گفتگو با ابوعارف، رئیس دفتر مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق در تهران

اشاره: مجلس اعلای انقلاب اسلامی ، یکی از مهمترین احزاب تاثیرگذار در صحنه سیاسی عراق امروز است.
کد خبر: ۷۰۵۷۲
اهمیت و جایگاه این حزب بویژه پس از انتخابات مجمع ملی عراق در ژانویه سال جاری میلادی (11 بهمن 1383) که در آن «ائتلاف عراق یکپارچه» توانست 140 کرسی از مجموع 275 کرسی مجمع را نصیب خود سازد، آشکار گردید، چرا که مجلس اعلی در کنار حزب الدعوه ، یکی از مهمترین مولفه های ائتلاف مذکور است.
پیروزی ائتلاف عراق یکپارچه در انتخابات پارلمانی به طور طبیعی راه شیعیان را برای در دست گرفتن مناصب مهم در دولت جدید گشود و فضایی را فراهم ساخت که در اولین دولت انتخابی عراق ، در کنار ابراهیم جعفری (نخست وزیر شیعه عراق ) یک معاون ، 13 وزیر و 3 وزیر مشاور شیعی حضور داشته باشند.
اهمیت در اختیار گرفتن نیمی از کابینه توسط نیروهای شیعی وقتی جلوه بیشتری می یابد که به دهها سال انزوای آنان در عرصه سیاسی عراق ، یعنی درست از زمانی که استعمارگران انگلیسی خاک عراق را ترک کردند و امور سیاسی را به اقلیت غیرشیعه سپردند، بنگریم.
نفوذ مجلس اعلی در بافت سیاسی اجتماعی عراق به دلیل پشتوانه مردمی و حمایت شخصیت های مذهبی از این حزب است ، به طوری که امریکایی ها و انگلیسی ها که در آغاز تمام تلاش خود را به کار بستند تا از نفوذ این گروه در دولت عراق جلوگیری کنند; اینک ناچار شده اند به انتخاب مردم عراق تن در دهند.
سفر اخیر سعدون الدلیمی ، وزیر دفاع عراق به ایران نشان داد که نفوذ مجلس اعلا در ساختار تشکیلاتی دولت عراق تا چه حد می تواند به بهبود روابط میان عراق و جمهوری اسلامی کمک نماید.
البته سخنان مصالحه جویانه الدلیمی در ایران تنها نمایشگر دیدگاه های مجلس اعلا نبود; بلکه او روشن می ساخت که گروههای دیگر سیاسی ذی نفوذ در دولت کنونی عراق ، ازجمله کردها به رهبری طالبانی ، حزب الدعوه به رهبری ابراهیم جعفری ، طرفداران صدر و بسیاری دیگر از شخصیت های مذهبی و سیاسی دیگر عراق خواهان برقراری روابطی گرم و صمیمی با جمهوری اسلامی هستند.
برای روشن شدن دیدگاه های مجلس اعلا گفتگویی داشتیم با ماجد غماس (ابوعارف) رئیس دفتر مجلس اعلا در تهران که آن را در پیش رو دارید.

مجلس اعلا در یک نگاه
مجلس اعلی در بهار 1361 (نوامبر 1982) در حالی تشکیل شد که پیشروی نیروهای جمهوری اسلامی در جبهه های جنگ علیه رژیم بعثی ، تصور سقوط این رژیم را در اذهان معارضین اسلامی عراق پدید آورده بود.
انگیزه اول موسسان این مجلس ، ایجاد چارچوبی فراگیر جهت منسجم کردن حرکت معارضین اسلامی علیه رژیم بعثی بود.
بنیانگذاران مجلس اعلی عبارت بودند از سیدمحمدباقر حکیم ، ابراهیم جعفری ، شیخ محمدمهدی آصفی ، سیدحسین صدر، سیدباقر مهری ، سیدعبدالعزیز حکیم ، محمدصالح ادیب و اکرم حکیم.
شورای مرکزی ، مجمع عمومی و کمیته های مختلف ، ارکان مجلس اعلی را تشکیل می دهد و این مجلس دارای دفاتر و نمایندگی هایی در کشورهای سوریه ، انگلستان ، کانادا، فرانسه ، لبنان ، وین و ژنو بوده است.
بسیج مجلس اعلی و سپاه بدر، ارگان های شبه نظامی مجلس اعلی بوده اند که بخصوص در زمان جنگ تحمیلی و انتفاضه شعبانیه (1990 م) ایفای نقش نمودند.اهم مواردی که مجلس اعلی در دوره گذار پس از سقوط صدام بر آن تاکید کرده ، عبارت است از:

ضرورت و اهمیت وحدت ملی
حفظ تمامیت ارضی
خروج نیروهای اشغالگر
عبور سریع از دوره انتقالی
برگزاری انتخابات
تدوین قانون اساسی
شتاب دادن به روند بازسازی
گذر از بحران های هویت و مشروعیت شورای انتقالی و دولت موقت

مهمترین محور فعالیت مجلس اعلی در قبال شکل گیری ساختار دولت در عراق نوین ، کمک به فروپاشی نظام حکومتی بعثی است که براساس نژادپرستی و شیوه دیکتاتوری شکل گرفته بود.


به نظر شما مهمترین مشکلاتی که جامعه عراق با آنها دست به گریبان است ، چیست؛

ابوعارف، رئیس دفتر مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق در تهران

به نظر می رسد پس از چندین دهه حاکمیت رژیمهای دیکتاتوری در عراق ، این کشور اکنون در مسیر درستی قرار گرفته است ; حقیقت این است که سقوط رژیم صدام نه به خاطر حضور نیروهای اشغالگر که به خاطر پشت کردن مردم به آن اتفاق افتاد; البته با سرنگونی صدام مشکلاتی در عراق پدید آمد که از جمله آنها می توان به خلاؤ قدرت و امنیت ، عدم حاکمیت قانون ، هماهنگی میان تروریست های خارجی و پس مانده های رژیم بعثی ، حضور نیروهای اشغالگر و دخالت های آنان در برخی امور داخلی عراق و نهایتا درگیری ایدئولوژیک جریانات سلفی با شیعیان که می خواهند حقوق سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی خود را اعاده کنند; اینها مهمترین مشکلاتی بود که از زمان سقوط صدام تا تشکیل دولت انتخابی عراق وجود داشته اند.
البته بعد از انتخابات مساله تا حد زیادی به نفع مردم تغییر جهت پیدا کرد. نیروهای مردمی (اعم از احزاب مورد تایید کردها و شیعیان که سابقه طولانی در مبارزه با رژیم بعثی داشتند و از پایگاه مردمی قوی برخوردارند) فعال شدند و مردم هم در انتخابات به طور گسترده شرکت کردند.
درست است که بعضی از جریانات سیاسی یا مذهبی غیرشیعی انتخابات را تحریم کردند اما به خاطر حضور مردم در تلاش خود جهت برگزار نشدن انتخابات ناکام ماندند.
وضعیت این گروهها تا حدودی شبیه به وضعیت شیعیان پس از انقلاب بروند 1920 بود که به خاطر انزوایی که پیش گرفتند، موقعیت سیاسی را از دست داده بودند. با توجه به این شرایط بود که اینک می بینیم گروههای سنی مذهب پس از انتخابات شروع به فعالیت و ایجاد تشکل نموده اند و حتی سعی دارند در تدوین قانون اساسی فعالیت داشته باشند.
مردم عراق پس از تشکیل دولت جدید، تا حد زیادی از اوضاع رضایت دارند; وضعیت مادی و معیشتی مردم عراق بهتر از رژیم سابق است. چون بعد از سقوط رژیم حقوق کارمندان از 6 تا 10 برابر افزایش یافته است.
دولت عراق دولتی بزرگ است و عده کثیری از مردم کارمند هستند. همچنین مشاغل آزاد هم به حرکت درآمد ولی معضلات امنیتی مانع شکوفایی این وضعیت شد.
به عنوان مثال مساله زیارت عتبات در یک برهه زمانی شرایط بازار عراق را بسیار بهبود داد اما پس از قطع آمد و شد زوار و سیاحت دینی بازار دوباره با رکود مواجه شد.
وضع خدمات و بهداشت هنوز بهبود چندانی پیدا نکرده است. چون مهمترین مشکلی که دولت علاوی برای رفع آن تلاش می کرد مساله ناامنی و اقدامات تروریستی. البته ما نسبت به عملکرد دولت او ملاحظاتی هم داریم. مسائل امنیتی موجب شد که اکثر وزیران دولت آقای علاوی به خارج کشور و حتی برخی از آنها از خارج وزارتخانه های خود را هدایت کنند.
فساد اداری ، رشوه خواری و سرقت از اموال عمومی از جمله معضلاتی بود که در دوره حکومت علاوی شدت پیدا کرده بود. اکنون کمیته ای تحت عنوان «کمیته نزاهت» (بررسی دارایی های مسوولان) تشکیل شده است و چند تن از وزرای کابینه سابق را بازداشت و برخی دیگر را ممنوعالخروج کرده است.
این البته سرآغاز یک حرکت جدید است و هنوز راه زیادی در پیش است. به نظر می رسد که اگر این دولت بتواند 3 مشکل را رفع کند، کار زیادی کرده است ; یکی برقراری امنیت داخلی که با مقابله با گروههایی نظیر زرقاوی ، بعثی ها همراه خواهد بود; دوم تثبیت جایگاه عراق در میان کشورهای منطقه و جهان.
درست است که ما یک کشور اشغال شده هستیم و این تصور وجود دارد که دولت عراق یک دولت وابسته به نیروهای خارجی است ; اما حقیقت این است که دولت جدید با انتخابات آزاد و بدون دخالت خارجی ها و با وجود نیروهای اشغالگر روی کار آمده است.
متاسفانه صدام در شکل بخشیدن به تصورات و طرز تفکر رسانه های جمعی عربی موثر بوده و به همین علت است که می بینیم آنها هنوز هم علیه وضعیت جدید فعالیت می کنند.
نکته دیگر این است که چون دولت جدید عراق از طریق انتخابات و با رای اکثریت مردم بر سر کار آمده ، به نظر می رسد که سایر کشورهای عربی که چندان به مردم سالاری توجهی ندارند، از چنین وضعیتی خوشحال نباشند.
مثلا مصر تحت تاثیر فضایی جدید قرار گرفته است و اخوان المسلمین و احزاب دیگر دارند از فرصت استفاده می کنند و تحرک بیشتری از خودشان می دهند و گروهی که معتقدند، دیگر بس است ، حرکتی به نام «کفایه» (بس) را تشکیل داده اند.
این گونه است که دول عربی از دولت عراق واهمه نشان می دهند. ما دبیرکل اتحادیه عرب را می بینیم که نسبت به وضعیت جدید عراق موضعی منفی اتخاذ کرده و یا در تعامل با وضع جدید اظهار نظر نمی کند.
مشکل سومی که دولت جدید باید در جهت رفع آن گام بردارد مساله نفوذ بعثی ها در دستگاه های دولتی است که متاسفانه با استفاده از مقررات دولت سابق بار دیگر به ادارات و سازمان ها راه یافته اند.
ما قبلا کمیته پاکسازی بعثی ها را تشکیل داده بودیم (لجنه اجتشاث بعث) که با فعالیتش چند هزار بعثی از دستگاه های دولتی اخراج شدند; اما ایاد علاوی به خاطر این که قبلا از حزب بعث بوده است ، این کمیته را تضعیف کرد و بسیاری از بعثی ها برگشتند.
این مساله خیلی حساسی است ; چون مردم می بینند که قاتلان فرزندانشان هنوز به فعالیتشان در دستگاه های دولتی ادامه می دهند و آنها را ریشخند می کنند. ما نباید اجازه دهیم این وضع ادامه پیدا کند چون دولت پایگاه مردمی اش را از دست خواهد داد.
البته مواردی که گفته شد برای شروع است و ما معضلات بزرگ اقتصادی ، اجتماعی و ساختاری داریم.
سالها پیش ، یعنی پس از شهادت آیت الله صدر و عدم وجود رهبر واحدی که بتواند جریان اسلامی عراق را (که نخستین حرکت ضد صدام بود) هدایت کند، علما، طلاب و شخصیت های اسلامی عراق تصمیم به ایجاد یک تشکل گرفتند تا جای خالی شهید صدر را پر کند.
چون شخصیتی که مورد قبول همه باشد وجود نداشت باید یک جماعتی درست می شد که همه قبولش داشته باشند.
پیش از مجلس اعلی ، جماعهالعلماؤ براساس همین ایده شکل گرفته بود،اما تاسیس مجلس اعلی بر مبنای فکری وسیع تر در سال 1982 میلادی و در تبعید صورت گرفت.
ما در آن هنگام جز ایران و سوریه جایی برای ماندن نداشتیم ; کسانی که از عراق خارج شدند و از زندان و اعدام فرار کردند یا می توانستند بروند اروپا که البته در آنجا باید مثل بسیاری از معارضین ساکت می ماندند و اقدامی علیه دولت صدام نداشته باشد و یا اگر می خواستند به فعالیتشان علیه رژیم ادامه دهند و چاره ای نداشتند که یا راهی ایرانی شوند یا راهی سوریه.
البته بیشتر آنها به ایران آمدند چرا که ایران و عراق در جنگ بودند و آنها هم می توانستند از شرایط جنگی مرز ایران استفاده کنند.
ایران به ما پناه داد و امکاناتی در اختیارمان گذاشت تا بتوانیم علیه رژیم صدام فعال باشیم. بعد از پایان جنگ چون شرایط جمهوری اسلامی فرق کرد ما تصمیم گرفتیم پایگاه های خودمان را به داخل عراق منتقل کنیم و از آنجا فعالیتمان را با در نظر گرفتن مقتضیات سیاسی جدید، ادامه دهیم.
به دلیل همان شرایط در انتفاضه سال 1991 نتوانستیم آن طور که باید و شاید به مردم برسیم ، البته انتفاضه از روی قرار قبلی نبود، کاملا خود جوش بود و رهبری نداشت.
مجلس اعلی می بایست هدایت این حرکت را به عهده می گرفت اما ما در آن زمان با مسائل و مشکلات مرزی مواجه بودیم و نمی توانستیم رهبری حرکتهای خودجوش را به طور کامل بر عهده بگیریم.

ائتلاف عراق یکپارچه چگونه تشکیل شد؛ این ائتلاف از چه احزابی تشکیل شده و رابطه و اختلاف این احزاب با یکدیگر چیست؛
این ائتلاف پس از طرح مساله انتخابات تشکیل گردید. نیروهای معارض چه از داخل و چه از خارج عراق گرد هم آمدند و با استفاده از نظرات اساسی مرجعیت دینی ، مقرر کردند که یک تشکل جامع همه نیروهای مخلص مخالف رژیم در آن جمع بشوند.
در ابتدا دو طرز تفکر مطرح بود: یکی نگاه ملی بود که کردها، لیبرال ها و برخی از اسلام گراها را در بر می گرفت و در ذیل آن حتی با گروه علاوی هم صحبتهایی شد تا یک لایحه بزرگ ملی تشکیل شود و از طریق آن شئون عراق به دست کسانی رقم بخورد که در میان مردم پایگاه دارند.
اما بنا به مقتضیات تصمیم بر آن شد که صحنه را قدری محدودتر نماییم.
در حال حاضر اغلب اعضای این ائتلاف شیعه هستند اما چند نفر سنی هم در آن راه یافته اند. این ائتلاف با لحاظ کردن قومیت های موجود، اعم از عرب ، کرد و ترکمن و گروههای مذهبی چون شیعه ، سنی ، یزیدی و صائبی و... تشکیل شده است و به گونه ای شکل گرفته که بتواند تمام اجزا و مولفه های جامعه عراقی را در بر بگیرد.
اما در این ائتلاف گروههای بزرگی هستند که آن را اداره می کنند و بزرگترین شان مجلس اعلی است. البته بسیاری از افرادی که در ائتلاف حضور دارند یا مستقل اند (حدود نیمی از کاندیداها)، یا وابسته به مرجعیت دینی می باشند، یا پایگاه مردمی دارند و یا نیروهای اداری یا از اساتید دانشگاه هستند.
جریان صدری هم در ائتلاف شرکت کرده است و این گروه شامل چند دسته است از جمله حزب فضیلت که منشعب از جریان شهید محمد صدر می باشد و رهبری آن به عهده محمد یعقوبی است.
از گروه مقتدی صدر هم برخی شرکت کردند. همین طور از حزب الدعوه و منظمهالعمل هم در ائتلاف شرکت دارند و آن را تقویت می کنند.
ما سعی کردیم با حکم قرار دادن مرجعیت دینی به اختلافات بین خودمان پایان دهیم و به این ترتیب میان مجلس اعلی و حزب الدعوه و سایر گروهها همکاری خوبی آغاز شد و در حال حاضر رابطه مجلس اعلی با حزب الدعوه بسیار خوب است بطوری که شاید هیچ وقت به این خوبی نبوده است.

در حال حاضر موضع گیری ائتلاف درخصوص نوع حکومت آتی عراق چیست؛ آیا این حکومت هویتی اسلامی خواهد داشت؛
به طور مختصر می توانم بگویم که معتقدیم باید در یک حکومت براساس رای مردم در کشور تشکیل شود و ما می دانیم که یکی از خواسته های مردم عراق این است که دین اسلام باید محترم شمرده شده و نباید هیچ قانونی مخالف با دین مبین اسلام در عراق وضع شود و دین اسلام بایستی دین رسمی کشور باشد.

آیا اظهار نظر طالبانی مبنی بر این که تشکیل حکومت اسلامی در عراق ناممکن است را تایید می کنید؛
در حال حاضر این نظر را می پذیریم. خوب اگر در قانون اساسی این شکل حکومت حکومت اسلامی تعریف شود آیا راهی برای آینده باقی خواهد ماند.
درست است اما اگر خواست مردم باشد تعدیل قانون اساسی امکان پذیر است. اگر ما یک رفراندوم برگزار کنیم و از مردم بپرسیم شما خواهان حکومت اسلامی هستید یا چیزی غیر از آن ; آنچه آنها بگویند ما خواهیم پذیرفت.
در هر صورت یکی از مشکلات ما با برخی گروهها این بود که از نظر ما اسلام می بایست منبع اصلی قانون اساسی باشد. باید محترم باشد و هیچ قانونی مخالف اسلام در آن قرار نگیرد و برخی کاملا با آن موافق نبودند.

آیا کردها همچنان به دنبال فدرالیزه شدن عراق هستند؛ موضع ائتلاف در این باره چیست؛
ائتلاف با فدرالی شدن عراق مخالفتی ندارد اما در نوع فدرالیسم اختلاف نظر وجود دارد.
کردها فدرالیسم را براساس قومیت تعریف می کنند و ما براساس نظام اداری. همان قانون اداری دولتی که در شورای حکومتی اجرا شد. ما معتقدیم که فدرالی شدن قومی به سود یکپارچگی عراق نیست ; مشکل کردها یک مشکل تاریخی است ; آنها استقلال و فدرالیسم را برای خود یک مساله حیاتی تلقی می کنند.
آنها در زمان حکومتهای گذشته از دولت مرکزی خیلی اذیت و آزار دیدند و این عکس العمل آنهاست. البته رهبرانشان نمی گویند که ما استقلال می خواهیم ; درست هم فکر می کنند چون می دانند اگر مستقل شوند خفه می شوند. چرا که به لحاظ ژئوپلتیکی این منطقه راهی به دریا ندارد و کشورهای همجوار هم مخالف استقلال کردها هستند.

درباره رابطه کردها و اسرائیل چه چیزی می توانید بگویید؛
در مورد وجود یک رابطه محکم میان آنها خبر واضح و روشنی در دست نیست. من گمان نمی کنم رابطه آنها آن طوری باشد که شایع شده است.

موضع امریکایی ها در قبال استقلال کردها چیست؛
فکر می کنم که آنها هم مخالف هستند.

موضع مجلس اعلی در مورد رابطه دولت عراق با امریکا چگونه است؛
طبق اساسنامه ، مجلس اعلی براساس منافع ملت عراق حرکت می کند و هر چه که منافع ملت عراق را محقق کند باید به دنبالش باشد، مگر این که با اصول خودمان یعنی مبانی اسلامی و دینی مخالف باشد.
مساله رابطه مجلس اعلی با امریکا پیش از سقوط صدام هم مطرح شده بود. پس از مواضع خیانتکارانه ای که امریکا در قبال انتفاضه مردم عراق اتخاذ کرد ما هم موضع تندی علیه واشنگتن گرفتیم.
شهید حکیم همواره بر این موضع تاکید می کرد. اما زمانی که امریکا تصمیم گرفت رژیم بعثی را سرنگون کند، مجبور شد با همه نیروهای مخالف رژیم صدام ارتباط برقرار کند.
چرا که می دانست بدون کمک نیروهایی که پایگاه مردمی دارند به جایی نخواهد رسید. تا قبل از آن ، امریکا با نیروهایی که فقط قدرت سیاسی داشتند و نه پایگاه مردمی ، رابطه ایجاد کرده بود و برخی از عناصر مخالف را هم به سوی خودش کشیده بود که بعضی از آنها هم حامی امریکا شده بودند. امریکا همچنین در ایجاد رابطه با مجلس اعلی هم تلاشهایی کرده بود.
در سال 1997 وقتی بیل کلینتون رئیس جمهور سابق امریکا طرح «تغییر رژیم عراق» را در کنگره مطرح کرد و نیروهای موثر در عراق و مخالف صدام را برشمرد، در کنار کردها، سلطنت طلبها و کنگره ملی ، مجلس اعلی را هم ذکر کرد و اعتراف کرد که این مجلس رهبر میلیون ها نفر در عراق است.
او در این که آیا مجلس اعلی همکاری با امریکا را خواهد پذیرفت یا نه ابراز تردید نمود اما معتقد بود که نام مجلس اعلی در فهرست معارضین هر طرحی را بی معنا خواهد نمود.
شهید حکیم (ره ) در آن زمان اعلام کرد ما هیچ کمکی از امریکا قبول نمی کنیم چرا که ما می توانیم از تجار عراقی کمکهای لازم را بگیریم.
موضوع این بود که مجلس اعلی اعتقاد داشت که امریکا نه در پی ساقط کردن رژیم صدام که به دنبال مهار آن است.
از این رو رابطه ما با امریکا همان طور بدون هیچ تغییری باقی ماند تا این که سرانجام تغییراتی در موضع گیری های امریکا پدید آمد.
در آن هنگام شهید حکیم و مجلس اعلی تصمیم گرفتند که موضع واقعی امریکایی ها را بفهمند و تصمیم بگیرند. این بود که هیاتی مرکب از کل معارضین به امریکا رفتند و از طرف مجلس اعلی هم آقای سیدعبدالعزیز حکیم اعزام شد.
موضع مجلس اعلی در امریکا این بود که ما اشغال را نمی خواهیم و راه رهایی مردم عراق این است که خودشان وارد عمل شوند و رژیم صدام را ساقط کنند.
رژیم هم می بایست در خارج تضعیف شود نه این که جایگاهش در سازمان ملل همچنان قوی باشد و در عین حال به قلع و قمع مردم ادامه بدهد. این نکته در کنفرانس لندن هم مورد تاکید قرار گرفت که ما نمی خواهیم رژیم صدام توسط نیروهای خارجی سرنگون شود.
پس از سرنگونی صدام مساله ای که برای ملت عراق مهم بود، این بود که ما یک کشور اشغال شده بودیم ; پس بایستی به طور جدی وارد عمل می شدیم چون اگر خودمان را کنار می کشیدیم ، همان اوضاع سالهای 1920 تکرار می شد و اگر می ماندیم می توانستیم منافع ملت عراق را تامین کنیم.
لذا رابطه ما با امریکا بر همین اساس محدود شد. امریکایی ها اعلام کرده اند که از عراق خارج خواهند شد و ما انتظار داریم که به قولشان وفا کنند.
ائتلاف عراق یکپارچه معتقد است هر وقت وضعیت امنیتی عراق مرتب شد و شرایط ایجاد موسسه های امنیتی ، اجتماعی و سیاسی که بتواند امور کشور را اداره کند، فراهم گردید، باید امریکایی ها خارج شوند و اگر نشوند با مواضع تندتری از طرف عراقی ها مواجه خواهند شد.

در مورد رابطه با اسرائیل دولت موقت چه مواضعی دارد؛
رابطه ای وجود ندارد و نخواهد داشت.

ترکیب فعلی دولت عراق را تا چه حد در مهار بحرانها و نابسامانیهای موجود عراق موفق می دانید؛
انتظار نداریم که در این مدت بتوانند کارهای زیربنایی اقتصادی انجام دهند اما باید به مسائل 3 گانه ای که گفتیم بپردازند.
در ایران که رهبری واحد دارد و جریان امکانات در مسیر سازندگی است دیدیم که چقدر طول کشید تا کشور ساخته شد.

در مورد افرادی که در کابینه هستند به عنوان یک کارشناس نظرتان چیست؛
اغلب آنهایی که من می شناسم بااخلاص اند و آمده اند که کار کنند. این کابینه با سختی های فراوان شکل گرفت ; معادله قدرت می بایست مد نظر قرار می گرفت و وحدت نیروهای ائتلاف هم لازم بود که حفظ شود.
ما به عنوان مجلس اعلی حس می کنیم که رعایت حقمان نشده است. در انتخابات ما با عنوان ائتلاف متحد آمدیم اما معلوم نیست که کدامیک از احزاب تشکیل دهنده ائتلاف رای بیشتری آورده چون همه در یک فهرست قرار داشتیم.
در انتخابات استانی در استان های شیعه نشین مجلس اعلی اول بود. بعد حزب فضیلت قرار داشت که یکی از جریانهای منشعب از صدری ها بود. سپس نوبت به گروه ابوعقیل ، جناح منشعب از حزب الدعوه رسید و سرانجام گروه جعفری از حزب الدعوه بیشترین رای را آوردند.
این نشان می دهد که جایگاه مجلس اعلی از همه بالاتر بود، اما مشابه همین جایگاه را در دولت بر عهده ندارد.
اگر مجلس اعلی بالاترین رای را آورده می بایست نخست وزیر هم از این گروه انتخاب می شد، یعنی آقای عادل عبدالمهدی ، اما مجلس اعلی برای این که وحدت ائتلاف حفظ شود کنار آمد و عبدالمهدی به عنوان معاون رئیس جمهور انتخاب شد.
البته انتخاب آقای جعفری به سمت نخست وزیری هم با موافقت مجلس اعلی صورت گرفت. آقای سیدعبدالعزیز حکیم خودش اعلام کرد که آقای جعفری را قبول دارد و همه هم وی را قبول کردند.
آقای جعفری فردی متفکر و معتدل است. آقای باقر صولاغ، وزیر کشور هم فردی معتقد و سرسخت و جدی است.

پس از کشته شدن تعدادی از علمای اهل تسنن انتقادات و فشارهایی به شخص وزیر کشور وارد آمد. در این باره چه نظری دارید؛
این انتقادات بی اساس بود و مستند نبود. ما نمی دانیم که این افراد واقعا چه کردند که نیروهای امنیتی به مساجد و منازل اینها ریختند؛ برخی حرف و حدیثها از وجود اسلحه و کارگاه های تولید بمب در خود این مساجد حکایت می کند!

مهمترین انتظارات شما از رفتار جمهوری اسلامی ایران در عرصه عراق چیست؛
و هنا تسکب العبرات ; جمهوری اسلامی با این قدرتی که دارد یک عامل بزرگ و تاثیرگذار در منطقه محسوب می شود و هیچ مساله ای در منطقه به جز با شرکت دادن ایران پیش نمی رود.
مشاهده کردیم که امریکایی ها در افغانستان نتوانستند از نقش جمهوری اسلامی صرف نظر بکنند چه برسد به کشوری مثل عراق.
چرا که ایران خودش هم به داشتن رابطه خوب با عراق نیاز دارد.
عتبات عالیات ، حسن همجواری ، منافع مشترک و لزوم حل و فصل مشکلات دیرینه ای که میان ایران و عراق وجود داشته از جمله مواردی است که دو کشور را به هم مربوط می کند. لذا روابط باید به سطحی برسد که در آینده مشکلی پدید نیاید.

از نظر اجتماعی روابط میان مردم عراق و مردم ایران را چگونه ارزیابی می کنید؛
لازم می دانم درباره نوع نگاه عراقی ها نکاتی را برای شما شرح دهم.
البته این تصویر به مردم کوچه و بازار تعلق دارد و مربوط به نخبگان نیست ; ما وقتی که به ایران آمدیم به ما گفته شد «عربها». در عراق هم به ایرانی ها می گویند «عجم».
این مساله قدیمی است چون روابط دو ملت هم قدیمی است. مخصوصا ایرانی ها به عراق می آمدند و در نجف ، کربلا، کاظمین و سامرا ساکن می شدند.
تعداد زیادی طلبه و بازرگان راهی عراق می شدند. اگر بگوییم که در حال حاضر در عراق بیش از یک میلیون ایرانی وجود دارد اغراق نکرده ایم.
این افراد یا در قبایل عربی هضم شده اند یا این که در جامعه عراق محو گردیده اند. این مساله مهمی است که می بایست در سیاست های ایران لحاظ شود.
رژیم صدام در دوران حکومتش خیلی تلاش کرد تا وجهه ای منفی از ایرانی ها {در میان ملت عراق} به وجود آورد اما از آنجا که مردم از رژیم بدشان می آمد با ایرانی ها به خوبی رفتار می کردند.
ایرانی هایی که برای زیارت به عراق می رفتند از رفتار عراقی ها ابراز رضایت می کردند. متاسفانه پس از سقوط رژیم صدام مشکلاتی در این زمینه پیش آمده است.
علی رغم این که ایران اولین کشوری بود که شورای حکومتی عراق را به رسمیت شناخت و خرازی وزیر امور خارجه با هیاتی برای گشایش روابط سیاسی به بغداد آمد و همچنین کمکهای بشردوستانه ایران به عراق بسیار زیاد بود; اما برخی مسائل و نگاه رسانه ای ایران به عراق مشکلاتی را در این زمینه به وجود آورده است.
درست است که ما از اشغال عراق ناراضی هستیم، اما رهبران مذهبی ما هنوز تصمیمی درخصوص مقاومت نگرفته اند. مرجعیت دینی و رهبران سیاسی ما قصد دارند تا از طریق سیاسی با مسائل برخورد کنند تا کم کم نیروهای امریکایی وادار به خروج از عراق شوند.
نگاه مردم عراق به سیاست رسانه ای ایران در جریان حوادث نجف نگاهی مثبت نبود و حتی این تصور شکل گرفته که ایران در این مسائل نقش داشته است. خوب با همه این حرفها الان این سیاست تعدیل شده است.
ایرانی ها می توانند از امکاناتشان برای سروسامان دادن به وضعیت عتبات استفاده کنند. این حرکت به همراه تبلیغات مناسب می تواند ایران را در جهت ایجاد چهره ای مثبت در جامعه عراقی به پیش برد.
ایرانی ها همچنین می توانند تجربیات خود را به عراق منتقل کنند و برای زیارت عراقی ها از شهرهای مذهبی خود در ایران هم امکاناتی فراهم سازند. وقتی عراقی ها نظم رتیب عتبات ایران را ببینند، آنها هم وضع شهرهای مقدس خود را بهتر خواهند نمود.


احسان رازانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها