در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بستنی از خوردنیهای شادیآور است. شمایی که در برنامههای پزشکی و سایتهای سلامت غوطهورید این را باید بهتر بدانید. یاد صحنهای از میانههای فیلم بانوی کوچک شایسته میافتم. فیلمی شیرین و ناب درباره دختری که برای شرکت در یک مسابقه انتخابی کودک شایسته، خانواده پرجمعیتش را از شهری به شهر دیگر میکشد. در جایی خانواده میروند برای صبحانه و دختر بستنی سفارش میدهد. پدرش که از مشاوران موفقیت است ـ و زهرخندش اینجاست که خودش یک شکست خورده تمام عیار است ـ مدتی درباره غلط بودن این سفارش برای صبحانه و بی دلیل بودن آن صحبت میکند. وزن دختر را به رویش میآورد و اینکه چاق بودن او را شکست خورده میکند. دختر با بغضی دلخراش لب به بستنی نمیزند تا اینکه برادر و دایی و مادر و پدر بزرگ با اشتها قاشق به بستنی او میزنند و او را برای خوردن تحریک میکنند. سرانجام بچه تپل و دوستداشتنی فیلم، بستنیاش را تا انتها با عشق میخورد.
پدر شکستخورده و پرحرف نمیداند که در میان این تراژدی خانوادگی ـ ماشین خراب، پدربزرگ معتاد، دایی افسرده و... ـ دختر کمی خوردنی شادیآور میخواهد تا کودکانه در طعم و یخ رها شود. نمیداند غم نشانه شکست است و نه چاقی. بستنی خوردنی شکستخوردهها نیست، بلکه خوردنی کسانی است که قصد غلبه بر غم را دارند، عشق آدمهایی است که به جای له له موفقیت، شادی را میطلبند. لحظهای قدم زدن خنک در نسیم تابستانی، لیس زدن بستنی و احساس بچه شدن. کوچک شدن به قدر ثانیههایی که یک بستنی در آن محو میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: