در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
5 پیچ برای تنظیم نور و صدا و کانال
آن موقع هنوز جهان را از روزنه کوچک تلویزیونهای 14 اینچ میدیدیم. معروفترین مارکش تلویزیونهای نارنجی و قرمزرنگ توشیبا بود؛ همانهایی که کانالیاب موربش در مسیر دایرهای شکل میچرخید و کلی سر و صدا به پا میکرد. پیچ کانالیاب در جاده گردالیاش تو را از سرزمینهای برفکی عبور میداد و در نهایت میرساند به دو شبکهای که «خرخر» صدا و «پرش» تصویر داشت. این دستگاهها بجز کانالیاب چهار پیچ دیگر هم داشت. پیچ پایین کانالیاب نقطه شروع و پایان نداشت و تا ابدالدهر میچرخید! میگفتند کیفیت تصویر را بالاتر میبرد ولی در واقع کار خاصی انجام نمیداد. پیچ سمت راستی صدا را کم و زیاد میکرد. باید دقت میکردی که اطراف این پیچ تمیز بماند و چربی و گرد و خاک واردش نشود، چون بعضی وقتها در حین کم و زیاد کردن صدا تلویزیون جیغ بلندی میکشید و صدا برای یک لحظه به حداکثر درجهاش میرسید. پیچهای دیگر هم کار تنظیم نور و روشنایی را به عهده داشت. از آنجا که دستگاه کنترل از راه دور در کار نبود خواهر و برادرهای تنبل در زمان تماشای برنامهها نوبتی مسئول عوض کردن کانال میشدند.
لذت دیدن «اوشین» در جاده چالوس
تلویزیونهای 14 اینچ توشیبا بعد از انقلاب سر و کلهشان پیدا شد. سال 57 با پرداخت 1750 تومان میتوانستید صاحب یکی از این تلویزیونها شوید. اگر سیم پشت این تلویزیونها را به فندک خودرو وصل میکردید، با برق خودرو روشن میشد. به همین دلیل به این دستگاهها تلویزیون پرتابل (قابل حمل و نقل) میگفتند. شما میتوانستید تلویزیون را در صندوق عقب خودرو بگذارید و وسط جاده چالوس از تماشای برنامههای سیاه و سفید لذت ببرید. آنتن سرخود دیگر مزیت این تلویزیونها بود. نیازی نبود بالای پشت بام بروید و آنتن را بچرخانید. همان آنتن دراز دو شاخه کارتان را راه میانداخت. بعضی وقتها یک آنتن دایرهای شکل هم به شما میدادند که این دومی کار آنتن اولی را تکمیل میکرد.
پیشرفتهتر از تلویزیونهای مبله
تلویزیونهای 14 اینچ توشیبا نسبت به تلویزیونهای لامپی یک گام رو به جلو برداشت. روشن کردن تلویزیونهای لامپی مثل چاق کردن قلیان بود. این طوری نبود که شما هر وقت اراده کنید برنامه مورد علاقهتان را ببینید. باید تلویزیون را روشن میکردید و چند دقیقه منتظر میماندید تا دستگاه گرم شود و کمکم تصاویر جلوهنمایی کنند. گاهی وقتها هم کل لامپ را عوض میکردند و یکی دیگر به جایش میگذاشتند. آن زمان تلویزیونهای مبله هم خیلی مرسوم بود. تلویزیونهایی که 1.5 متر طول داشت و با پایههای خراطیشدهشان جلوه زیبایی به دکوراسیون اتاق میداد. پشت این تلویزیونها صفحهای از جنس فیبر نصب میشد که رویش سوراخ سوراخ بود. این سوراخها وظیفه خنک کردن داخل تلویزیون را داشت. اگر این موجودات غولپیکر را سیستم عامل داس فرض کنیم تلویزیونهای سیاه و سفید 14 اینچ حکم ویندوز ایکس پی را داشت!
جادوی تلقهای رنگی
اولین تلویزیونهای رنگی که به ایران آمد حدود 7000 تومان قیمت داشت. در همان زمان جوانهای خلاق ایران زمین برای آن که از قافله عقب نمانند تلقهای رنگی میخریدند و روی صفحه تلویزیونهای سیاه و سفید میچسباندند. تلویزیونهای 14 اینچ سیاه و سفید هر اشکالی که داشت حسنشان این بود که همه اعضای خانواده را کنار هم جمع میکرد. شما باید نزدیک به این جعبه مکعبی مینشستید تا بتوانید تصاویرش را ببینید. گاهی وقتها که تصویر میرفت، اگر مشتی محکم روی کله این موجود بیگناه میزدید تصویر دوباره برمی گشت. البته باید به راهنماییهای مجری هم توجه میکردید که بعضا هشدار میداد: «به گیرندههای خود دست نزنید، ایراد از فرستنده است». شاید منظور مجری از «دست نزنید» همان «مشت نکوبید» بود!
احسان رحیم زاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: