ثقوری، نماینده دادستان تهران که در جلسه دادگاه از کیفرخواست دفاع کرده است، میگوید: «مطابق اوراق پرونده، محسن متهم است در یک نزاع دستهجمعی شخصی به نام رضا را به قتل رسانده است. رضا و محسن هر دو نوجوان بودند و بعد از این که با هم درگیر شدند، از آنجا که محسن از رضا جثه کوچکتری داشت و نمیتوانست از عهده او برآید، برای مقابله با رضا چاقو به سمتش پرتاب کرد که متاسفانه چاقو به قلب او خورد و باعث مرگش شد. هر چند متهم نوجوان است، اما به هر حال عمل وی کشنده بوده و ضربهای که وارد کرده دقیقا به نقطهای خورده که باعث مرگ شده است. ضمن این که دفاع مشروع نیز در این پرونده رخ نداده و قتل از نظر دادسرا عمد است.»
نماینده دادستان درباره این که متهم زمان قتل کمتر از 18 سال داشته، میگوید: «طبق قانون جدید مجازات اسلامی در صورتی که هیات قضایی تشخیص دهد متهم زمان ارتکاب جرم حرمت قتل را تشخیص نمیداده و به بلوغ عقلی کامل نرسیده، میتواند متهم را از مجازات قصاص معاف کند.
البته تشخیص این موضوع با هیات قضایی است، اما آنچه مسلم است از نظر دادسرا با توجه به اعترافات متهم، گفتههای شهود، نظریه پزشکی قانونی، شکایت اولیایدم و سایر مدارک و شواهد موجود در پرونده، قتل عمدی محرز است و برای متهم درخواست کیفر شده است.
البته دادسرا با توجه به درخواست اولیایدم درخواست کیفر کرده و در صورتی که اولیایدم در هر مرحلهای از پرونده رضایت خود را اعلام کنند، دادسرا به لحاظ جنبه عمومی جرم وارد میشود و برای متهم درخواست مجازات خواهد کرد.»
فرزندم را ببخشید
پدر محسن هم از اولیایدم درخواست بخشش دارد و میگوید: «خانواده رضا، خانواده بسیار خوبی است. ما چندبار برای جلب رضایت رفتیم. پدرش مرد آگاهی است و میگوید میداند بچههای نوجوان ممکن است تحت تاثیر سن و تغییرات فیزیکی کاری انجام دهند. با این حال نتوانستیم تا امروز رضایت بگیریم. پسرم واقعا در ایجاد درگیری مقصر نبود. البته نه این که ضربه را نزده او ضارب است و در این کار خطا کرده، اما در ایجاد درگیری مقصر نیست. با این حال من هم به اندازه او در عذاب هستم. چند سال است محسن در زندان میان مرگ و زندگی است. زمانی که بازداشت شد، محصل بود، درس میخواند و تصمیم داشت به دانشگاه برود. او در اوج جوانی باید به مرگ و آیندهای سیاه فکر کند. به دست و پای پدر و مادر مقتول افتادم و درخواست کردم او را ببخشند. خدا یک پسر به او داد و متاسفانه آن را گرفت حالا محسن من پسر اوست. خودش در مورد بچهای که در هفده سالگی مرتکب قتل شده، تصمیم بگیرد؛ میخواهد او را ببخشد یا قصاص کند؛ من به خواسته او احترام میگذارم، اما خواهش میکنم قبول کند باعث ایجاد این درگیری محسن نبود. این سالها خیلی بر محسن سخت گذشت. او فهمید اشتباه بزرگی کرده و با قصاص محسن هم چیزی درست نمیشود. بعد از درگیری زمانی که او به خانه آمد و ماجرا را بازگو کرد، اصلا متوجه نبود چه سرنوشتی در انتظارش است. او واقعا به بلوغ نرسیده بود.»
پشیمان هستم
محسن ضمن قبول اتهام قتل عمد میگوید: برای کاری که کردهام پشیمان و شرمنده اولیایدم هستم. روز حادثه من و دوستم مقابل مغازه ایستاده بودیم، چند جوان از دور میآمدند. من فکر کردم یکی از آنها از دوستانم است به همین دلیل به او نگاه کردم. همین چشم در چشم شدن باعث شد تا او عصبانی شود. وقتی متوجه شدم اشتباه گرفتهام از پسر جوان عذرخواهی کردم و حتی روبوسی هم کردیم و ماجرا تمام شد، اما رضا متوجه نشد ما باهم آشتی کردیم و به سمت من آمد و فحاشی کرد. من هم ناراحت شدم، اما چون دیدم زورم به رضا نمیرسد، از او عذرخواهی کردم. رضا نمیخواست درگیری را تمام کند. او به سمت من آمد و بعد هم درگیری جمعی شد. رضا آنقدر درشت هیکل بود که من مطمئن بودم نمیتوانم کاری بکنم با این حال سعی میکردم خیلی به او نزدیک نشوم تا این که در یک لحظه من و رضا روبهروی هم قرار گرفتیم و هیچکس اطرافمان نبود. چاقویی در جیبم بود، آن را درآوردم و به سمت رضا گرفتم به این امید که بترسد و دور شود، اما او نترسید. من خودم میترسیدم، اما رضا حتی یک قدم هم عقب نرفت و به سمت من حمله کرد و ضربهای زد. من هم چاقو را به سمتش پرت کردم که به پهلوی چپش خورد و زخمی شد. من خیلی ترسیدم. فقط همان یک ضربه را زدم.»
او درباره این که چرا درگیری را پیش از وارد کردن ضربه تمام نکرد، میگوید: «من واقعا قصد درگیر شدن نداشتم، به همین دلیل هم چند بار عذرخواهی کردم و گفتم اشتباه شده، اما رضا قبول نمیکرد و میگفت تو مخصوصا این کار را کردی و حمله کرد چون هیکلش خیلی درشت بود من نمیتوانستم حریفش بشوم. در آن زمان نمیدانستم ممکن است چاقو باعث شود فردی بمیرد و با خودم گفتم ضربهای که زدم، فقط زخمیاش میکند و بعد هم خوب میشود. شاید 20 روز هم نمیشد آن چاقو را خریده بودم چون فکر میکردم چاقو باعث میشود آدم بزرگتر و زورش زیادتر شود. ضمن این که چاقویی قشنگ بود و من از آن خوشم میآمد.»
متهم ادامه میدهد: «برای این که کسی را بکشم، چاقو نکشیدم. واقعا از کاری که کردهام پشیمان هستم و عذرخواهی میکنم. اگر درکی که حالا از قتل دارم، آن موقع داشتم هیچ وقت این کار را نمیکردم. تصورم از کسانی که قاتل هستند چیز دیگری است و هیچ وقت فکر نمیکردم خودم هم جزو آنها باشم.»
محسن ادامه میدهد: «سالهایی که در زندان بودم، نمازهای قضای مقتول را خواندم. این قول را به پدر و مادرش داده بودم و بر سر قولم هم هستم. من از آنها درخواست بخشش دارم. واقعا بچگی کردم. ضمن این که نمیخواستم درگیر شوم و عذرخواهی هم کردم، اما رضا دستبردار نبود.»
متهم میگوید: « میدانستم اگر آدم بکشم، قصاص میشوم، اما نمیدانستم ضربهام باعث مرگ میشود. در فیلمها دیده بودم کسی که آدم میکشد، اعدام میشود حتی دیده بودم آدمهای قاتل چه شکلی هستند و همیشه فکر میکردم من ویژگی یک قاتل را ندارم. با خودم میگفتم من که آدم بدی نیستم و نمیخواهم به کسی آسیبی برسانم. آن روز هم اصلا متوجه نبودم چه میکنم و فکر نمیکردم آدم کشتن آنقدر راحت اتفاق بیفتد و کسی با یک ضربه بمیرد، چون در فیلم دیده بودم وقتی میخواهند کسی را بکشند، با چاقو ضربههای عمیقی به او میزنند، اما من این کار را نکردم و چاقو را فقط برای ترساندن مقتول بیرون کشیدم. بعد هم وقتی ضربه را زدم و چاقو خونی شد، آنقدر ترسیدم که آن را دور انداختم. چاقو تزئینی بود. راستش را بخواهید متوجه تیزی آن هم نشده بودم و وقتی آن را از بدنش بیرون کشیدم، متوجه شدم چقدر تیز است چون در قسمت بالای چاقو یک حفره وجود داشت، هوا وارد بدن رضا شده بود و همان هم باعث شد جانش را از دست بدهد. به دلیل کاری که کردم خیلی عذاب میکشم و از مادر رضا طلب بخشش میکنم. دستش را بارها بوسیدهام و باز هم میبوسم و ابراز پشیمانی و طلب بخشش میکنم. عذابی که تحمل میکنم، خیلی سنگین است و واقعا نمیتوانم به این زندگی پر از درد ادامه بدهم. من از مرگ میترسم، اما اگر آرامش آنها در قصاص من است، قبول میکنم فقط خواهش میکنم مرا ببخشند.» (ضمیمه تپش)
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد