تحلیل

یک اسرائیلی 130 هکتار می‌ارزد

تعداد زیادی از فلسطینیان به دردسر افتاده‌اند و هزاران کیلومتر از سرزمین‌های آنها توسط حکومت اسرائیل به سرقت رفته است، یک دزدی آشکار. در این میان، جامعه جهانی به برخی بهانه‌های معمولی بسنده می‌کند و آمریکا نیز این وضع را «غیرسازنده» برای صلح می‌داند، در حالی‌که اگر به طور مشابه، بخشی از تگزاس توسط دولت مکزیک تصرف می‌شد و خانه‌سازی در آن به نفع مهاجران غیرقانونی مکزیکی صورت می‌گرفت، واکنش آمریکا محتملا چیزی بیش از اظهار نظرهای این‌چنینی می‌بود. اما، اینجا فلسطین است، و اسرائیل بزرگ‌ترین «زمین دزدی» در 30سال گذشته را، حتی با وجود امضای قرارداد اسلو در سال 1993 ترتیب داده است.
کد خبر: ۷۱۲۶۳۸

توافق عرفات ـ رابین که در آن وعده‌هایی مبنی بر تحویل سرزمین‌ها و عقب‌نشینی نظامی، و تصمیم برای حل نهایی تمام مسائل مهم مورد مناقشه (بیت‌المقدس، پناهندگان و حق بازگشت به سرزمین) تا برقراری اعتماد متقابل طرفین، صورت پذیرفته بود، جهان را آنچنان شگفت‌زده کرد که در حمایت‌های مالی از این توافق، سخاوتمندانه عمل می‌کردند. اما این آخرین چنگ‌اندازی اسرائیل به سرزمین‌های فلسطینیان، نه‌تنها باعث کوچک شدن فلسطین می‌شود بلکه با گسترش دیوار حائل بتنی، از تماس فلسطینیان با دو شهر مهم بیت‌المقدس و بیت‌اللحم که متعلق به دوطرف است، جلوگیری می‌کند.

جالب است که شورای یهودی ـ اسرائیلی اتزیون، این دزدی را مجازاتی برای قتل سه نوجوان اسرائیلی در ژوئن امسال می‌داند. آن‌طور که این شورا اعلام کرده «هدف از قتل این نوجوانان، ایجاد ترس در میان ما برای اخلال در زندگی روزانه و در نهایت ایجاد شک درباره حق ما در مورد سرزمین‌مان است که البته پاسخ ما تقویت حضور و اسکان‌مان است». این برای اولین بار است که گرفتن سرزمین فلسطینیان نه از طریق بهانه‌هایی چون امنیت یا نیازهای اسکان، یا حتی نمایش قدرت خدا بلکه برای انتقام‌گیری صورت می‌گیرد.

این موضوع، می‌تواند الگوی عجیبی را به‌وجود آورد. اگر جان یک اسرائیلی، حدود 130 هکتار زمین می‌ارزد، بنابراین جان یک فلسطینی بی​گناه نیز به همان میزان می‌ارزد. حال اگر حتی نصف 2200 فلسطینی را که ماه گذشته در فلسطین کشته شدند - البته این آماری محافظه‌کارانه است ـ بی‌گناه بدانیم، بنابر همان منطق، فلسطینیان نیز حق تصرف حدود 13000 هکتار یا بیشتر از زمین‌های اسرائیل را دارند. اما مطمئن هستم که آمریکا نمی‌تواند این را بپذیرد و آن را سیاستی «غیرسازنده» خواهد دانست. به این ترتیب اسرائیل سرزمین‌هایی را می‌گیرد و فلسطینیان آنها را از دست می‌دهند و این چیزی است که از سال 1948 در حال رخ دادن است و به نظر می‌رسد همچنان ادامه یابد.

این آخرین سرزمین دزدی، لکه‌ ننگین دیگری است که در کتاب پراندوه فلسطینیان نگاشته شده است. نبیل ابو رودینه، سخنگوی محمود عباس، از ضربه‌هایی که «نیروهای میانه‌رو» و رئیسش توسط سیاست‌ها و تصمیمات اسرائیل خورده‌اند، سخن می‌گوید. عباس با زخمی که از این تصمیمات بر پشتش احساس می‌کند انتظار چه چیز دیگری می‌توانست داشته باشد، آن هم زمانی که کتابی درباره روابط اسرائیل ـ فلسطین می‌نگارد و در آن حتی یک​بار از واژه «اشغال» استفاده نمی‌کند؟

بنابراین دوباره به همان بازی قدیمی بازگشته‌ایم. عباس نمی‌تواند با کسی مذاکره کند مگر این‌که همان‌گونه که در مورد تشکیلات خودگردان فلسطین سخن می‌گوید، بتواند درباره حماس نیز اظهار نظر کند. این چیزی است که اسرائیل، آمریکا و اتحادیه اروپا می‌دانند. اما هر زمان که عباس سعی در شکل‌دهی یک حکومت متحد می‌کند، همه کشورهای مذکور فریاد می‌زنند که حماس یک گروه «تروریستی» است و اسرائیل می‌گوید که نمی‌تواند با گروهی تروریستی که می‌خواهد اسرائیل را نابود کند وارد مذاکره شود. این در حالی است که همین گفته‌ها را زمانی برای عرفات نیز عنوان می‌کرد.

با این حال، اگر عباس فقط از جانب خودش سخن بگوید و کنترلی بر غزه نداشته باشد، اسرائیل با وی مذاکره نخواهد کرد. اما آیا این موضوع خیلی مهمی است؟ به هر حال، باید همواره این تیتر ویژه را در نظر گرفت: «خداحافظ، فلسطین».

منبع: روزنامه ایندیپندنت

رابرت فیسک ‌/‌ مترجم: امین پاکزاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها