در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به هر حال، چند روز پیش که برای تهیه گزارشی به موزه ملی ایران رفته بودم، همان پرسشها دوباره در ذهنم زنده شد. موزه ملی ایران نمایشگاهی برگزار میکند و آثار بینظیر گنجینهاش را به رایگان به نمایش میگذارد. اما تعداد بازدیدکنندگان از انگشتان دستها کمتر است. خارجیها چه میکنند که موزههای آنها شلوغ است؟ در این بین از خودم پرسیدم چه ضرورتی دارد که مردم به موزه بیایند و این آثار را ببینند؟ چرا یک فرد معمولی جامعه باید از نمایشگاهی که آثار باستانی و تاریخی را به نمایش میگذارد، بازدید کند؟ دیدن این آثار چه سودی میتواند برای او داشته باشد؟
سعی کردم با دقت بیشتری آثار را ببینم و توضیحات را دقیقتر بخوانم. واقعا صبر و حوصله میخواهد؛ بیش از 300 اثر در نمایشگاه «نشانههایی از دویست هزار سال همبودی انسان و جانوران در ایران» به نمایش گذاشته شده؛ برای هر اثر یک دقیقه هم که وقت بگذاری، میشود 300 دقیقه؛ یعنی پنج ساعت. اما چه باید کرد تا این پنج ساعت برای مخاطب، بویژه مخاطب عام، جذاب و سرگرمکننده و آموزنده باشد؟ شاید مهمترین مساله، حضور راهنماهای زبده و متعدد در موزهها باشد که با توضیحات خود مانع خستگی و سردرگمی مخاطب شوند؛ چیزی که در موزههای کشور ما کمتر به چشم میخورد. برگزاری تورهای موزهگردی با حضور کارشناسان زبده میراث فرهنگی نیز میتواند از دیگر اقداماتی باشد که علاوه بر ترویج فرهنگ رفتن به موزه، ظرفیت درآمدزایی برای بخش خصوصی به همراه داشته باشد. اما آنچه باقی میماند فلسفه رفتن به موزه است. برخی میگویند ما حافظه تاریخی نداریم و برای همین برخی اشتباهات را که در گذشته مرتکب شدیم باز تکرار میکنیم. شاید عبارت «عبرت گرفتن از تاریخ» بیشتر به شعار بماند، اما سادهترین راه برای پیشگیری از تکرار اشتباهات، بازدید از موزههاست.
کمیل انتظاری / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: