنها ندارند و هر کس که به این صفت مربوط شود از نظرشان نیکو نیست. دلیل این دلخوری تاریخی از سیاستمداران هم قدرت آنها از یکسو ـ که تودهها فاقد آن هستند ـ و از سوی دیگر ذهنیتی است که مدام میگوید: همه چیز پشت پرده میگذرد؛ همه اینها دستشان در یک کاسه است و برای اینکه به من و تو زور بگویند و پول نداشته ما را در جیب کنند، سیاست پیشه میکنند و... البته اینگونه حرفهای بیپایه و اساس ریشهای دستکم چند صد ساله دارد و نمیشود یکشبه با صادقترین سیاستمداران هم نابودش کرد.
نکته دیگر این که آدم با سیاست موفق میشود، بدون اینکه عصبانی شود و سروصدا راه بیندازد.
بقال، نانوا، کاسب، کارمند، روزنامهنگار و... با سیاست میتواند موفق شود نه با هیاهو و قیل و قال. این موفقیت بیهیاهو آدمهای ناموفق را آزار میدهد.
همین آزار هم هست که شاید سیاستپیشگان را در چشم خیلیها بد جلوه میدهد.
سهراب شکیب
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: