در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تعدادشان زیاد نیست، اما اینقدر هست که هر کدام از ما اطرافمان، یکیشان را داشته باشیم. همانهایی که ویژگیشان بیخیالی مطلق است و تخصصشان به سخره گرفتن همه مناسبات جدی و خشن کائنات. دیوانگی را اگر «دیگری» بودن و به «کتف» گرفتن دنیا تعریف کنیم، به نظر من دیوانهترینها همینهایند؛ نه غصه مال دنیا را میخورند، نه دلنگران خوشبختی ـ با تعریفی که در ذهن همه نقش بسته ـ هستند. دنیا را آب ببرد، آنها را خواب میبرد. هر چقدر در احوالات شخصی شوریدهاند و درصدد تجربه ساحتهای مختلف، در زندگی اجتماعی رهایند و از هر قیدی آزاد. یک جور خلوضعی خودخواسته که ظاهرش یک زندگی تنلشی و کنهاش یک سلوک حکیمانه است. دیده باشیدشان، از این جملات عمیق حکیمانه که برق از سر آدم میپراند هم کم نمیگویند، یک پا فیلسوفند اصلا بعضیهاشان. شما شاید بیمسئولیتی و هزار جور درد و مرض دیگر را به پیشانیشان سنجاق کنید، اما برای من این یلهگی و ذهن سیال و زندگی بیدغدغه همیشه اغواکننده بوده است. دوست داشتم میتوانستم به این نظم تثبیتشدهای که اصلا معلوم نیست از کجا آمده و چرا خوب است دهنکجی کنم، به همه دندانقروچهها و دویدنها و نرسیدنها پوزخند بزنم و هر آنچه دوست دارم را انجام دهم و بگویم. فارغ از این که بعدش چه میشود و که را خوش میآید و که را برمیآشوبد. حالا که هیچ وقت به این آرزو نرسیدم و از این به بعد هم نخواهم رسید، همین ستون و همین صفحه شاید فرصت خوبی باشد که فارغ از دغدغهها و بیتوجه به همه چیزهای حواسپرتکن دنیا، مثل همین آدمهای ژولیده و بیخیال و دلخجستهای که گفتم کلمات و جملات حکیمانه بگویم! حالا این وسط شاید عدهای هم بگویند دیوانه است، خب بگویند، چه باک؟
عباس رضایی ثمرین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: