در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، انتشار خبر درگذشت احمد بیگدلی، برای بسیاری از اهالی ادبیات و خبرنگاران حوزه کتاب، غیرمترقبه و شوکآور بود.
ناصرعلی بیگدلی، فرزند احمد بیگدلی فوت پدرش را چنین توصیف میکند: پدر روز سهشنبه (بیست و پنجم شهریور) برای داوری مسابقه داستاننویسی عازم فرخشهر شهرکرد شد و صبح دیروز موقع رفتن از هتل به سمت فرهنگسرا قلبش درد گرفت. اورژانس هم آمد، اما در مسیر بیمارستان دچار سکته قلبی شد و از دنیا رفت.
او درباره مراسم تشییع و خاکسپاری احمد بیگدلی گفت: پیکر ایشان هماکنون در بیمارستان امام علی فرخشهر شهرکرد است که به بیمارستان فاطمه زهرای نجفآباد منتقل میشود و امروز در گلستان شهدای یزدانشهر نجفآباد اصفهان به خاک سپرده خواهد شد.
فراتر از شخصیت ادبی والای بیگدلی به عنوان یکی از مطرحترین داستاننویسان پس از انقلاب، این شخصیت انسانی والای او بود که برای همگان به خاطر ماندنی است. بسیاری از نویسندگان از روز گذشته و با اعلام خبر انتشار درگذشت بیگدلی، در مواجهه با این خبر بشدت متاثر شدند. خبرنگاران حوزه ادبیات و کتاب که در سالهای گذشته بارها با بیگدلی در ارتباط بودهاند، هر یک خاطرات فراوانی از مهربانی و صفای باطن این سیبیلوی دوستداشتنی ادبیات ایران در ذهن دارند. مردی که فراتر از جناحبندیهای مرسوم در عالم هنر، از انسان و انسانیت نوشت و حتی ناملایمات زندگی، لحظهای شوق او را مانع نشد.
میگویند مرگ همسرش باعث شد بیگدلی دچار تاثر روحی فراوان شود. خودش در گفتوگویی به تاریخ بیستم دی سال 91 در پاسخ به این پرسش که چه میکند، به جامجم گفته بود: من که کاری جز نوشتن ندارم. نوشتن رمان «آستارا آستارا» مصادف شد با فوت همسرم. با این حال با هر سختی و جانکندنی بود، تمامش کردم. چون ممکن بود از ذهنم برود.
احمد بیگدلی متولد بیست و ششم فروردین 1324 در اهواز و ساکن نجفآباد اصفهان بود. کتابهای «شبی بیرون از خانه»، «من ویران شدهام»، «اندکی سایه»، «آنای باغ سیب»، «آوای نهنگ»، «زمانی برای پنهان شدن» و «مگر چراغی بسوزد» از آثار این نویسندهاند. او در سال 1385 برای کتاب «اندکی سایه» برنده بیستوچهارمین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شد.
بیگدلی در مهرماه 1347 به استخدام آموزش و پرورش لاهیجان درآمد و داستاننویسی را از همین سال به طور جدی آغاز کرد. اولین داستانش را در مجله ادبی «فردوسی» در همان سال به چاپ رساند.
از سال 1351 که به دزفول انتقال یافت، به تئاتر روی آورد و چند نمایشنامه نوشت که در گروه تئاتر دزفول به صورت تلهتئاتر در تلویزیون مرکز آبادان ضبط و از شبکه سراسری پخش شد. سال 1354 به اهواز منتقل شد و کار تئاتر را ادامه داد. اما ذوق و علاقه به داستاننویسی سبب شد که به کار نوشتن داستان بپردازد و در کنار آن به نوشتن نقد و مقاله در همین زمینه یا سینما نیز مشغول شد.
در سال 1356 به دانشکده هنرهای دراماتیک راه یافت و در سال 1360 آن را رها کرد و به یزدانشهر در حاشیه نجفآباد مهاجرت کرد.
احمد بیگدلی در سال 1376 از آموزش و پرورش نجفآباد بازنشسته شد. مدتی در دانشگاه پیام نور این شهر کار کرد و همزمان با تدریس فیلمنامهنویسی در انجمن سینمای جوانان نجفآباد (به مدت 12 سال) در مراکز خصوصی اصفهان به تدریس پرداخت. او برای بیش از 40 فیلم مستند گفتار متن نوشته است. مجموعه داستان «آوای نهنگ» این نویسنده نیز برنده هفتمین دوره جایزه کتاب فصل شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: