ثبت شد در دفتر حق، کار تو

سال 64 تیمی از پایگاه انتقال خون وارد دبیرستان آیت الله سعیدی می شوند تا برای مجروحان جنگی که نیاز شدید به خون دارند از دانش آموزان داوطلب ، خون دریافت کنند.
کد خبر: ۷۱۳۰۶

این اتفاق برای کامبیز رئوفی 17ساله که آن روز جزو داوطلبانی است که یک واحد خون اهدا می کند جور دیگری ثبت می شود. او حالا با 37سال ، جزو باسابقه ترین اهداکننده خون در استان تهران است.
رئوفی ، کارشناس ارشد معماری است و علاوه بر تدریس در دانشگاه ، پروژه های ساخت و ساز را اداره می کند: «تا سال 67و پایان جنگ ، هر سه ، چهار ماه یکبار به دلیل نیاز به خون در آن سالها خون اهدا می کردم. بخصوص که یکی از دوستانم در جنگ شهید شده بود و احساس می کردم برای کمک به مجروحان باید کاری انجام دهم.»
این کار ادامه پیدا می کند تا جایی که اسم کامبیز رئوفی در لیست اضطراری سازمان انتقال خون و پایگاه انتقال خون تهران ثبت می شود: «در بعضی مواقع که اهداکننده کم می شود، بخصوص روزهای خیلی سرد و گرم سال ، معمولا پایگاه انتقال خون با کمبود خون مواجه می شود.
در این مواقع با افرادی که اهداکننده مستمر هستند و اسمشان در لیست اضطراری است ، تماس می گیرند و این افراد به پایگاه مراجعه می کنند.»
با سابقه ترین اهداکننده تهران اما علاوه بر زمانهای اضطراری کارت اهدایش را به آینه می چسباند تا هر روز صبح تاریخ اهدای بعدی یادآوری شود: «هر وقت که برای اهدا می روم ، آن روز و حتی تا چند روز دیگر، حس خوبی دارم.»
با این اوصاف رئوفی تاکید می کند کار خاصی انجام نمی دهد، شاید آن یک واحد خون اهدایی بتواند جان کسی را از مرگ نجات دهد؛ اما اهدای آن کار بزرگی نیست: «در واقع اهداکننده ، چیزی را اهدای می کند که پس از مدتی در بدن جایگزین می شود. پس کار بزرگی انجام نمی دهد.»
کار اهدای خون از لحظه ای که روی تخت دراز می کشند تا پایان کار بین 15تا 20دقیقه طول می کشد؛ البته اهدای یک واحد خون در واقع 5دقیقه است و 10دقیقه باید به سفارش پزشک ، اهدا کننده استراحت کند.
پاسخ رئوفی به این پرسش که در آن لحظات به چه فکر می کند، خیلی ساده است : «هیچی. باور کنید به کار. من همیشه برای اهدای خون به پایگاه اصلی انتقال خون تهران مراجعه می کنم و تکرار این رفت وآمدها باعث شده است آنجا همه مرا بشناسند و لطف می کنند و من بدون معطلی ، کار م را انجام می دهم.
آنقدر آنجا رفته ام که همه تابلوهایش را حفظ هستم.» روی یکی از تابلوها که ظاهرا بیشتر از بقیه نظر رئوفی را جلب کرده نوشته شده است : «ثبت شد در دفتر حق کار تو.»
البته رئوفی اعتقاد ندارد کار فوق العاده ای است انجام می دهد از این که خیلی ها، خون اهدا نمی کنند و یا ذهنیت مناسبی نسبت به این کار ندارند، تعجب می کند: «یک بار 4نفر از دوستانم را راضی کردم که برویم خون اهدا کنیم. 2نفر پیش از رسیدن منصرف شدند و 2نفر دیگر هم آنقدر ترسیده بودند که فشارشان بالا رفته بود و به تشخیص پزشک از خون دادن محروم شدند».
رئوفی این کار را فقط یک کمک انسانی می داند که هیچ لطمه ای به کسی وارد نمی کند، علاوه بر این که فوایدی هم دارد؛ هرچند او تاکنون نتوانسته کسی را به انجام این کار ترغیب کند و خاطره جالبی هم در این مورد تعریف می کند: «یک بار که برای اهدا به پایگاه رفته بودم ، پزشک مستقر در پایگاه ، یکی از همشاگردی های دوران راهنمایی ام بود که مرا شناخت و کلی صحبت کردیم ؛ البته قسمت جالبش این بود که به من گفت هیچ وقت خون اهدا نکرده و حاضر نیست این کار را انجام دهد».
از او می پرسم اگر روزی به هر دلیل نتوانستی خون اهدا کنی ، چه احساسی خواهی داشت : «هیچ وقت فکر نکرده ام ؛ البته تا 65سالگی فقط می توانم خون بدهم».
کمی فکر می کند و ادامه می دهد: «شاید ناراحت شوم ، ولی خب ، انسان ها به همه چیز جز بدی عادت می کنند، احتمالا عادت می کنم».
رئوفی با وجود این که اهدای خون را کاری عادی ، حتی برای خودش که سابقه 20ساله دارد می داند، انجام مصاحبه را بسادگی پذیرفته است : «چرا؛» و پاسخ می دهد: «فکر کردم شاید با انجام این مصاحبه ، 4نفر تصمیم بگیرند خون اهدا کنند. همین کافی بود».

مستوره برادران نصیری
baradaran@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها