کتاب «راهنمای بقا در تهران» نوعی گزارشگری فرهنگی ـ اجتماعی واقع‌گراست

تهران به تهران

بیشتر نویسنده‌های بزرگ جهان، اول گزارشگر روزنامه‌های معتبر محلی بوده‌اند و سال‌های آغازین نویسندگی‌شان با گزارش‌نویسی و وقایع‌نگاری گذشته است.
کد خبر: ۷۱۳۴۶۸

یکی از ویژگی‌های مهم این گونه نوشتن‌ها، سادگی و روانی زبان، خصلت طنزآمیزی اندیشه و بیان انتقادی، ثبت لهجه‌ها، گویش‌های بومی و نشان دادن شیوه معمولی و عادی زندگانی، رفتارها و تعاملات و تنازعات روزمره مردم و بهره‌گیری از تجربه‌های گوناگون از هر طبقه و قشر اجتماعی است. البته، نویسنده‌ای در این میدان موفق است که به خواسته‌ها، اندیشه‌ها، نیت‌های همزیستان خود و زندگانی روزمره آنها، نزدیک‌تر باشد و راز بقای زیستن در میان مردم وطن خود را دریافته و ارزش‌ها و اعتبارها را در سطح کلی جامعه و در ابعاد مختلف بدرستی، شناخته و نسبت به زبان، فرهنگ و اصلاح کارها و شیوه زندگانی همگانی، وظیفه و مسئولیتی خاص احساس کرده باشد.

پیشینه نوشتن مقاله‌های انتقادی و طنزآمیز اجتماعی به شیوه نوین در کشور ما، چندان دور نیست و تاریخ آن را می‌توان از سال‌های پایانی دوره قاجاریه و ظهور جنبش مشروطه و به میدان آمدن نویسندگانی مانند دهخدا، جمالزاده و هدایت و دیگر پیروان آنها دانست. نویسنده در این گونه نگارش‌ها با چیرگی کاملی که بر واژه‌ها و اصطلاحات عامیانه و فرهنگ و ادب شفاهی جامعه خود دارد، با نثری ساده و روان، به نقد جامعه و ارزش‌های فرهنگی، هنجارهای رفتاری و پنداری مردم خود از جنبه‌های مختلف می‌پردازد و می‌کوشد بر ناهنجاری‌ها، کمبودها و آسیب‌های اجتماعی و ضدارزش‌های جامعه، انگشت بگذارد و مردم را نسبت به آنها متوجه کند. زبان نویسنده در این گونه نوشته‌ها برای همنوعانش، قابل فهم بوده و شیوه انشای مطالب، روزنامه‌ای و از نوع وقایع‌نگاری است. کتاب «راهنمای بقا در تهران» را می‌توان در زمره این گونه نوشته‌ها و گزارش‌های اجتماعی واقع‌گرا به شمار آورد.

غفاری در نوشته‌هایش کوشیده است دردها، دلخوشی‌ها، عیب‌ها و حسن‌های شهری را که در آن زندگی می‌کند، بدرستی حس کند و آنها را گاه، صریح و بدون شک و ابهام، بازتاب دهد: «من هر روز در مسیر رسیدن به محل کارم از میدانی می‌گذرم که در این چند سال اخیر مدام در حال تغییر است؛ یعنی هر بار فقط برای چند ماه بهره‌برداری می‌شود و دوباره عملیات بازسازی آن از اول شروع می‌شود. جالب این است که در هر ماه نیز طراحی‌ها زشت و زشت‌تر می‌شود. چند سال اول، هر روز که از کنار میدان رد می‌شدم، کلی حرص می‌خوردم که یعنی چه؟ چرا با پول ملت این کارها را می‌کنند؟! ولی آخرین بار که مشغول بازسازی شدند، از همان فلسفه «به من چه» استفاده کردم. نه غمی و نه عصبانیتی در کار بود. تازه کلی همراه همسرم به این ماجرا خندیدیم!»

هنر نویسنده در باریک‌بینی و نکته‌پردازی‌هایی است که لابه‌لای نوشته‌هایش به چشم می‌خورد. آنچه بیش از هر چیز در این نوشته‌ها، آشکار است توجه نویسنده است به پدیده‌ها و رویدادهای روزمره اجتماعی شهر تهران؛ این را می‌توان از عنوان‌هایی که در بخش‌های مختلف کتاب برگزیده، فهمید: «تئوری، رانندگی، کسب و کار، روانکاو، مسکن، ازدواج و طلاق، صف، خرید، مهمان، تماشای فوتبال، استخدام و شاد بودن» که به نوعی با احوال، افکار و عادت‌‌های مردم دور و بر نویسنده وابستگی دارد. اطلاعات نویسنده، نسبت به آنچه در تهران بزرگ، گذشته و می‌گذرد، به نسبت​‌کم نیست و در مسیر رویدادهای روزانه و زندگی عادی همزیستان اوست. نویسنده با هوشیاری نسبی، نتیجه، سود و زیان کارها و اتفاق‌ها را بررسی کرده و همان‌طور که نشان داده،‌ خواننده در می‌یابد نویسنده،‌ خود ملزم و متعهد در منعکس کردن آنها در نوشته‌هایش بوده است. امتیاز دیگر نویسنده این است که او نه فقط به طبقه زحمتکش و متوسط جامعه نظر داشته، به طبقه بالا دست و ثروتمند هم توجه کرده است: «حتی اگر خواستید،‌ یکی از میادین شمال شهر تهران را انتخاب کنید تا مطمئن شوید تنها دلیل عدم سرخوشی مردم، وضع بد مالی نیست، الحمدالله در این مورد تبعیض نیست و اغنیا نیز به همان اندازه فقرا، مبهوت و افسرده هستند.» اما آیا می‌توان در برابر اخم و عصبانی بودن و افسردگی همنوعان، بی‌تفاوت بود؟ چه گونه می‌توانیم به قول نویسنده «به دلایل فرهنگی و اجتماعی این مشکلات» کاری نداشته باشیم؟ چرا باید برای خودمان یک دنیای مجازی بسازیم؟ چرا باید همه امور زندگی‌مان را «خاص» کنیم و به خودمان بقبولانیم که انگار نه انگار، ساکن تهران هستیم؟ شاید پاسخ دادن به این پرسش‌ها، جانبداری از فردیت‌گرایی غربی باشد؛ اما به نظر می‌رسد‌ خود نویسنده هم معاشرت با دیگران و تعاون و همیاری اجتماعی و درک خودکامگی‌ها،‌ نادانی‌ها و ناهنجاری‌های آن را بی‌فایده ندانسته و گوشه‌ای از این مظاهر اجتماعی را به طنز و شوخی، مورد انتقاد قرار داده است؛ جنبه فکاهی فکر و کلام نویسنده در سرتاسر نوشته‌هایش، این استنباط را تائید می‌کند.

گرایش نسبی نوشته‌های این کتاب به زبان تهرانی‌ها و حضور جمله‌ها و عبارت‌های عامیانه، شیوه نشر کتاب را تقویت و تاثیر کلام و فکر نویسنده را بیشتر کرده است. واژه «دورهمی» و جمله‌هایی مانند اینها: «گفتند بزنید توی سرجنس»، «... تا از جزاندن زنش»، «باید طوری باشد که مو، لای درزش نرود​»، «هر بار که از کنار یک ساختمان نکبتی می‌گذرید، دپ می‌زنید»، «تا دوزاری‌ام افتاد که بابا ایول»، «برو بچه‌های رله‌ای هستند»، «این جور حوادث تیک‌آور است»، «کسی چک نمی‌کند»،‌ «آخرش دخلتون می‌یاد» و ​... عنوان‌هایی که نویسنده برای هر نوشته برگزیده، بیانگر این است که او جامعه اکنون تهرانی‌ها را از زاویه‌های گوناگون نگریسته و سعی کرده همه مظاهر زندگانی اجتماعی مردم این سوی جغرافیای کشورش را مدنظر داشته باشد و با زبان نه‌چندان اصیل تهرانی، دقیق انتقاد کند و به راه رفع مفاسد اجتماعی، از هر نوعش در هر نوشته‌‌اش اشاره کند و تنگناهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جامعه را به نحوی که برای همشهریانش ـ پیش آمده، نشان دهد و ناهنجاری‌های تربیتی و اخلاقی مانند: ریاکاری، تاثیرپذیری از سبک زندگی غربی، بی‌تفاوتی و سهل‌انگاری و تنبلی‌ها و بی‌مبالاتی‌ها را در نوشته‌هایش بازگو کند.

وقتی نویسنده‌ای برای مردم و از آنها ـ همشهری‌های خود ـ می‌نویسد، باید به زبانی بنویسد که آن مردم، آن را بفهمند؛ باید زبانی باشد که از تکلفات ادیبانه و واژه‌های مبتذل و بی‌مایه، تهی باشد. یک نویسنده واقعگرای اجتماعی با استفاده از تعبیرات و ترکیبات لفظی شیرین عامیانه انشایی روان، ساده و نیرومند به وجود آورده و سعی او، همواره برای نزدیک‌تر شدن به زبان همنوعان خود است؛ زبانی که زنده و پویاست؛ زبانی که ریشه در آداب، عادات و رسوم همگانی و بنمایه اسطوره‌ای و نیاکانی دارد. بنابراین، به ناگزیر، باید بر ادب، فرهنگ و زبان قوم خود تسلط کامل داشته باشد.

روانی و بی‌پیرایگی زبان غفاری، این نوید را به ما می‌دهد که در آینده، با نویسنده‌ای روبه‌رو باشیم که زبان و بیانی پرمعنی و سرشار از اندیشه‌های بلند داشته باشد و تنوع معنی و لفظ در کلام او به حدی باشد که هر خواننده را بی‌شک، تحت تاثیر خود قرار دهد؛ این را از غفاری به‌عنوان یک نویسنده واقعگرا و اجتماعی به یقین، می‌توان انتظار داشت؛ زیرا، او بخوبی دریافته است همشهری‌های تهرانی او، چه فکرها، آرزوها، خصلت‌ها و صفت‌های انسانی متفاوتی دارند و همین ما را امیدوار می‌کند تا در انتظار یک نویسنده همدل و همزبان مردم کشورمان در عرصه فرهنگی باشیم.

عبدالحسین موحد / پژوهشگر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها