پس از آن بود که شبکههای خبری و روزنامهها به تحلیل و بررسی این تفاوتها پرداختند. یکی از همین موارد، گزارشی بود که روزنامه وال استریت ژورنال چند هفته پیش منتشر و به چند تفاوت در این زمینه اشاره کرد. بنا بر گزارش این روزنامه آمریکایی، برخلاف طالبان در افغانستان، داعش را یک جنبش میداند؛ جنبشی که منحصر به قومی ساکن نیست که در آرمانها و نارضایتیهای بخشی از مردم محلی ریشه داشته باشد. بلکه داعش جنبشی است که مرزهای ملی را درنوردیده است و خود را در هرجایی که بتواند جای پایی داشته باشد، جا میکند. این گروه در سوریه و عراق رشد کرده، اما سنتهای حاضر در این کشورها را منعکس نکرده است. این گروه با استفاده از هرج و مرج موجود در سوریه و عراق، حضورش را گسترده کرد.
این موضوع داعش را بسیار متفاوت از طالبان کرده است. طالبان یک جنبش بومی افغانی است، مبارزان آن افغان و اغلب پشتو هستند و اهداف آن بر به دست گرفتن حکومت افغانستان متمرکز شده است. این موضوع در قبال دیگر گروههای تروریستی در شمال آفریقا و یمن نیز صدق میکند.
مانند دیگر گروههای تروریستی، داعش به دنبال آن است که یک خلافت اسلامی درست از نظر خود را در جهانی که تحت کنترل آنچه رژیمهای شبهاسلامی فاسد یا حکومتهای کافر میخوانند، است، تاسیس کند. اما اغلب این گروهها اساسا درگیر مبارزات محلی علیه دیگر بازیگران محلی شدهاند؛ اما داعش به دنبال چیزی فراتر از تندروی است. به دنبال بازسازی کامل جامعه بینالمللی است، موضوعی که هدف آن نابودی حکومتهای مدرن است.دومین تفاوت این است که بسیاری و شاید اغلب اعضای داعش، خارج از سوریه و عراق هستند. البته داعش، عدهای از عراقیها وسوریها را نیز به سوی خود جذب کرده، اما این جوهره گروه نیست. مانند القاعده که اکنون به عنوان یک سازمان مادر تقویت شده است، داعش یک جنبش ناراضی است که با مسلمانان سراسر جهان بیگانه است؛ مردان جوان به دنبال معنایی در زندگی خود هستند، یافتن راهی برای فرار از فقر، ظلم یا افسردگی ساده.دیگر اینکه داعش مانند القاعده یک گروه تروریستی متشکل از نیروهای نظامی نیست. آنها جنگجوهای غیرنظامی هستند که برای مبارزه علیه دشمنان خود سازماندهی شدهاند. داعش به بمبهای دستساز یا بمبگذاری در خودرو در مکانهای شلوغ متکی نیست.
الیستر کروک، تحلیلگر انگلیسی نیز در مقالهای در روزنامه هافینگتون پست به برخی از این تفاوتها اشاره میکند. کروک بر این باور است که اسامه بن لادن رهبر القاعده، وحدت مسلمانان را امری ضروری میدانست و به همین دلیل به دنبال رویارویی با دشمن دور (ایالات متحده آمریکا) بود درحالی که ایدئولوژی داعش این احساس را تقویت میکند که سنیها قدرت، حکومت، حقوق و امتیازهای خود را از دست داده و به همین دلیل باید از غاصبان انتقام بگیرند. چنین تفکری ریشه در نفرت از دیگری و به طور خاص شیعیان دارد.
از نظر کروک، تفاوت تفکر رهبران داعش با القاعده در این است که آنها در خصوص تشکیل دولت اسلامی مخالفتی بنیادین با ساختارهای تاریخی و سنتی داشته و از سوی دیگر به وهابیت کاملا ملتزم و پایبند بودند در حالی که القاعده هیچ مشروعیتی به عربستان سعودی نمیداد.
حسین خلیلی / گروه بینالملل
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم