در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خدا خیر بدهد به موسسان شبکههای اجتماعی که این ترانه را روی صفحه شخصیمان میگذاریم و کلی لایک میخورد! مردم دو سه هفتهای کار را میبینند و میشنوند و بعد هم فراموشش میکنند تا دوباره همین روال را تکرار کنیم و کار دو سه هفتهای دیگری میسازیم.
این چند خط، روایت سادهای است از اتفاقی که این روزها در عرصه تولید موسیقی رخ میدهد، اتفاقی که همه از آن با عنوان مصرفی شدن موسیقی یاد میکنند و این پدیده به تبع خود همه بخشهای یک قطعه موسیقی از جمله ترانه را هم مصرفی کرده است. ترانه امروز هم طبعا از جنس موسیقی امروز خواهد بود. موسیقیای که همه میگویند مصرفی شده و عمر چندانی ندارد، طبعا با ترانهای خو میگیرد که مثل خودش عمری کوتاه داشته باشد.
وقتی هنوز فناوری پیشرفت نکرده بود ساخت یک قطعه مراحل واقعی خودش را طی میکرد. در آن دوران هر چند آهنگسازی و ساخت موسیقی، خوانندگی و هر یک از دیگر مراحل تولید یک اثر بسیار سخت بود، اما به شکلی واقعی انجام میشد. این واقعی بودن همه بخشهای کار، روی ترانه هم اثر خوبی میگذاشت و ترانهسرا ترانهای واقعی میسرود. ترانهها و موسیقیهای این دوران اغلب ماندگار شدهاند و خود را از مرز زمان گذراندهاند و هنوز هم برای ما زنده هستند، برعکس ترانههای امروز که خیلی زود فراموش میشوند...
ترانههای امروز تبدیل شدهاند به گزارشهای عادی از زندگی روزانه، بیان سادهترین احساسات با زبان و بیانی بسیار ساده. ترانهها دیگر حال دل نیستند. شدهاند مشتی نمیخوام بری، منو تنها نذار، بیا با هم باشیم، دلت و بلوتوث کن نرو و عباراتی شبیه این موارد.
اتفاق بدتر اینکه همه از روی دست هم کپی میکنند. اگر بنشینی و ترانهها را نگاه کنی حس میکنی همهشان را یک نفر سروده است. هیچکس امضای خودش را ندارد. هیچکس با عینک خودش دنیا را نگاه نمیکند و همه میخواهند دزدکی از روی دست هم نگاه کنند.
رک بگویم موسیقیها و ترانههای امروز همه کفهای روی موج دریا هستند. حالا بعضیهایشان حباب بزرگتری شدهاند و بعضیها کوچکتر. فرقی ندارد. در هر صورت عمری به کوتاهی یک حباب دارند.
همانطور که در جریان هر کاری به تخصص قائل هستیم، باید ترانهسراها را هم به عنوان متخصص بشناسیم و حاضر باشیم به خاطر خلق یک اثر موسیقایی خوب برای ترانه جایگاه قائل باشیم، آن را به فرد متخصص بسپاریم و بهای تخصصش را بپردازیم.
متاسفانه این روزها برخی دلشان نمیآید برای کلام که محور موسیقی است پول بدهند! فراموش نکنیم ترانه، ترانهسرا میخواهد. آلبوم «نیلوفرانه» را همه به خاطر داریم. ترانههایش را زنده یاد قیصر امینپور گفته که آلبوم اینقدر رویایی شده و هنوز هم پرفروش است.
حامد عسکری / شاعر و ترانهسرا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: