سودای سکه و ثروت

قصه گلدکوئست که این روزها دوباره سر زبانها افتاده حکایت تلخ خوش باوری آدمهای ساده لوحی چون من نیست. اتفاقا تعجب من از همین است که چرا و چطور آدمهایی با تحصیلات بالا و عالی سراغ این پدیده می روند؛
کد خبر: ۷۱۷۸۴

دردناک اینجاست که 25درصد از اعضای شبکه گلدکوئست را ایرانی ها تشکیل می دهند. گرچه این آمار، آماری غیررسمی است و این گونه شرکتها آمارهای رسمی شان را منتشر نمی کنند.
جالب اینجاست که اساسا سیستم بازاریابی گلدکوئست ، در سال 2002توسط یک دانشجو وارد ایران شد و به سرعت رشد کرد.
به طوری که بنا به گفته نیما شایان نایب دبیر مجمع صنفی دانشگاه های تهران ، هم اکنون تنها در تهران نزدیک به 300هزار نفر عضو این شبکه هستند و طبق آمار منتشر شده از سوی روابط عمومی دادسرای عمومی انقلاب در مهر ماه سال گذشته ، حدود 4میلیون دلار از طریق این سیستم از کشور خارج شد.البته جواب آن چرای اول را نیما شایان داده است.
او می گوید: «متصور نبودن آینده کاری ، وضعیت اقتصادی پایین نخبگان دانشجویی ، هزینه های بسیار بالای زندگی در شهرهای بزرگ برای دانشجویان خوابگاهی ، استفاده نکردن از پتانسیل های دانشجویی در طرحهای بزرگ ملی در ابعاد مختلف و فضای ضعیف علمی پژوهشی در دانشگاه ها باعث شده تا عده ای از دانشجویان از اصالت علمی فرهنگی خود فاصله بگیرند و به امید سراب زندگی بی دغدغه از سوی سران این سیستم ها، تمام وقت و توان خود را در جهت بارور کردن این راه صرف کنند».
او می گوید: «در این عرصه بیش از آن که بازاریابی علمی صورت گیرد، نوعی جلب مشتری براساس نزدیکی روابط و عواطف موجود بین افراد انجام می شود و باعث تبدیل کلیه روابط دوستانه قبلی به روابط کاری کاذب می شود».
در واقع گلدکوئست و سیستم های بازاریابی این چنینی در کشورهایی مانند ایران رخ می دهد که فشارهای شدید اقتصادی ذهن شهروندان را به سمت انتظار معجزه و اعجاز و طی کردن ره صدساله را در عرض یک شب منتهی می کند. این در حالی است که این گونه سیستم ها در کشورهایی مثل ایتالیا یا انگلستان که یک مدیر ارزان قیمت در سال حدود 320هزار دلار حقوق می گیرد، جواب نمی دهد.
چون گلدکوئست در حالت ایده آل در سال حدود 260هزار دلار سوددهی خواهد داشت.


آنها به خانه برنمی گردند
نکته تلخ اما اینجاست که مسعود وکیلی نیا، دبیر مجمع صنفی دانشگاه های تهران با اشاره به فراگیر شدن سیستم های هرمی بازاریابی در دانشگاه ها که به اولین اعتیاد دانشجویان تبدیل شده است می گوید: «این گونه سیستم ها در بین کلیه دانشجویان و اقشار دانشگاهی چه مذهبی یا غیرمذهبی همه گیر شده است و متاسفانه با موانع و برخوردهای قانونی نیز روبه رو نشده است و حتی بعضا توجیهات شرعی و قانونی نیز برای آن مطرح می شود».
با این حال شیوع این پدیده در میان دانشجویان که مغز اصلی اندیشه و صنعت و توسعه کشور محسوب می شوند، باعث درگیر شدن آنها در این سیستم و عدم بهره وری و به کارگیری تخصص در عرصه های علمی و تولیدی کشور خواهد بود.
مساله شیوع تجارت هرمی گلدکوئست در میان دانشجویان به حدی است که بنا به اخبار غیررسمی و تایید نشده جمعی از آنها که اتفاقا اغلب شهرستانی هم هستند، با وجود تعطیلی تابستانی ، به دلیل عضویت در شبکه های اینترنتی بازاریابی و تداوم فعالیت در این سیستم اینترنتی به شهر خود بازنگشته اند و خوابگاه نشین شده اند.
این دانشجویان که به دلیل نداشتن ترم تابستانی ، مجاز به سکونت در خوابگاه خود نیستند، برای انجام فعالیت های گلدکوئست ، بعضا به صورت گروهی ، خانه یا خوابگاهی را برای سکونت در ایام تعطیل کرایه کرده اند.
بنا به گفته برخی فعالان دانشجویی ، سیستم های هرمی بازاریابی اعم از گلدکوئست ، گلدماین و EBLبرای دانشجویان عضو از حالت تفنن خارج شده و وقت ، سرمایه و فکر دانشجویان را درگیر می کند، به نحوی که در ایام تعطیلی تابستانی دانشگاه ها به شهرها و نزد خانواده خود بازنمی گردند و به جای مطالعه یا استراحت ، مشغول به فعالیت در این سیستم های اینترنتی اقتصادی شده اند.
برای آن که شما بتوانید به سیستم بازاریابی گلدکوئست وارد شوید باید یکی از محصولات این شرکت را بخرید. راز موفقیت شما در این سیستم نیز به این شکل است که هر فرد بعد از عضو شدن (خریدن سکه) باید 2نفر عضو جدید را به مجموعه معرفی کند.
معرفی و ورود اعضای جدید حتما باید به صورت یک میزان یا ترازو صورت گیرد و هر کدام از این دو نفر نقش یک بازوی این ترازو را ایفا می کنند.
اگر شما دو نفری را عضو کنید که هر کدامشان بتوانند 3نفر را به زیرمجموعه خود اضافه کنند و آنها را تشویق به خریدن سکه و عضویت در شبکه شما کنند (مجموعا 6نفر) شما صاحب 250دلار می شوید.
منتهی این 250 دلار به شکل چکهای AC Pay onmy است که تنها صاحب چکی که چک به نام وی صادر می شود می تواند از آن استفاده کند. اگر مبلغ چک به صورت دلار باشد، این وجه از طریق بانک Chuse Manhatan نیویورک پرداخت می شود و چنانچه به یورو باشد از طریق بانک Standard charterلندن صادر می شود.
علاوه بر این شما می توانید از طریق اینترنت و بانک الکترونیکی مبلغ کمیسیون (250دلار) را دریافت کنید و چون خرید محصولات یک خرید اینترنتی است نیاز به کارتهای اعتباری مثل Visa cardو Mastercard دارد.
در مورد کشورهایی مثل ایران که استفاده از کارتهای اعتباری در آن مرسوم نیست ، کارتهای مبلغ داری در نظر گرفته اند که مخصوص خرید محصولات کمپانی است.


خروج پنهانی ارز
با این همه به دلیل آن که مشتری شدن گلدکوئست موجب خروج غیرقابل کنترل ارز از کشور شده است مسوولان اقتصادی و قضایی به فکر چاره افتاده اند.
گرچه ممکن است کسی که می خواهد شما را عضو شبکه خودش بکند این موضوع را نادیده بگیرد و در جواب شما بگوید فقط برای بار اول خرید سکه ارز از کشور خارج می شود، اما بعد از دریافت کمیسیون های 250 دلاری مجددا ارز به کشور وارد می شود که البته این ادعا، ادعای غلطی است.
چرا که پرداخت پورسانت به یک فرد تنها در صورتی امکان پذیر خواهد بود که تعداد مشخصی مشتری و تحت شرایط تعادل 3به 3توسط شما وارد شبکه شوند و از شرکت خرید نمایند. بنابراین 250 دلار پورسانت شما خیلی کمتر از پولی است که برای خرید سکه از ایران خارج می شود.
این در حالی است که اغلب کسانی که وسوسه می شوند و جلب این شبکه و این سیستم بازاریابی می شوند، سودایی جز پولدار شدن و ثروتمند شدن ندارند و گرچه چند نفری بالاخره از این راه پولهای کلانی را به جیب می زنند، اما اغلب اعضای این شبکه ها را افرادی تشکیل می دهند که جوان و تحصیلکرده هستند و اتصال آنها به شبکه بازاریابی باعث مختل شدن فعالیت اصلی آنها می شود.
اشتغال این افراد را دکتر باهر اقتصاددان و استاد دانشگاه چنین بررسی می کند که «اقتصاد و فرهنگ بیمار جامعه منشائ شیوع سیستم های هرمی بازاریابی در بین قشر جوان و دانشجوی کشور شده است.»
او می گوید: «دانشجو هم بیکار است و هم بی پول ، بنابراین از هر نوع فعالیت درآمدزا استقبال می کند. به عنوان مثال در انتخابات ریاست جمهوری عموم دانشجویان در ستادهای انتخاباتی افراد مختلف ، بدون گرایش به سمت نامزد خاصی تنها به خاطر کسب درآمد فعالیت می کردند.»
در واقع وارد شدن در سیستم های هرمی نوعی اشتغال به همراه هیجان درآمد، ارتقا و توفیقات ظاهری و مقداری هم حشر و نشر دوستانه است که منجر به جذب و گرایش جوانان به سمت این گونه سیستم ها می شود.
دکتر باهر معتقد است دانشجویان بیکار به علت دارا بودن اوقات فراغت به این سمت کشیده می شوند و بنابراین باید ابتدا علتهای گرایش جوانان به سمت این گونه سیستم ها بررسی و در جهت اصلاح آن اقدام شود.
این در حالی است که با معلول های این مساله برخورد می شود. شاید دلیل فراگیری موفقیت شبکه های کوچک و بزرگ گلدکوئست در ایران نفوذ سر شبکه ها در خانواده ها و پراکنده شدن شبکه در میان اقوام و آشنایان از طریق قدیمی ترین و سنتی ترین شیوه بازاریابی ، یعنی بازاریابی کلامی و سینه به سینه باشد و چون معمولا سرشبکه ها افرادی هستند تحصیلکرده و باسواد، اعتماد سایر اعضای قوم و خویش با آنها زودتر و راحت تر ممکن می شود و این نوع بازاریابی کاری ترین و کاراترین نوع بازاریابی است.
پرسش پایانی من همان سوال آغازین است و مانده ام که چطور دانشجویان و تحصیلکرده ها وارد این بازی می شوند و گرچه خطر جانی آنها را تهدید نمی کند و ضرر مالی این کار هم به دلیل منع شدن این گونه فعالیت ها در ایران به قدری نیست که زندگی آنها را تحت تاثیر قرار بدهد، اما به هر حال پرداختن به این بازی موجب تقویت خوش باوری و خروج میلیون ها و بلکه میلیاردها دلار ارز از کشور است و با این همه حتی قانون هم در برابر رشد پنهانی و موذیانه این پدیده عاجز است و اگر امروز گلدکوئست ممنوع شود، باید منتظر باشیم تا فردا سیستمی دیگر با نامی دیگر خوش باوری هایمان را به تجارت بکشاند.
سودای ثروت البته هرگز علاج پذیر نیست و از همین رو باید منتظر ماند تا با مارک و نام جدیدی که ما را ناگهان متوجه خود می کند مقابله کرد که البته این امر مطمئنا بسیار دیرتر از آنچه که تصور می کنیم رخ خواهد داد. سودای ثروت را فراموش نکنید!
موریانه ای که تا مغز استخوان عقلانیت و منطق مان را می جود بی آن که متوجه شویم و روزی به آگاهی می رسیم که عملا چیزی برای از دست دادن نداریم.

احمد جلالی فراهانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها