چشم و همچشمی ، زندگی را ناگوار می کند

ازدواج و اقدام برای تشکیل زندگی مشترک دو جریان فکری متفاوت از دو نسل متضاد را باهم به نوعی وارد میدان کارزاری می کند که تا پیش از وقوع این اتفاق و در جریان اولیه شکل گیری آن
کد خبر: ۷۰۴۹
بسیاری از قواعد و مقررات این میدان بازی برای طرفین ناشناخته است ازدواج در جوامعی مانند ایران ، هنوز هم در صورتی شکل می گیرد که از یک طرف اسیر قواعد سنتی است که از کتاب محدود و ناخوانای فکری پدران و مادران بوده که تنها به خیر و صلاح زوجین که خود نیز گاه نمی دانند این خیر و صلاح در چیست ، گرفته شده و از طرف دیگر متاثر از الگوهای نه چندان تعریف شده کشورهای شمال )توسعه یافته ( برای دو زوج جوان است در این میدان بزرگ که ماراتنی فرسایشی را به دنبال دارد، تنها چیزی که کمتر بدان توجه می شود، بعد تربیتی و آموزشی این پیمان است که جریانات احساسی و عاطفی گذرا و محدود، همیشه آن را تحت شعاع خود قرار می دهد و زوجیت تقریبا بی اطلاع و یا کم اطلاع نسبت به هم ، تن به این خواسته می دهند لذا اصل قواعد این پیمان که همان رسیدن به تکامل در جریان زندگی ، به فراموشی سپرده می شود در این بازی ، بسیاری از واقعیت های عینی زندگی زناشویی رنگ می بازند و جای خود را به مسائل حاشیه ای و در نهایت نزاع و جدال های مداوم لفظی و گاه فیزیکی می دهد و اگر برخی از عوامل اثر گذار در پیدایش این تنشها را بررسی کنیم ، متوجه بی اطلاعی و یا کم اطلاعی زوجین در پیش از ازدواج، نسبت به هم خواهیم شد واژه "مقایسه " زندگی خود با دیگران، یکی از این اثرات شوم است.چرا شادی ها جای خود را به جو سرد و ناسالم خانوادگی می دهند؛ نقش مقایسه میان زندگی خود و دوروبری ها، بین همسر خود با همسر دیگران ، بین عملکردها خواسته یا ناخواسته شرایطی را امروزه در زندگی های زناشویی به وجود می آورد که اولین نتیجه تلخ آن ، کاشتن تخم تنش و آشفتگی در میان دو طرف است و تندترین نتیجه آن نیز جدایی از یکدیگر است . براستی تاکنون از خود پرسیده ایم که این ارزشهای متضاد و در واقع ضدارزش چگونه در زندگی ما شکل می گیرد و ضمن تحمیل شرایط غیرمتعارف بر روند زندگی عادی زوجین ، همه جوانب سالم و شادی بخش زندگی را تحت شعاع خود قرار می دهد؛ همان گونه که اشاره شد، تسلیم شدن ناآگاهانه در برابر شرایط مدرن زندگی های امروزه ، فارغ از توانایی های موجود، همچون طوفانی ، جریان های عادی زندگی را مختل می کند تحمیل خواسته ها، گارد حاکمانه گرفتن در برابر همدیگر و اعمال سلطه نسبت به هم ، از عدم جذب و کسب برخی از خواسته ها، حداقل بحران هایی است که می توان در اثر دیدگاه مقایسه ای برای بسیاری از زندگیهای امروزی تصور کرد زندگی هایی که دچار این بیماری ناشناخته هستند، خیلی زود واقعیت های زندگی خود را که باید برمبنای ظرفیت های خود آن را بنا می نهادند، فراموش کرده و باعث عقیم ماندن واقعیت های زندگی خود می شوند گزارش ها، آمارها و دیگر مشهودات اجتماعی و خانواده ها نشان می دهد اصول رقابت منطقی ، معتدل و به پیشرونده این تیپ زندگی ها در مدت زمان کوتاه و یا در میان مدت ، عملا از بین رفته و زندگی در صورت عدم جدایی ، میدانی برای رقابت های کاذب و امتیازگیری و امتیازدهی تبدیل خواهد شد. وارد آوردن فشار به یکدیگر، از دیگر مضرات پدیده مقایسه است . آنچه مسلم است ، تمام این رفتارها در صورتی بروز و ظهور می کنند که در هیچیک از آنها اصل واقعیات مبنا قرار نمی گیرد.آیا مقایسه ، زاده چشم و همچشمی است یا چشم و همچشمی پیامد مقایسه است ؛ در زندگی ما ایرانی ها این عامل به شکل قابل فهمی مشاهده می شود و در بسیاری از اوقات ضربات و لطمات جبران ناپذیری را به فرهنگ زندگی خانوادگی ما وارد کرده است این پدیده زشت در طی دهه های اخیر که رفاه نسبی در زندگی ایرانیان روبه بهبود نهاد، جایگزین ناخلفی برای رقابت های سالم شده است و با وجود آثار سویی که چشم و همچشمی بر زندگی خانوادگی ایرانیان داشته ، تاکنون هیچ گونه تدبیر مناسب و لازمی چه از سوی نهادهای اجتماعی اثرگذار و چه از سوی مراکز آموزشی موثر در جهت آموزش اثرات سوء و گاهی ویرانگر این پدیده ضدارزش و ضد فرهنگ ارائه نشده است و حتی در برخی مواقع اثرات این رفتارها بر اثر منتقلان آن به خود این محیطها نیز سرایت کرده است حداقل نتایج سویی که از نقش مقایسه و چشم و همچشمی میتوان در زندگی بر شمرد، بدین گونه است:حاکمیت واکنش های منفی میان زوجین. کاهش روح فعالیت و مشارکت در بهبود و ساماندهی زندگی بر مبنای ظرفیت های ممکن.وارد آمدن فشار بر هر دو طرف . فشار بر روی مرد مبنی بر این که ظرفیت های خود را ناتوان از تامین خواسته های غیرمتعارف می بیند و فشار بر روی زن مبنی بر این که نیازهای خود را فارغ از داشته ها و توانایی های همسر، نسبت به دوروبری های خود تامین نشده می پندارد.از میان رفتن تدریجی علاقه نسبت به هم و نسبت به زندگی و جایگزینی نفرت و انزجار.احساس تدریجی شکست و متهم کردن یکدیگر نسبت به سرنوشت خود.از میان رفتن تشابهات و جایگزینی ضدارزشها. پیدایش حساسیت های کاذب و تشدید دشمنی هابدون تردید در طول تاریخ پیدایش آدمی و درک این که تولید مثل ، تنها با آمیزش دو جنس همزیست امکانپذیر است ، بمرور زمان برای پذیرش منطقی و معتدل همدیگر، وجود یک رشته الزامات و حقوق متقابل نیز پشت سر آن شکل یافته است این خطمشی ها براساس گذر از تاریخ و اشکال متفاوت جوامع انسانی دایم متاثر از عقاید و افکار بوده و هست و شاید این نکته بدیهی باشد که به خاطر ناتمام بودن خط مشی های مشترک در درون ساختار موثری چون خانواده ، به اشکال امروزی شاهد فراز و نشیب های فراوان و ریز و درشتی باشیم که روش و جریان عادی زندگی را برخلاف روال سازنده آن ، با دیدگاه هایی غیرمعقول به سمت سراشیبی سقوط هدایت می کند جنگاوران این میدان کسانی نیستند جز انسان هایی همنوع که در اطراف ما زندگی می کنند آنها ابتدا با یک هدف مشترک به نام زندگی ، بنیان های خود را بنا نهاده اند؛ اما ابعاد کوچک غیرنمایانی چون مقایسه ، به عنوان یکی از این ابعاد در برخی زندگی ها براحتی بر هدف اصلی چیره شده و در بسیاری از موارد منجر به فروپاشی خانواده می شود اصلی ترین دلیل غلبه موارد حاشیه ای در زندگی های مشترک ، نبود مدیریت اصول مبتنی بر مشارکت بین طرفین و عدم درک واقعیت هاست ؛ زیرا که نبود مدیریت، بخشی از فکر را به سمت خیالبافیهای واهی کشانده که منطبق بر واقعیات زندگیست.در چنین موارد و مواقعی ، اگر از قدرت مدیریتی و ظرافت های فکری بهره گرفته نشود، نتایج تلخی را که عمدتا به صورت نقش های جایگزین از زندگی های اطراف وارد محدوده زندگی خودمان می شود و به صورت مقایسه های کاذب ، خود را نمایان می سازد، از خود به جا می گذارد که برخی از این نتایج عبارتند از:فروپاشی زندگی و طلاق.بر جا گذاشتن آثار سوء و مخرب بر کودکان.افزایش بحران های اجتماعی ناشی از فروپاشی این چنینی خانواده.افزایش احساس های انتقامجویانه و بدبینی های مستمر میان دو جنس مخالف در جامعه. گسترش روحیه امپراتوری در خانواده هایی که دچار این جنجال غیراصولی هستند بنابراین پیش از شکل گیری زندگی مشترک ، دو طرف ضمن مطالعه تمام جوانب ، باید توجه خاصی به سایر افراد خانواده های خود که قبلا وارد جریان زندگی شده و نوع و شکل زندگی ای که دارند، داشته باشند تا اگر امکان قرار گرفتن در ردیف های مشابه برایشان ممکن است ، اقدام به تاسیس زندگی کنند؛ در غیر این صورت تصمیم عاقلانه تری را جایگزین تفکر فوق نمایند زیرا تصمیم در این مرحله ، بسیار ارزنده تر و منطقی تر از مرحله ای است که زندگی را پس از شکل گیری با آشفتگی و از هم پاشیدگی روبه رو سازد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها