اصلاحات درسازمان ملل

زمان زیادی از جشن تولد 60 سالگی امضای منشور سازمان ملل نمی گذرد؛ سازمانی که سال 1945متولد شد تا برای رسیدن به اهداف عالیه فراوانی تلاش مستمر کند؛ سازمانی که در طول عمر خود خاطرات و رویدادهای تلخ و شیرین را در دفترچه خاطرات خود به وفور ثبت کرده است.
کد خبر: ۷۱۴۹۶

بسختی می توان گفت این سازمان میزان موفقیت هایش بر میزان شکست هایش فاتح می شود زیرا در طول عمر این سازمان آنچه دیده شده و برجسته بوده ، استفاده قدرت های بزرگ از حقوق ویژه ای است که آنها در راستای احقاق حقوق خود تعریف کرده و به آن دست یافته اند. بحث اصلاحات در سازمان ملل بحث تازه ای نیست.
حدود 10سال پیش بحث تغییرات برای مدتی در محافل سیاسی جهان و درون سازمان مطرح شد که در نهایت بی نتیجه ماند. یک سال پیش ، پس از انتقال قدرت از حاکمیت امریکایی (پل برمر) به ایاد علاوی در عراق این بحث به صورت جدی و گسترده محافل بین المللی و دولتهای جهان را تحت تاثیر قرار داد.
امروز هیچ دولتی ظاهرا مخالف اصلاحات در درون سازمان ملل نیست ، اما زمانی که بحث به شورای امنیت (تعداد عضوها و دادن حق وتو) کشیده می شود مخالفت ها و موافقت ها سرسختانه شکل می گیرد.
ایالات متحده به عنوان بزرگ ترین حامی اقتصادی سازمان ملل تاکنون با مسائل اصلاحات در درون این سازمان کارشناسی و منطقی برخورد نکرده و صرفا مواضع خود را براساس منافع استراتژیک خود تنظیم کرده است.
ساختار شورای امنیت که سال 1945تاسیس شده ، امروز نمی تواند به صورتی گسترده نیازهای مناطق گوناگون جهان را به شکلی دمکراتیک تامین کند. جهان امروز تجزیه و تحلیل دیگری دارد که نمی توان آن را با 60سال قبل مقایسه کرد. با نگاهی ساده به جهان امروز درمی یابیم که قوانین سازمان ملل مطابق با شرایط نیمه قرن بیستم و پس از جنگ جهانی دوم نیست.
بی شک نمی توان شرایط قرن بیست و یکم و تحولات و دگردیسی های مهم اواخر قرن گذشته را با شرایط حاکم پس از جنگ جهانی دوم مطابقت داد.
کارشناسان معتقدند سالهای اولیه قرن بیست و یکم را می توان انقلابی نو در فضای روابط عمومی بین الملل نام برد؛ فضای پیچیده ای که ناشی از تحولات و حوادث جدید گوناگون سیاسی ، امنیتی ، اقتصادی و... است.
رقابت های بین المللی ، فشردگی تحولات و رویدادها در زمان بسیار کم فضای سنتی سیاسی و... گذشته را از جهان ربوده و به جای آن فضای نو در نظام ژئوپلتیکی بین المللی پدید آورده است.
شتاب تغییرات و تحولات سیاسی ، امنیتی ، و... به گونه ای است که در برخی مواقع نه تنها دولتهای جهان بلکه محافل حقوقی و سازمان های بین المللی را دچار سردرگمی می کند.
حذف جهان دو قطبی با فروریزی کمونیسم ، جنگهایی که در طول این 60سال رخ داده ، خلق قدرت های جدید، رویکردهای تازه دولتها، توسعه برخی کشورها و... همگی تحولاتی است که اصلاحات در سازمان ملل را ضروری ساخته است.
تغییرات ساختاری جهان ممکن است ارتباط ریشه ای با سنت خود داشته باشد، اما تجزیه و تحلیل ها که بتوان از آن راهبرد حقوقی برای جهان امروز استخراج کرد، نیازمند شناخت عمیق و ایجاد قوانین نو و اصلاحات بنیادین در ساختار فرسوده این سازمان است.

لزوم اصلاحات در شورای امنیت
تامین نیازهای دنیایی که بسرعت در حال دگرگونی است ، هدف اصلی بازنگری در مکانیسم این سازمان است. هدف غایی تلاش برای ایجاد وضعیتی است که عدالت بین المللی را به صورت فراگیرتر از گذشته در درون این سازمان نهادینه کند.
صرف نظر از این که دولتهای قدرتمند و صاحب نفوذ با نگرشهای سیاسی خود به روند اصلی اصلاحات انحراف می بخشند تکاپوی کارشناسان این است که ساز و کار دمکراتیک سازی در استراتژیک ترین بخش سازمان ملل به صورت منطقی تحقق یابد. کوفی عنان عنصر معتبر نظام بین الملل که این روزها فکر می کند شورای امنیت آینده می تواند دمکراتیک تر و نمایندگی تر از شورای امنیت فعلی باشد.
او معتقد است که کمبود دمکراسی در اداره سازمان ملل وجود دارد که باید تصحیح شود. پیشگامان این نبرد دیپلماتیک گروه چهار بودند (برزیل ، آلمان ، ژاپن و هند) که نظرات و عقاید اعضای دایم فعلی نسبت این جمع ، گروهی نیست بلکه آنها با جداسازی این گروه در پی تنظیم رویکردهای خود هستند کوفی عنان سال گذشته در کنفرانس مبارزه با تروریسم در مادرید، طرحی که در آن کنفرانس به عنوان مدل A معروف شد، ضمن تبیین اصلاحات جدید این شورا، یک بحث تامل برانگیز را مطرح کرد و آن بحث حملات پیشگیرانه یا، Pre - emptive war است.
در ساختار شورای امنیت فعلی هر گونه دخالت نظامی محکوم است ، مگر دستور مشروع آن از سوی شورای امنیت صادر شود.
طبعا این بحث موجب نارضایتی ایالات متحده است ، زیرا واشنگتن هیچ گاه از یاد نمی برد که زمان حمله به عراق هر چه تلاش کرد نتوانست اجازه لازم و حقوقی را از این شورا کسب کند. ایلات متحده در این بخش بیشترین تلاش را می نماید تا مانند گذشته مواجه با چنین مشکلات دست و پاگیر حقوقی نشود که مصداق این جمله فرستادن جان بولتون به عنوان نماینده امریکا در شورای امنیت سازمان ملل است.

در اصلاحات باید چه مسائلی را در نظر گرفت؛
جامعه بین الملل به این نقطه رسیده که برای کارآمدکردن این سازمان باید به اصلاحات در بدنه سازمان ملل متحد مشغول شد، اما موانعی که سر راه قرار دارد بسادگی اجازه نمی دهد مسیر اصلاحات طبق خواسته جامعه جهانی پیش رود.
از این رو چالشی به نام مخالفت های ایالات متحده و... بر سر راه قرار دارد که بسختی اجازه می دهد منافع استراتژیکشان را فدای خواست منطقی کارشناسان جامعه جهانی کند.
واشنگتن در ماههای اخیر فشار عجیبی به جامعه جهانی (بخصوص دولتها و افراد فعال در امور اصلاحات ) وارد کرده تا مطالبات خود را تعدیل کند. مبارزه دیپلماتیکی امروز در سازمان ملل جنگ سیاسی اکثریتی با اقلیتی است که اقلیت از تمام توان سیاسی و حقوقی گذشته خود در این سازمان بهره می برد تا اصلاحات را با منافع خود همسو کند.
باید باور داشت که پدیده جهانی سازی چه بخواهیم و چه نخواهیم چتر تاثیرش را بر سر جهان گشوده و دیگر هیچ دولت و ملتی نمی تواند در راستای منافع خود حرکت کند بدون آن که منافع جامعه جهانی را در نظر نداشته باشد.
برخی قدرت های کنونی شورای امنیت ، اصلاحات را ابزاری در جهت ارتقای قدرت حقوقی ، سیاسی و... خود می دانند و این همان پارادوکس آشکاری است که اکثریت جامعه جهانی را در مقابل اقلیتی از جهان هر چند قدرتمند قرار داده است.
اصولا سازمان های بین المللی و جهانی در اندازه های سازمان ملل بایستی راهبردهایی که برای اصلاح خود به کار می گیرند حاصل نوع جهان بینی های مختلفی باشد تا بتوان به صورت کارآمد به نمایندگی نقاط مختلف جهان بپردازند.
آینده شناسی ، مطالعه و تحقیقات روی گزاره ها و مشخصات آینده ، مطالعه بر سیستم های موجود جهانی ، بررسی زمینه ها و پیش زمینه ها، تجزیه و تحلیل مبانی و پایه ها و... اصلاح طلبان بین المللی را به نتایج قابل توجهی رهنمون می کند؛ هر چند این مقایسه بسیار متفاوت است ، اما اشاره به آن ضروری است که پس از جنگ جهانی اول ، جامعه ملل با گذشت 26سال از آن به دلیل استفاده های ابزاری قدرتهای غربی یکباره فروپاشید.
در بررسی 6دهه از عمر سازمان ملل متحد و پس از شکست ایدئولوژی های فاشیسم و نازیسم باید اعتراف کرد اصول منشور اولیه این سازمان ، هیچ گاه تحقق عینی نیافته است.
مبارزه با فقر مبارزه با جنگ سالاری ، مبارزه با فساد و مبارزه با نقض حقوق بشر همه از اصولی است که ساختار حقوقی این سازمان را تشکیل داده است که اینک کارشناسان باید راجع به چگونگی اجرای آن داوری کنند و اصلاحات را با استفاده از تجارب گرانبهای گذشته ایجاد کنند. با در نظر گرفتن منشور سازمان ملل و اصول عالیه آن می توان بسهولت به ارزیابی موفقیت ها و شکستهای این سازمان پرداخت.
اصل برابری کلیه اعضا، اصل حسن نیت در اجرای تعهداتی که کشورهای عضو به موجب این منشور به عهده گرفته اند، اصل حل اختلافات بین المللی با اسلوب های دمکراتیک ، اصل عدم تهدید به زور یا عدم استعمال آن به هر نحو که با مقاصد ملل متحد مبانیت داشته باشد، اصل حمایت از سازمان و اقدامات آن ، اصل عدم مداخله در اموری که ذاتا در صلاحیت داخلی کشورهاست و... همگی اصول روشنی است که می توان به وسیله آن پایبندی دولتهای جهان را نسبت به منشور سازمان ملل متحد سنجید. در بررسی دقیق عملکردهای این سازمان موارد فراوانی وجود دارد که اساسا نقض آشکار موازین و قوانین است.
یکی از دلایل تغییرات در شورای امنیت این است که حق تساوی در آن رعایت نشده است. زیرا داشتن حق وتو برخلاف اصل مساوات برای 5عضو در نظر گرفته شده که این خود عامل بزرگترین بی عدالتی های بین المللی شده است.
اگر به دفتر خاطراتی که شکستهای این سازمان در آن ثبت شده نگاه کنیم ، درمی یابیم این سازمان قادر نبوده از کشور کنگوی تازه استقلال یافته در برابر دسایس امریکا دفاع کند. سال 1950تجاوز امریکا علیه کره را مجاز شمرد که مغایر با مبانی سازمان ملل متحد است.
در توقف جنگ ایالات متحده علیه ویتنام عاجز ماند. ناکارآمدی این سازمان درباره اشغال فلسطین و تغییر همه زیربناهای آن و حتی تغییر نام و پذیرش آن توسط این سازمان از جمله شکستهای سازمان ملل است.
این تنها شکست هایی نبوده که در دفتر خاطرات این سازمان به چشم می خورد. اشغال کشور افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی ، نقض آشکار حقوق ملت ایران در 8سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و ناکارآمدی تاریخی این سازمان در جنگ امریکا علیه عراق و... همه و همه از شکست های تلخ این سازمان است.
قدرتهای بزرگ در راس آن ایالات متحده امریکا با نقض آشکار و پی درپی اصول این سازمان آن را به دیوانسالاری ناکارآمد تبدیل کرده است. در این شرایط جامعه جهانی به قانونمندی و قانون مداری اصرار می ورزد و معتقد است که شکل بهتری از دمکراسی می تواند در این سازمان اجرا شود. در مبحث حاضر به ناکارآمدی سازمان ملل و پارادایم های آن و راههای عبور از آن اشاره شده است.
اصلاح طلبان در ساختار جدید باید موانع بلند و محکمی را بسازند تا هیچ ابرقدرتی نتواند از این سازمان بسادگی عبور کند.

فرشاد فرخ زاد
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها