چرک عزیز کف دست!

این آگهی ها شدند سوراخ ته جیب و پولهایی که در می آوریم ، بخار می کنند. حقوق از این ور می آید از آن ور ناپدید می شود. شدیم تعبیر خواب شرکتهای تجاری. باید ببینیم آنها برایمان چه خوابی دیدند
کد خبر: ۷۰۸۵۰
تا درست عین خوابشان را اجرا کنیم.
تیرهایشان بچه هایمان را هدف گرفته. بالشتک پر از پفک باید بخریم چون بچه های آگهی فلان پفک داشتند از خوشی غش می کردند.
باید ببریمشان شهر بازی هایی که توی تلویزیون رنگ ولعابشان می درخشد ولی از نزدیک لولا و درزهایشان پوسیده است.
اسباب بازی های یکشبه و خوردنی های صدرحمت به زقوم ، با فریب تصویر و لبخند و هیجان ، خانه های ما را اشغال می کنند و ما اسیران بی سلاح ، تسخیر محدوده هایمان را تماشا می کنیم. آخرش که چی؛
این نازدانه های دردانه ما یک روز باید بفهمند معدن استخراج اسکناس نداریم و پول چاپ نمی کنیم. اگر آن روز خیلی دیر باشد، شاید دیگر هیچ وقت باور نکنند.
شاید تمام زندگی شان دنبال گنجهای خیالی اسکناس بگردند و راههای یکشبه. اگر ندانند با چه جور سیلی هایی صورت ما این جوری سرخ مانده ، ممکن است همه عمر دنبال پولهای باد آورده باشند و راههای پنهانی. قدیمی ها بهش می گفتند چرک کف دست.
حالا خیلی عزیزتر از آن حرفهاست و درویشهایی که بخواهند دنبالش نباشند، کم هستند. این روزها رک و راست ، بنی آدم صبح تا شب پی آن می گردند و این قدر حرفش زده می شود که همه زود می آیند تو خط. حالا دیگر خیلی زود می شود برای بچه ها درباره اش حرف زد.
سرشان می شود. دودوتا چهارتا که یاد می گیرند دیگر سرشان تو حساب کتاب است.
می شود برایشان از قسط وامها حرف زد، از فشار صاحبخانه ، از نسبت خنده دار حقوق کارمندی و قیمت اشیائ. همه اینها را می فهمند.
شاید روزی که بفهمند پای این چرکها چقدر عرق ریخته می شود، روزی که ماشین چاپ پول خیالی ناپدید می شود، روز سخت و غمگینی باشد ولی باور کنید روز خوبی است ، چون آینده روشنشان را رقم می زند.

موضوع هفته : چطور به بچه ها تنظیم مالی را یاد بدهیم
به نظر می آید همان ابتدای نوجوانی بهترین وقت است. وقتی هم جمع و تفریق بلدند، هم مسائل انسانی را می فهمند. چون آغاز تصمیم گیری های شخصی شان است ، این بخش تصمیم ها را هم یاد می گیرند.
1-بهتر است به جای این که سخنرانی های طولانی مدت کسل کننده برایشان بکنید و مرتب یادشان بیاورید که پول ها را هدر نده و این پولها با زحمت به دست می آیند، موقع شناس باشید.
گاهی اگر حرفی را سر موقع مناسبی بهشان یادآوری کنیم ، اندازه چند تا منبر که برایشان برویم و ده جور اخم و تخم کار می کند.
2-وقتی مرتب بهانه های مختلف می گیرند و تعداد چیزهایی که می خواهند یکهو خیلی زیاد شده ، بهشان بگوییم 2 تا فهرست بنویسند، یکی فهرست چیزهایی که می خواهند و یکی فهرست چیزهایی که واقعا لازم دارند.
بعد بشینیم و روی دو تا فهرست حرف بزنیم و بهشان نشان بدهیم که باید بین خواسته هایشان اولویت بندی کنند. سعی کنیم لیست نیازمندی های واقعی شان را یکی یکی برآورده کنیم تا فرق نیازهای واقعی و هوس ها را بفهمند.
3-خریدهای مواد غذایی و خریدهای کلی که می رویم آنها را همراه خودمان ببریم. گاهی همین دیدن رقم درشتی که خرج مواد غذایی و نیازهای روزمره می شود حواسشان را جمع می کند و یک حسی از اعداد و ارقام بهشان می دهد.
4-شب که همه نشستیم دور هم ، درباره آگهی ها با هم حرف بزنیم. بهشان نشان بدهیم که آگهی ها چطور عمل می کنند، روی چه نقاط ضعفی انگشت می گذارند و چه جوری به مصرف های الکی مجبورمان می کنند.
ازشان بپرسیم که فکر می کنند چرا فلان پیام بازرگانی رویشان تاثیر گذاشته و با حرفهای خودشان بهشان نشان بدهیم تبلیغات چه طور عمل می کند و چرا نباید تسلیمش بشویم.
5-موقع پرداخت قبضها آنها را گاهی همراه ببریم یا قبضها را بگذاریم جلوی چشم تا ببینند. فقط این جوری است که می فهمند خرج و مخارج توی این دوره زمانه چقدر زیاد شده و باری که روی دوش پدر و مادر است چقدر زیاد است.
6-یادمان نرود اگر یک بار خودشان توانستند امور مالی خودشان را مدیریت کنند، تشویقشان کنیم. اگر پولهاشان را جمع کردند تا بتوانند چیزی که لازم دارند بخرند یعنی خیلی چیزها را در امور مالی یاد گرفتند، باید به خودمان و آنها با هم تبریک بگوییم.

پیشنهاد هفته
1-نمی دانید چه کیفی دارد، اگر بنشینید و بچه هایتان برایتان نمایش عروسکی اجرا کنند. یکی از این روزهای تابستان که توی پر کردن وقتشان گیر کردید، بهشان بگویید به داستان یک نمایش فکر کنند و بعد همه اهالی خانه یا بروبچه های همسایه را هم دعوت کنند و نمایش بدهند.
می توانند خودشان بلیت هم درست کنند و شاید بهتان بفروشند، حتی می توانند به چیزی برای پذیرایی هم فکر کنند. وسایل زیادی لازم نیست. یک صندلی که پارچه ای رویش انداخته اید، می شود سن نمایش.
می توانند با عروسکهای خودشان اجرا کنند یا این که اگر بچه های با حوصله ای دارید، عروسک ها را هم درست کنند. می شود از عروسک های انگشتی استفاده کرد.
یک قوطی خالی فیلم ،که برایش چشم و ابرو بچسبانند یا کاغذ رنگی هایی که اندازه انگشت لوله بشوند و صورت داشته باشند، برای این کار خیلی خوبند.
2-نوجوان ها معمولا حوصله ندارند کاردستی درست کنند مگر اینکه فکر کنند کاردستی شان به یک دردی می خورد. پرده های زنجیره ای جلوی در آشپزخانه یا اتاقها را دیده اید که تازگی ها مد شده و تو سریالهای تلویزیونی زیاد نشان می دهند.
می توانید بگویید بچه هایتان یکی از این پرده ها را برایتان درست کنند. مهره ها و رشته اش را خرازی فروشی های به روزتر دارند. مثلا بعضی مغازه های میدان تجریش.
می توانید به جای مهره از گل مصنوعی های از ساقه جدا شده استفاده کنید و رشته را از سوراخ گلها رد کنید. این طوری یک نوع آویز زیبا و راحت دارید.
3-بچه های دوره راهنمائی یا اواخر دبستان از سری کتابهای «بچه های بدشانس» نوشته لیمونی اسکیت خیلی لذت می برند. این کتابها را نشر ماهی منتشر کرده و چندین جلد است.
هر کدام از آنها داستان تقریبا مستقلی هم دارند. مثل سالن خزندگان و...

نفیسه مرشدزاده
morshedzadeh@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها