برداشت اول

دلایل گرایش به جرایم خرد

قبل از هرچیزی باید گفت ارتکاب جرم خرد بیشتر در خانواده‌های از هم پاشیده دیده می‌شود. مرتکبان جرم‌های خرد، شخصیت‌هایی عصبی‌مزاج و تند دارند و اهل دعوا و کتک‌کاری هستند. چنین اشخاصی در خیابان با شهروندان درگیر می‌شوند و حریم دیگران را پایمال می‌کنند.
کد خبر: ۷۱۰۳۹۳

ارتکاب جرایم خرد یا آن‌طور که گفته می‌شود «دله دزدی»‌های کوچک در مردان بیش از زنان و در پسران بیش از دختران مشاهده می‌شود. یکی از علت‌ها مسائل هورمونی است. علت دوم، خود جامعه است که این باور را به مردم القا می‌کند کسی که این کار را انجام می‌دهد، یک مرد است. علت سوم، این است که کنترل والدین روی پسران کمتر از دختران است. یک پسر دیر وقت می‌تواند بیرون از خانه باشد و برای جامعه نیز این سوال پیش نمی‌آید که او مثلا این وقت شب چرا در پارک نشسته است؛ اما آیا یک دختر هم می‌تواند چنین رفتاری داشته باشد؟ قطعا این‌طور نیست و خانواده و جامعه این را نمی‌پذیرد. در مجموع باید گفت ارتکاب جرایم خرد، دلایل متعددی دارد:

1ـ‌ یکی از عوامل تاثیرگذار در این زمینه این است که فرد از نظر روحی - روانی می‌خواهد به امکاناتی دست پیدا کند. دلیلش هم این است که احساس نیاز می‌کند و سعی دارد به هرشکل ممکن که شده، نیازش را برطرف کند. مثلا نوجوانی که دلش می‌خواهد کفش خوبی داشته باشد، با جیب‌بری، این نیازش را تامین می‌کند و همین مقدمه‌ای برای جرایم دیگر می‌شود.

2ـ فرد با انجام دادن این کار می‌خواهد خودش را ثابت کند. بیشتر کسانی که به این راه متوسل می‌شوند، اعتماد به نفس ضعیفی دارند یا مورد تائید اعضای خانواده و دوستان‌شان نیستند یا در گروه‌های اجتماعی موقعیت خوبی ندارند. همین باعث می‌شود دست به بزه بزنند و از این طریق بتوانند خودشان را به نحوی ثابت کنند. در واقع بعضی وقت‌ها افراد برای ابراز وجود و این‌که بگویند من کار، شغل و درآمد دارم، دست به این کار می‌زنند تا خود و هویت‌شان را به خانواده اثبات کنند.

3ـ گاهی فرد برای گرفتن انتقام از دیگران و کسانی که به نحوی به او ظلمی کرده‌اند، سراغ ارتکاب جرم‌ می‌رود.

4ـ ‌وجود رابطه‌های ناسالم در درون خانواده یکی دیگر از علت‌هاست. گاهی وقت‌ها در خانواده به دلیل بد اخلاقی یا وجود یک تفکر غلط، رابطه ناسالمی میان اعضای خانواده جریان دارد. به طور مثال مادر خانواده زجر می‌کشد تا امکان تحصیل را برای پسرنوجوانش فراهم کند یا دخترکوچک در آرزوی داشتن یک کیف است. همه اینها باعث می‌شود این نوجوان به سمت دله دزدی کشیده شود تا نیازهای خانواده‌اش را تامین کند.

5 ـ گاهی اوقات ارتکاب جرم خرد، راهی است برای این‌که یک فرد توجه دوستانش را به خود جلب کند. مثلا می‌خواهد به همه نشان بدهد گوشی مدل بالا دارد؛ بنابراین یک گوشی تلفن همراه می‌دزدد تا در میان دوستانش خودنمایی کند. به این‌گونه نیازها در روان‌شناسی نیازهای نمایشی می‌گویند. اینها حتی حاضرند برای دیگران از راه ارتکاب جرم خرد هزینه کنند تا خودشان را در گروه مورد نظرشان جای بدهند.

6 ـ ارتکاب جرم خرد می‌تواند به شکل یادگیری باشد؛ یعنی افراد در گروه‌هایی قرار می‌گیرند که اعضای آنها ناباب بوده و رفتارهای پرخطر از خود بروز می‌دهند. اینها با این‌که مرتکب جرم می‌شوند، اما در مراحل اولیه دستگیر نمی‌شوند. همین موضوع باعث می‌شود این رفتار در آنها تقویت شود و ادامه پیدا کند. کسی که چهار پنج بار دزدی می‌کند و گیر نمی‌افتد، طبیعی است که این کار را ادامه می‌دهد. چنین فردی دیگر به دزدیدن گوشی تلفن همراه رضایت نمی‌دهد و به سرقت‌‌های کلان مثل سرقت خودرو رو می‌آورد.

در میان دلایلی که گفته شد، مساله اقتصادی و تامین نیازها، مهم‌ترین دلیلی است که فرد را به سوی ارتکاب جرم خرد سوق می‌دهد. ممکن است این سوال پیش بیاید آیا کسانی که مرتکب جرم‌های خرد می‌شوند، سراغ جرایم کلان هم می‌روند؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت پیش درآمد جرم‌های بزرگ، ارتکاب جرم‌های کوچک است. کمتر افرادی را سراغ داریم که به یکباره خودرو بدزدند یا از منازل سرقت کنند. کسانی‌که سراغ جرم‌های کلان می‌روند،به احتمال قریب به یقین در گذشته مرتکب جرم کوچک شده‌اند اما باید به این نکته هم توجه داشت کسی که جرم خرد مرتکب شده، الزاما به سمت ارتکاب جرم کلان نمی‌رود. چون ممکن است احساس گناه در او زنده و باورهای مذهبی در وی تقویت شود و در باورها و نگرش‌های وی تغییراتی به‌وجود آید یا این‌که نیازهای مالی‌اش تامین یا جذب گروه مورد نظرش شود و در نتیجه دیگر سراغ جرم نرود.

ارتکاب جرم‌های خرد، به لحاظ روان‌شناسی هم تبعاتی دارد. یکی از پیامدهایش این است که ممکن است فرد از جامعه رانده شود. وقتی شخص جرمی حتی خرد مرتکب می‌شود، برای او پرونده‌ای در محاکم قضایی تشکیل می‌شود و همین پرونده، برایش مشکل ایجاد می‌کند مثلا مانع استخدامش می‌شود.پس از آن نداشتن شغل مناسب باعث می‌شود فرد از گروه‌های سالم جامعه دور شود و در ورطه ارتکاب جرم‌های کلان بیفتد.

در وهله دوم، وقتی این فرد از خانواده طرد می‌شود، ممکن است نتواند خودش را کنترل کند و به سمت ارتکاب جرم‌های بزرگ‌تر برود و در باندهای خطرناک عضو شود؛‌ باندهایی که شخص براحتی نمی‌تواند از آنها جدا شود.در پایان یادآور می‌شوم اطلاعاتی که برخی مسئولان همچون فرمانده نیروی انتظامی ارائه می‌‌کند، مبتنی بر آمار و مدارک است. به اعتقاد من در هر جامعه‌ای وقتی میزان مشکلات شخصیتی ـ روانی، وجود خانواده‌های از هم پاشیده، فقر، فساد، قرار نگرفتن افراد درجایگاه خود، فرار از مدرسه و... زیاد باشد، در آنجا به مراتب دزدی‌های کوچک نیز بیشتر خواهد شد.

دکتر پرویز رزاقی‌ /‌ روان‌شناس و مدرس دانشگاه آزاد اسلامی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها