
گذشته شامل لحظاتی است که ما آنها را دقیقه به دقیقه زندگی کردهایم، آنقدر که ناخودآگاه به حافظهمان چسبیدهاند و به شکل عضو ثابتی از زندگی درآمدهاند که بدون آن حافظه لنگ میزند. مثل این که از شما بخواهند معدهتان را درآورید و بیآن زندگی کنید! نمیشود، چون حیاتتان به آن وابسته است... .
کریستین بوبن میگوید: همه چیز از همان وقتی شروع میشود که درباره گذشته حرف بزنم، خوب یا بد فرق چندانی نمیکند. اگر درباره خوبیهایش بگویم، میگویند حسرت نخور و اگر از اشتباهات و بدیها حرف بزنم، میگویند گذشته را رها کن و آیندهات را بیاشتباه بساز!
حرف از گذشته فقط حسرت یا حساب کهنه پاک کردن نیست، بعضی وقتها آدم دوست دارد دفترچه خاطراتش را ورق بزند و خودش را لابهلای سطرهایش پیدا کند. مثل یک فیلم قدیمی که آدم دوست دارد همراه با بازیگر محبوبش یک دیالوگ دوستداشتنی را چند بار زمزمه کند، حتی یک دیالوگ حسابی اشکآور، اما این چه رسمی است که این روزها حتی اجازه فکر کردن به گذشته را هم به تو نمیدهند. آدم بعضی وقتها تکههایی از وجودش را در گذشتهای جا گذاشته که دلش میخواهد برای به یادآوردنش روزهای قدیم را مرور کند. گاهی احساس و عاطفه آدم به اندازهای که چند سال قبل بوده، نیست. گاهی نمیتوانی برای وقوع اتفاقات مشابه که یکی دیروز اتفاق افتاده و یکی امروز، درک مشابهی هم داشته باشی، برای همینهاست که میگویم گذشته را نمیشود از یاد برد، نمیشود به خوبش و حتی بدش هم پشت پا زد، نمیشود فراموشش کرد، نمیشود بیخیال شد و فقط در امروز و در حال زندگی کرد.
صفحههای شبکههای اجتماعی پر است از جملاتی که تمام گذشته آدم را توی چاه میریزد، درش را میبندند و تا همیشه همان جا مدفونش میکند. همان جا پنهانش میکند بلکه روزی باز مد شود و دیگرانی بیایند و آن وقت با اجازه آنها از گذشته گفتن مد شود! حتی پای صفحههایی که از نوستالژیها حرف میزنند، همانها که مدادی، پاککنی، کیفی، کتابی از روزهای قدیم را نمایش میدهند، کسانی کامنت میگذارند که «اه، حالم خوب یا بد شد وقتی یاد درس و امتحان میافتم، یاد فلانی میافتم، یاد اضطراب امتحان میافتم، یا آن ناظم بدخلقمان میافتم» ... بعد من از خودم می پرسم که خب چه اشکالی دارد؟ یاد درس و کتاب افتادن چه عیبی دارد، حتی اگر یاد ناظم بداخلاقی بیفتی که روزی یک سیلی هم حواله صورتت کرده باشد چندان بد نیست، به نظرم وقتی آدم آنقدر از آن گذشته فاصله گرفته، زیاد نباید برای خوردن آن سیلی عزا بگیرد، غیر از آن هم چه عیبی دارد که اتفاقات بد گذشته را مرور کنی تا بفهمی کجای کار بد بود و کجا خوب، تا بفهمی که امروز اگر به بچهات بگویی «تو هیچی نمیشوی» چقدر دردش میآید و شاید هم بفهمی که حتی گفتن این جمله هم باعث نشد تو چیزی نشوی!
همه گذشته بد نیست، گرچه گذشته دیگر برنمیگردد، اما اگر قرار بود ما تمام آن را فراموش کنیم، چیزی به اسم حافظه نداشتیم. حافظه یعنی ثبت خاطرات، یعنی فرصت زیر و رو کردن اتفاقات، دیدن خوبهایش و حتی حرف زدن از بدهایش. چیزی که واضح است این که گذشته هیچکس همیشه خوب نبوده، مثل همین حالا! اما ساعتهای در خود فرو رفتن و حتی برای از دست دادهها ماتم گرفتن، چندان هم بد نیست؛ اتفاقات خوب و بد همیشه همان جایی که پیش آمدند، هستند. حتی اگر نخواهی به یادشان بیاوری هم هستند و با دورانداختنشان، آدم فقط خودش را گول میزند و بس!
مریم تجلی
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
دکتر مرندی در گفتوگو با «جامجم» پیامدهای واقعی فعال شدن اسنپ بک را نزدیک به صفر ارزیابی کرد