این جانور غیر بومی دریای خزر به شکل کروی و تا حدودی تخم مرغی است که در فصول مختلف اندازه های متفاوت دارد و حداکثر اندازه آن به 10سانتی متر می رسد.
زیستگاه اصلی این شانه دار آبهای اقیانوس اطلس شمالی و سواحل فلوریدا در امریکا بوده که از طریق آب توازن کشتی های حامل غلات از سواحل فوق به دریای سیاه و آزوف راه یافته است.
این گونه ، تولید مثل و تکثیر سریع دارد و در هر اندازه ای قادر به تکثیر است. شانه دارها به 2طریق سبب کاهش ذخایر و نیز میزان صید می شوند. اول این که به علت رژیم گوشتخواری از منبع مشترک غذایی تغذیه می کنند.
ضمن آن که با تغذیه از تخم لارو برخی ماهیان به صورت مستقیم باعث نابودی آنها می شوند. از طرف دیگر این جانور با ورود به اکوسیستم جدید سبب کاهش منبع غذایی ، بسته شدن تورهای ماهیگیری ، فرار ماهیان از تورهای صیادی به دلیل خاصیت نوردهی (فلوئور سانس) در شب ، تغذیه ناقص تخم و لارو ماهیان و اختلال در شبکه حیات دریایی می شود.
اما مهمترین اثر آنها روی صنعت صید ماهی ایران بویژه صید کیلکا بوده است. این جانور کوچک در مدت کوتاهی توانست جمعیت پلانکتون های دریای خزر را تحت الشعاع قرار دهد و در نتیجه جانورانی که از این پلانکتون ها تغذیه می کنند، دچار فقر غذایی شدند و جمعیت آنها بشدت کاهش یافت. این کاهش جمعیت بخصوص در ذخایر کیلکا ماهیان خود را نشان داد و بتدریج صیادان متوجه کاهش آن شدند.
براساس گزارش های تحقیقاتی موسسه تحقیقات شیلات ایران ، این شانه دار مهاجم به دلیل مناسب بودن شرایط زیست و سرعت تکثیر بالا بسرعت در کل دریای خزر پراکنده شدند و به طور وسیع ذخایر کیلکا ماهیان را در کل دریا کاهش داده اند.
به طور کلی صید کیلکا از سال 1350در ایران با 230تن آغاز شد ؛ اما پس از انقلاب و با برنامه ریزی های انجام شده ، صید این ماهی روند افزایشی پیدا کرد تا این که سال 1378به 95هزار تن رسید.
در همین سال با افزایش تراکم شانه دار روند کاهش سریع ماهیان کیلکا مشاهده شد و این روند تا سال 1382ادامه داشت ، به طوری که صید این ماهی از 78هزار تن به کمتر از 16هزار تن کاهش یافت و طی سال 1383با افزایش اندک صید ماهی کیلکای معمولی به 19هزار تن رسید.
با توجه به خسارتی که این جاندار به ذخایر ماهیان وارد کرد و با پیگیری های موسسه تحقیقات شیلات ایران کمیته ملی نظارت بر مبارزه با شانه دار دریای خزر سال 1380تشکیل شد.
کنترل شانه دار
راههای متعددی برای کنترل گونه های مهاجم در محیطهای دریایی مطرح شده است. از جمله کنترل شیمیایی ، کنترل مکانیکی ، کنترل فیزیولوژیکی ، کنترل اکولوژیکی و کنترل بیولوژیک را می توان نام ببرد ؛ اما مبارزه فیزیکی و شیمیایی به دلیل اثرات زیانبار زیست محیطی و گسترش و پراکنش این جاندار امکانپذیر نیست.
در روش بیولوژیک هم به مطالعه و دقت زیادی نیاز است تا گونه های غیر هدف تحت تاثیر قرار نگیرند. روحی می افزاید: موسسه تحقیقات شیلات ایران طی سال 1381و نیمه اول سال 1382با حضور کارشناسان کشورهای منطقه و کارشناسانی از کشورهای ترکیه ، اکراین و روسیه ، طی انجام آزمایش ها و تحقیقات پیوسته به این نتیجه رسید که تنها راه ممکن و موثر مبارزه با این شانه دار کنترل بیولوژیکی است و به همین منظور شانه دار دیگری به نام B.ovata را شناسایی کرد که مورد تایید کلیه کارشناسان بین المللی قرار گرفت.
برای مشخص شدن میزان موفقیت این جاندار در اکوسیستم دریای خزر، جنبه های فیزیولوژیک مختلف آن مورد مطالعه آزمایشگاهی قرار گرفت. این کار با انتقال نمونه های B.ovata از دریای سیاه به آزمایشگاه پژوهشکده اکولوژی دریای خزر ساری در سواحل ایرانی دریای خزر و انتقال آب دریای خزر به آزمایشگاه دانشگاه سینوپ ترکیه در قسمت جنوبی دریای سیاه جهت تطبیق این جانور شکارچی صورت گرفت.
نتایج بررسی ها نشان داد که قدرت تطابق خوبی با شرایط دریای خزر در این جاندار وجود دارد.این گونه جدید عادت پذیر به دریای خزر است و در شوری آن می تواند تولیدمثل کند.
ضمن آن که فقط از شانه دار مهاجم تغذیه می کند و نرخ تغذیه و تکثیر آن نیز نزدیک به گونه مهاجم است. همچنین هیچ گونه آثار تخریبی روی گونه های پلانکتونی و آبزیان اقتصادی دریای خزر ندارد.براساس تصمیمات جلسات کارشناسی برنامه محیط زیست دریای خزر (CEP) این اقدام باید با مشارکت کلیه کشورهای حاشیه دریای خزر انجام گیرد؛ بنابراین لازم است ضمن هماهنگی لازم با دیگر کشورها و دستگاه های مرتبط با این موضوع ، در سطح ملی نسبت به معرفی شانه دار B.ovata به دریای خزر اقدام شود.
در آینده نزدیک پروژه ای با مدیریت CEPدر موسسه تحقیقات شیلات ایران و با مشارکت کشورهای حاشیه دریای خزر درخصوص ثبت مستمر اطلاعات مربوط به شانه دار دریای خزر انجام خواهد گرفت.