در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آموزش هنر و انجام فعالیتهای هنری تاکنون ثابت کرده به تقویت روحیه اجتماعی و تقویت خلاقیتهای فردی و رفتاری منجر میشود و همه آنهایی که در معرض امور هنر قرار دارند افرادی خودباور، با اعتماد به نفس بالا و بهرهمند از نشاط حقیقی و درک و فهم عمیق هستند که همین ویژگیها، آنان را در بهرهمندی بیشتر از آموزههای علمی، دینی، فرهنگی و اجتماعی یاری میکند.
اما با وجود این محسنات، زمان اختصاصی برای تدریس هنر در مدارس بیش از هر رشتهای در گروی سلیقه و تشخیص مدیران مدارس است، به طوری که توجه به این درس بیش از آن که به خلاقیت و پویایی دانشآموزان بپردازد برای پر کردن حفرههای برنامه هفتگی مدارس به کار میرود.
به عنوان یک معلم قدیمی باید اقرار کنم کمتر مدیری است که حرمت لازم را برای ساحت والا و گرانبهای این درس قائل باشد، گویی آموزش و پرورش ما دانسته یا ندانسته به پدر بیمسئولیتی تبدیل شده که نسبت به ضرورت این امر حیاتی اگر نگوییم بیتوجه است، اما بسیار کم توجهی میکند.
برای اثبات این موضوع کافی است به یکی از مدارس کشور سری بزنید. بدون اظهار و اغراق اضافی، مشاهده خواهید کرد آموزش و پرورش چطور تمرکز خود را بر برنامههای آموزشی مصوب مدارس آن هم فقط حول بحث آموزش دانشآموزان گذاشته و کاری به پرورش استعدادها و تربیت افراد خلاق ندارد. در واقع، این موضوعات جزو اولویتهای پایین آموزش و پرورش هم نیست و اگر این قبیل کارها در برنامهها گنجانده شده به آنها به چشم برنامههای جنبی تحمیل شده نگاه میشود.
باورش سخت است، اما حقیقت دارد که اختصاص کمترین زمان ممکن برای تدریس رشته هنر یکی از بزرگترین دردهای غیرقابل بیان ماست. (قابل توجه این که در برخی پایهها ساعت درس هنر به 45 دقیقه کاهش یافته است).
بماند که نبود کتابی با حجم و سر فصلهای مناسب و جذاب برای شرایط مختلف سنی و جنسی و البته متناسب با فرهنگ و باورهای بومی از دیگر مصائبی است که سالهاست عنوان میشود و هیچگاه راه درمانی برایش پیدا نمیشود.
سالهاست سازمان برنامهریزی و تالیف کتب درسی، کتابهایی را برای این رشته در پایههای مختلف تحصیلی با هزینههای گزاف چاپ و منتشر میکند، اما این کتابها در چند نوبت حتی بدون کمترین مشورت با نویسندگانش قیچی شده است. در سالهای اخیر نیز کتابهای دیگری به دست کارشناسان غیرمتخصص و کسانی که حتی چند ساعت در مدارس و در این رشته تدریس نداشتهاند و بدون عنایت به خرد جمعی معلمان دلسوز این رشته، تدوین و چاپ شده که این نیز یکی دیگر از گرفتاریهاست.
نبود کمترین امکانات آموزشی اعم از کلاس اختصاصی و لوازم ابتدایی مورد نیاز رشته هنر و نیز نبود نیروهای متخصص و کارآمد و متناسب با خصوصیات روانشناختی این رشته از دیگر خلأهایی است که بیش از هر زمان احساس میشود.
قابل تامل است که در مدارس ابتدایی، درس هنر همراه دروس دیگر به وسیله یک معلم تدریس میشود. در این زمینه شاید معلم محترم آن پایه بتواند بقیه دروس را به شکل مطلوب تدریس و تفهیم کند، اما قطعا تدریس هنر از نظر تخصصی، شخصیتی، احساسی و زیر ساختهای روانشناختی و زیبایی شناسانه، خلاقانه و بدیع با همه رمز و رازهای آن نیازمند نیروی انسانی جداگانه و کارشناس هنری است.
ناگفته نماند دانشگاه فرهنگیان در راستای رسالت خود به منظور ارتقای سطح کیفی معلمان کشور تأسیس شده تا بتواند با تامین نیروهای مورد نیاز مدارس کشور فعالیت کند و رفعکننده بخشی از همین مشکلات باشد، اما شوربختانه هرچند دانشگاه فرهنگیان به این بحث ورود کرده، اما در حال حاضر این دانشگاه فقط در رشته گرافیک دانشجو میپذیرد که خود این اقدام در برابر کثرت خواستههای موجود هنری در مدارس جای تأمل و درنگ دارد.
علاوه بر این مشاهده میشود گاه به علت بیتوجهی و همچنین نبود همکاری مناسب وزارت آموزش و پرورش با دانشگاه، صورت مساله پاک شده و در شرایط فعلی هیچ درخواستی برای جذب و تامین نیروی هنر در مدارس اعلام نشده، در حالی که بیشتر مدارس (لااقل) در شهر تهران فاقد معلم متخصص هنر است. به قول شیخ اجل، سعدی شیرین سخن: از دشمنان برند شکایت به دوستان/ چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم.
اماناله پاکراد / مدرس دانشگاه فرهنگیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: